تبليغاتX
Jonamoos Browser (Anti Filter)
Filtered Url : : آدرس سايت فيلترشده
با یاران & دراویش121
رادیو زمانه - و اما در شب گذشته در میدان مرکزی شهر آمستردام میدان دام تجمعی توسط گروهی با عنوان کانون مدافعان حقوق درویشان و دانشجویان برگزار شد در این گردهمایی که با حضور سخنگوی درویشان گنابادی در اروپا “دکتر سید مصطفی آزمایش” برگزار شد شرکت کنندگان اقدام به توزیع بروشور و امضاء در اعتراض به ادامۀ دستگیری ها کردند پیش از این هم این گروه در اعتراض به ادامۀ دستگیری ها در سوم آوریل چادری را در کپنهاگ به راه انداخته بود که در آن به همین ترتیب به دستگیری اخیر این دانشجویان و درویشان اعتراض کرده بود در همین زمینه اردوان روزبه از رادیو زمانه مصاحبه ای را با دکتر سید مصطفی آزمایش داشته است

دکتر سید مصطفی آزمایش : یک ماه و نیم است که از بازداشت غیرقانونی و بدون دلیل تعدادی از درویشان سلسله نعمت اللهی گنابادی در ایران می گذرد و اینها هنوز آزاد نشده است و حال تعدادی از آنها وخیم گزارش شده است توسط خانواده هایشان و با اینکه از مجاری قانونی وکلای سلسله نعمت اللهی گنابادی تلاش بسیاری کردند که مقدماتی برای آزادی این اشخاص فراهم کنند اما موفقیتی حاصل نشده است به همین دلیل کمیتۀ دفاع از حقوق درویشان و دانشجویان در خارج از کشور در شهرهای مختلف دست به برپا کردن تظاهرات و تجمعات اعتراض آمیز زده است که در هر بار با روشن کردن افکار عمومی می خواهد جلب حمایت کند برای آزاد کردن هرچه سریعتر این درویشان و دانشجویان و در واقع هدف از برپایی این گردهمایی ها و تظاهرات ها جلب حمایت های بین المللی برای فشار وارد کردن به دادگستری و دستگاه قضایی در ایران است که هرچه زودتر به این بازداشتهای غیرقانونی پایان دهند و درویشان و دانشجویان را آزاد نمایند

اردوان روزبه : دقیقاً چه اتفاقی افتاد و برنامه به چه شکلی اجرا شد ؟

دکتر سید مصطفی آزمایش : در میدان مرکزی آمستردام فعلاً با جلب نظر مقامات انتظامی و پلیس و اجازه گرفتن از شهرداری آمستردام یک گردهمایی ای برگزار شد که در طی آن حدود دو هزار شاخۀ گل به عابرین داده شد همراه با یک کاغذی که در آن کاغذ توضیح داده شده بود که تصوف چیست ؟ تصوف مکتب عشق و صلح و مداراست و پیروان این مکتب امروز درایران زیر فشار قرار دارند و یک عده ای از آنها بدون دلیل هنوز در زندان به سر می برند و عدۀ زیادی از مردم که توریست هم بودند و اشخاص دیگری هم در میان آنها زیاد بود آمدند و عکسهای تخریب حسینیه ها و اشخاصی که مضروب شده بودند را دیدند و از سرنوشت اینها اطلاع حاصل کردند و با امضاء کردن پتیشن هایی اعلام حمایت کردند برای فعالیتهایی که در جهت آزادی اینها دارد صورت می گیرد. از مقامات محلی هم اشخاصی آمدند، خبرنگارهای خبرگزاریهای مختلف هم آمدند و گزارش تهیه کردند و از ایران  committee که در هلند تأسیس شده است یک گروهی آمدند و شرکت کردند و با امضا کردن پتیشن ها حمایت خودشان را اعلام کردند

