وقتی که استاد روشنفکری دینی یعنی دکتر عبدالکریم سروش و استاد روشنفکری عرفی یعنی دکتر جواد طباطبایی که معمولا دیدگاههای کاملا متفاوتی در بسیاری از زمینهها دارند، در نقطه حمایت از کاندیداتوری شیخ مهدی کروبی به وحدت میرسند، باید اذعان کرد که شیخ اصلاحات نقش بدیع و شگفت انگیزی در جغرافیای سیاسی ایران پیدا کرده است. در واقع آقای کروبی در جریان انتخابات ریاستجمهوری ظرفیت بسیاری از خود بروز داده است، ظرفیتی که مرزهای نامبارک اصل تبعیض آمیز خودی و غیرخودی را درهم شکسته، دفاع از حقوق شهروندی ایرانیان را در صدر قرار داده و نظر کارشناسان را بر دیدگاههای سنتی زمامداری برتری بخشیده است. به همین علت بسیاری از کسانی که در این سالها رنجی بردهاند و هزینهای پرداختهاند، در ستاد شیخ گرد هم آمدهاند و بسیاری دیگر نیز که متمایل به کاندیدای «رای آور»اند، دل در گرو همین ستاد دارند. روی سخن من در این مطلب بهویژه با دوستان اخیر است دوستانی که برنامههای شیخ را ترجیح میدهند اما از بیم پیروزی احتمالی آقای احمدینژاد رای خود را از کروبی به سوی کاندیدای «رای آور» کشاندهاند. این دوستان در درجه نخست لازم است بدانند که ملاک پیروزی در انتخابات اکثریت نسبی نیست که اگر آرا تقسیم شد به نفع آقای احمدینژاد باشد. طرف پیروز در انتخابات باید اکثریت مطلق آرا را کسب کند و بنابراین به هر کدام از سه کاندیدای مقابل آقای احمدینژاد رای داده شود و یا حتی رای سفید به صندوق ریخته شود، به زیان رئیسجمهور کنونی خواهد بود. در درجه دوم، همه دوستان لازم است از این امر آگاه باشند که شیخ نمیخواهد یک تنه کشور را اداره کند. او با انتخاب مدیری شجاع، توانا و صریح به نام غلامحسین کرباسچی به عنوان معاون اول خود در حقیقت نحوه اداره دولت خود را مشخص کرده و نقش خود را بیشتر در جهت حمایت شفاف و قاطع از همکارانش تعریف کرده است تا آنان بتوانند بدون کارشکنیها و آزار و اذیتهای معمول، چرخ اداره کشور را بچرخانند و مشکلی از سر راه مردم بردارند. در درجه سوم، آقای کروبی عملا به محور ائتلاف تازهای در ایران تبدیل شده است و رای به او در حقیقت سنجش وزن اجتماعی ائتلاف او با روشنفکران، فعالان تحولخواه، تکنوکراتهای خوشنام و دیگر نیروهای محذوف جامعه است. صلاح همه ما در این است که این نیروی سیاسی تازه ظهور هم در آینده ایران نقش بازی کند و هم قدرت اجتماعی آن در انتخابات بالا باشد. از این رو، دل در گرو کروبی داشتن اما به کاندیدای دیگر رای دادن، به معنای کاستن از وزن اجتماعی ائتلاف تازه ظهور است و برای آینده ما مفید نخواهد بود. ائتلاف سیاسی تازه ظهور برای آینده ایران بسیار ضروری و مهم است و حداقل نقش آن، این خواهد بود که در صورت ناکامی دوباره نوعی از اصلاحطلبی، تنها بدیل پیشروی مردم محافظه کاری و بهاصطلاح اصولگرایی نباشد، و مردم بدانند که اصلاحطلبی عملگرایانه و همراه با ایستادگی بر مواضع نیز در این کشور آلترناتیوی است که روزی باید آزمون شود حال چه محور آن مهدی کروبی باشد چه غلامحسین کرباسچی و چه در شرایطی عبدالله نوری و یا دیگران. از این رو، بر اساس نگاهی بلندمدت تر لازم است که همه کسانی که دل در گرو اصلاحطلبی عملگرایانه دارند، رای خود را به نام شیخ اصلاحات به صندوق بیندازند. من به نوبه خود نسبت به رای شیخ خوشبینم زیرا گذشته از شواهدی که در این زمینه وجود دارد، آیهای از قرآن هم به ما نوید میدهد که: انالله یجزی صادقین بصدقهم. خداوند به راستگویان به علت راستگوییشان پاداش میدهد.
با یاران & دراویش121
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم ### موجیم که آسودگی ما عدم ماست
بهراستی که مهدی کروبی به شگفتی انتخابات ریاستجمهوری دهم تبدیل شده است. شیخی که برخی از رقبای سیاسیاش با تحقیر و تمسخر او میکوشیدند تا بیگانه با اصول زمامداری و روش سیاست ورزی متهمش کنند، اکنون نه فقط در میان ابهامگویی بسیاری از گروههای اصلاحطلب به سمبل و نماد دفاع از حقوق شهروندی و اصلاحطلبی واقعگرایانه مبدل شده بلکه با صداقت و شفافیتش توجه خیل عظیمی از نیروهای سیاسی تحولخواه و تکنوکراتهای توانا و روشنفکران را به سمت خود جلب کرده است.
+ نوشته شده توسط .....خرسند در جمعه بیست و دوم خرداد 1388 و ساعت
7:34 |