گفتگویی بود با دکتر سید مصطفی آزمایش سخنگوی درویشان سلسله نعمت اللهی گنابادی در اروپا به بهانۀ تجمع کمیته و کانون دفاع از حقوق درویشان و دانشجویان در میدان دام در مرکز آمستردام -در خارج از ایران

+ نوشته شده توسط .....خرسند در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 و ساعت 19:6 |
۲۱فروردين 1387 ماموران زندان فرم درخواست مرخصي به دراويش زنداني دادند ولي دراويش به عنوان اعتراض آنها را پر نكردند و گفتند همچنان در زندان ميمانيم تا اعمال غيرقانوني دستگاه قضايي و امنيتي كشور براي مسوولين كشور و افكار عمومي مشخصتر شود

   فيروز بيدآباد با 43 سال سن دچار عارضه سنگ كيسه صفراست و همچنان در ناراحتي بيماري بسر ميبرد و حركت كردن برايش سخت است. او تحت معالجه درمانگاه زندان است و پزشك جراح زندان او را معاينه كرده و اعلام داشته كه احتياج به عمل جراحي سنگ كيسه صفرا دارد. 

 تعداد زندانيها همچنان 15 نفر است اغلب دراويش بازداشت شده از افراد تحصيلكرده و در رشته خود از متخصصين جامعه هستند.  محمد علي تابان از اساتيد مجرب رشته فيزيك ميباشد اسماعيل صنعت پرست از هنرمندان و اساتيد خط و خوشنويسي است جوانترين آنها مسلم صنعت پرست با 26 سال سن ميباشد كه هم اكنون مسؤوليت آرايشگاه زندان نيز بدو سپرده شده است حشمت الله وفايي شعار با هفتاد و سه سال سن مسن ترين درويش زنداني و فرهنگي بازنشسته ميباشد. مهندس ميكائيل قرباني از مهندسين شركت پاژنگ ميباشد. حسن كاشاني با درجه فوق ليسانس در رشته كامپيوتر از مدرسين رشته كامپيوتر در دانشگاه پلي تكنيك و از مدرسان و محققين كامپيوتر در بزرگترين شركت اتومبيل سازي ايران يعني ايران خودرو ميباشد

فيروز بيدآباد با تحصيلات متنوع در كشور فرانسه بر چند زبان خارجي مسلط ميباشد. او برادر دكتر بهروز بيدآباد دانشيار رشته رياضي در دانشگاه اميركبير و دكتر بيژن بيدآباد اقتصاددان برجسته ايراني است يدالله شمسي خاني دبير نمونه گرمسار است و همچنين پيمان امرائي و غلامعلي باغستاني از فرهنگيان خوشنام ميباشند  

مجالس درويشي شبهاي جمعه و دوشنبه و صبح جمعه همچنان در زندان اوين برگزار ميگردد و زندانيان و زندانبانان بشدت تحت تاثير رفتار دراويش قرار گرفته‌اند و گرايش به درويشي در زندان اوين رو به گسترش است و زندانيان غيردرويش نيز بسياري از اوقات خود را صرف مطالعه متون مثنوي مولوي و يا ديوان شمس و اشعار عرفا مينمايند.

  مرتضي رسوليان نيز از دراويش گنابادي است كه با پيمان فتاحي در جمعيت آل ياسين همكاري ميكرد در زندان اوين بسر ميبرد او نيز از تاريخ 26 بهمن 1387 دستگير شده است و به علت عدم همكاري با ماموران همچنان تحت بازداشت قرار دارد 

+ نوشته شده توسط .....خرسند در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 و ساعت 19:5 |

مصاحبه با سعید غلامیان یکی  از وکلای دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی

واقعه تخریب حسینیه دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در شهرستان بروجرد،با صدوراعلامیه توسط جمعی از طلاب اعزامی از قم و همراهی طلاب بومی!! آغاز شد وهمین عده هدایت و رهبری جریان تخریب رانیز بعهده داشتند .دراویش به وکالت آقای سعید غلامیان ازاین جماعت !!به دادگاه ویژه روحانیت شکایت نمودند . آقای سعید غلامیان وکیل دراویش بروجرد در گفتگو با خبرنگارسایت مجذوبان نور ،به پرسشهای مطرح شده دراین خصوص پاسخ گفت :

مجذوبان نور:آقای غلامیان اخیراً از قول تعدادی از موکلین شما در بروجرد نقل شده است که شما از وکالت در پرونده فقرای بروجرد در دادگاه ویژه روحانیت انصراف داده اید؟ آیا این خبر صحت دارد و شما آنرا تایید می کنید؟

غلامیان : خیر , خبر را درست بعرض شما نرسانیده اند, من کما کان وکالت 70 نفر از فقرای بروجرد را که علیه 42 نفر از افراد روحانی که مهاجمین به حسینیه دراویش بروجرد را رهبری و تحریک کرده اند بعهده دارم و قصد انصراف هم ندارم .ولی حدوداً یک ماه قبل از دادیاری شعبه اول دادسرای ویژه روحانیت خوزستان و لرستان مستقر در اهواز با بنده تماس گرفته و گفتند که چون وکالت در این دادسرا و دادگاه تابع شرایط خاص و صلاحیت ویژه است بر اساس مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام من مجاز به وکالت در این دادسرا نیستم و باید وکیلی را که مورد تایید دادگاه ویژه روحانیت باشد انتخاب کنم. من در این مورد با دادیار محترم شعبه اول مفصلاً صحبت کردم حتی پیشنهاد کردم که من از جانب موکلینم موظف به وکالت هستم و اگر برای تامین نظر شما وکیل دومی انتخاب کنم که حائزشرایط مورد نظر دادسرای ویژه روحانیت باشد آیا من هم خواهم توانست برای تامین نظر موکلینم در کنار وی در مراحل تحقیق و رسیدگی حضور داشته باشم ؟ اما آقای پور محمدی معتقد بودند که حضور بنده نقض غرض محسوب می شود و من مجاز به حضور در دادسرا و دادگاه نخواهم بود .

لذا من از ایشان خواستم که اسامی وکلای صلاحیتدار را برای من ارسال کنند تا به اطلاع موکلین رسانیده و در این مورد تصمیم بگیرند. لذا با موکلین موضوع را در میان گذارده و منتظر نظر ایشان هستم و امیدوارم بتوانم ظرف هفته آینده کتباً مراتب را به دادسرای ویژه روحانیت تقدیم نمایم .

مجذوبان نور: نظر خود شما در مورد ادامه وکالتتان چیست؟

غلامیان : همانطور که عرض کردم من تا زمانی که موکلینم مخالفتی با ادامه وکالت من نداشته باشند به تکلیف خود عمل خواهم کرد .

مجذوبا نور: اگر وکالت شما را در دادگاه ویژه نپذیرند شما چه اقدامی انجام خواهید داد ؟

غلامیان : اولاً که طرح شکایت وکالتاً توسط بنده به دادسرای ویژه تقدیم شده و دادسرا نیز پذیرفته است و نیز به بنده اخطار نموده اند که موکلین را در نمایندگی دادسرای ویژه روحانیت در خرم آباد حاضر نموده تا اظهاراتشان ثبت گردد. لذا من در زمان رسیدگی به پرونده موکلینم به دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت مستقر در اهواز مراجعه خواهم کرد و بعید می دانم که ممانعتی برای حضور و دفاع از دعوی بنمایند.

مجذوبان نور: در رابطه با مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام برای وکالت در دادگاه ویژه روحانیت چه نظری دارید ؟

غلامیان : قاعدتاً نباید برای حقوق و آزادیهای مشروع محدودیتی چه در موضوعات عام و چه در موضوعات خاص مانند وکالت ایجاد نمایند و مصوبه مورد بحث در این مورد دارای حرف و حدیثها و انتقادات فراوانی است که از منظر حقوقدانان و صاحبنظران مطرح شده و این مصوبه مجمع مصلحت نظام را با روح و صراحت قانون اساسی مخالف می دانند زیرا حقوق قانونی و آزادیهای مشروع شهروندان را محدود می نماید و این نظرات و انتقادات بدون اینکه فرصت طرح و بررسی بیابند بدون پاسخ باقی مانده اند و شایسته است که در این باب تصمیم بهتری اتخاذ گردد.

+ نوشته شده توسط .....خرسند در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 و ساعت 7:25 |

«کانون مدافعان حقوق درویش و دانشجو» با برگزاری تجمعی در میدان مرکزی آمستردام خواستار آزادی چندتن از دراویش گنابادی از زندان‌های ایران شد.

«کانون مدافعان حقوق درویش و دانشجو» به گفته مصطفی آزمایش سخنگوی دراویش نعمت الهی گنابادی در اروپا، به منظور حمایت از دراویش و دانشجویانی که هم‌اکنون در ایران زندانی هستند، تشکیل شده است.

تجمع شب گذشته این کانون در آمستردام آن‌طور که آقای آزمایش به خبرنگار زمانه گفته است، به منظور جلب افکار عمومی کشور‌های اروپایی برای تحت فشار گذاشتن مقام‌های جمهوری اسلامی است تا به بازداشت «خودسرانه» دراویش و دانشجویان خاتمه دهند.

این کانون پیش از این تجمع مشابهی در سوم آوریل در کپنهاک دانمارک برگزا‌ر کرده بود.

آقای آزمایش افزوده است که «کانون مدافعان حقوق درویش و دانشجو» قصد دارد در آینده تجمع‌های مشابهی در سایر شهرهای اروپایی برگزار کند.

اعتراض‌ها به تداوم بازداشت گروهی از دراویش گنابادی در حالی ادامه دارد که ۲۷ فروردین ماه وب‌سایت مجذوبان نور اعلام کرده بود که پرونده ۱۵ تن از دراویش بازداشت شده مقابل مجلس شورای اسلامی به دادگاه انقلاب ارسال شده است.

این افراد در حدود ۶۰ روز است که در زندان به سر می‌برند و تلاش‌های وکلا برای آزادی‌ آنها تاکنون بی‌نتیجه بوده است.

بیش از ۱۰۰ تن از دراویش، هفته اول اسفند ماه سال گذشته قصد داشتند در اعتراض به تخریب حسینیه گنابادی‌ها در اصفهان، در مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کنند که از سوی ماموران امنیتی و پلیس بازداشت شدند.

از میان دستگیر شدگان، ۱۵ نفر همچنان در زندان به سر می‌برند و آن‌طور که وب‌سایت مجذوبان نور اعلام کرده است در انتظار تشکیل دادگاه هستند.

حسینیه دراویش گنابادی بامداد سی‌ام بهمن ماه سال‌ گذشته در اصفهان تخریب شد.
در بهمن ماه سال ۱۳۸۴ نیز حسینیه دراویش گنابادی در شهر قم تخریب شد و عده‌ای از دراویش، بازداشت و محاکمه شدند.

آبان ماه دو سال بعد هم حسینه دراویش در بروجرد تخریب شد و گروهی از دراویش این شهر دستگیر شدند.

+ نوشته شده توسط .....خرسند در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 و ساعت 7:21 |

يكي از دراويش سلسله نعمت اللهي گنابادي دركرج صبح روز شنبه 29 فروردين ماه 88 احضار شد .

 به گزارش خبرنگار سايت مجذوبان نور ؛ خانم مارينوس رستمي از دراويش سلسله نعمت اللهي گنابادي و كارمند دانشگاه آزاد اسلامي واحد كرج صبح روز شنبه 29 فروردين ماه 88 توسط مأمورين اطلاعات نيروي انتظامي كرج احضار شد .

براساس اين گزارش ؛ مأمورين ، اين درويش گنابادي را به ساختمان مركز رسيدگي به امور اتباع خارجي مقيم ايران ( وابسته به نيروي انتظامي ) واقع در بلوار استقلال منطقه گوهردشت كرج ، منتقل و از وي خواسته اند آمار دراويش و پيروان سلسله گنابادي را در اختيار آنها قرار دهد .

چندي پيش نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران طي بخشنامه اي به كلانتريها و يگانهاي انتظامي سراسر كشور خواستار احضار دراويش گنابادي به واحدهاي اطلاعات ناجا و تهيه ليست آماري اعضا و شركت كنندگان در مجالس  آنها شده است

+ نوشته شده توسط .....خرسند در شنبه بیست و نهم فروردین 1388 و ساعت 19:47 |

مصاحبه (قسمت  دوم ) : دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و امنیت ملی

 توضیح :  

 ))در پاسخ به سئوالات و ابهامات مخاطبین محترم و رفع شبهه از اذهان عموم، خصوصا معاندین عرفان وتصوف ، در گفتگو باکارشناسان و مدیران سایت مجذوبان نور، سلسله مطالبی را  مورد تجزیه و تحلیل قرار داده ،سعی مینماییم درحد توان، به تدریج  کلیه پرسشهای مطرح شده را پاسخگو باشیم   . امید است عزیزان ایمانی و مخاطبین گرامی با خواندن مطالب مذکور و ارسال نقطه نظرها ی خویش ما را در این خصوص یاری دهند. بخش  دوم این مباحث را  تحت عنوان دراویش و امنیت ملی با آقای مصطفی دانشجو یکی از مدیران سایت مجذوبان نور انجام  داده ایم ،  از در گاه پروردگار منان   توفیق و موفقیت همگان را، در راه اتحاد  مومنین ، وحدت اسلامی و احیای فرهنگ ملی کشورمان ،آرزومندیم

.   دراویش گنابادی و امنیت ملی 

سئوال :

عده ای از مخالفین تصوف، اقدامات دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در استفاده از حقوق قانونی خود به عنوان شهروندان کشور و اصرار بر اجرای قانون را، اخلال در نظم عمومی و تهدید امنیت ملی محسوب می نمایند و با این پیش فرض تعدی و تعرض  به  دراویش، خصوصا در محاکم قضایی را توجیح  می کنند ، نظر شما در این خصوص چیست ؟

 جواب :

دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و امنیت ملی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط .....خرسند در شنبه بیست و نهم فروردین 1388 و ساعت 19:44 |

٢٠-صبح شنبه 2٩-1-88 ( تقلید -خانمها)  کیفیت بالاتر  عکس

٢٥-صبح شنبه 2٩-1-88   (  ترقی بشر در صلح وسلامت -آقایان)   کیفیت بالاتر   عکس

٢٤-صبح جمعه  28-1-88 (نگرانی-دیدن خواب  فرزند در خواب -خانمها)     کیفیت بالاتر    عکس

+ نوشته شده توسط .....خرسند در شنبه بیست و نهم فروردین 1388 و ساعت 19:41 |

یکی از دراویش بازداشتی برای آخرین دفاع به دادسرای امنیت رفت

حسن کاشانی ، یکی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی جهت اخذ آخرین دفاع پیرامون اتهام انتسابی ، از زندان اوین به دادسرای امنیت اعزام شد .

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور؛ این درویش گنابادی روز دوم اسفند 87 ساعت 1 بامداد ، در منزل مسکونی خود در تهران توسط عوامل پلیس امنیت و اطلاعات به سرپرستی شخصی به نام رهنما به اتهام تبانی به منظور برهم زدن امنیت ملی دستگیر و روانه سلولهای انفرادی زندان اوین شد و تاکنون با گذشت 55 روز با قرار وثیقه یکصد میلیون تومانی همچنان در اوین به سرمی برد .

بنابراین گزارش ؛ این درویش گنابادی روز یکشنبه 23 فروردین ماه برای اخذ آخرین دفاع پیرامون اتهام انتسابی به دادسرای امنیت اعزام و تحت بازجویی حیدری فرد ( دادیار دادسرای امنیت ) قرار گرفت .

این گزارش درادامه می نویسد ؛ در جلسه آخرین دفاع ، دادیار پرونده با ارائه لیست قریب به 60 پیام کوتاه تلفن همراه sms مبنی بر دعوت از دراویش برای حضور مقابل مجلس شورای اسلامی در روز سوم اسفند 87 ، سعی در پذیرش ارسال این پیامها از سوی وی داشته اما آقای کاشانی با رد ادعای دادیار پرونده ، از پذیرش و امضاء آن استنکاف می کند .

پرونده دراویش گنابادی با صدور کیفرخواست به دادگاه انقلاب ارجاع شد

پرونده 15 تن از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی که در روز 3 اسفند 87 مقابل مجلس شورای اسلامی دستگیر و هم اکنون در زندان اوین به سر می برند به دادگاه انقلاب ارجاع شد .

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور ؛ رسیدگی به پرونده اتهامی این 15 تن با کیفرخواست دادسرای امنیت در دستور کار شعبه 22 دادگاه انقلاب تهران قرار گرفت .

بنابر این گزارش ؛ این 15 درویش گنابادی پس از گذشت 55 روز همچنان در زندان اوین نگهداری می شوند و تلاشهای وکلای دادگستری نیز برای آزادی این دراویش بی نتیجه مانده است.

+ نوشته شده توسط .....خرسند در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388 و ساعت 4:4 |

جنابش در 13 رجب 1339 هجری قمری برابر با سوم فروردین 1300 (روز ولادت مولا امیر المومنین ) در اصفهان دیده به جهان گشودند .

تحصیلات ابتدایی و مقدماتی را در مدزسه حکمت تحت مدیریت شیخ جلیل القدر جناب آقای اسدالله ایزدگشسب (درویش ناصرعلی) و همچنین جناب آقای حاج سید محمد علی فانی طباطبائی (فیض علی) گذراندند. سپس جهت ادامه تحصیلات در امتحانات مرکز تربیت معلم شرکت کرده و به عنوان آموزگار در روستای جرقویه اصفهان مشغول به تدرس شدند. در سال 1337 هجری شمسی به شهر اصفهان منتقل شده و در دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان در رشته زبان و ادبیات انگلیسی ادامه تحصیل داده و سرانجانم در سال 1340هـ.ش موفق به اخذ مدرک لیسانس از آن دانشگاه شدند .

جناب آقای عبد یزدان پس از تحقیق و تفحّص بسیار وجستجوی گمشده ، در نهم جمادی الثانی 1369 هـ.ق برابر با 28 فروردین 1329هـ.ش نزد جناب آقای شیخ مجتهد سلیمانی (وفا علی) مشرف به فقر شدند.

حضرت آقای رضاعلیشاه اعلی الله مقامه الشریف در تاریخ 5 ذیقعده 1304 برابر با 23 مرداد 1362 اجازه اقامه نماز جماعت را برای ایشان صادر فرمودند .      

پس از رحلت حضرت آقای رضاعلیشاه اعلی الله مقامه الشریف و جانشینی حضرت آقای محبوبعلیشاه ، فرمان اخذ بیعت از فقرا را برای جناب آقای عبد یزدان در 17 ربیع الاول 1413 هـ.ق برابر با 24 شهریور 1371 صادر فرمودند و ایشان این وظیفه الهی را به خوبی انجام دادند تا آنکه فرمان دستگیری و ارشاد ایشان در روز عید سعید غدیرخم 18 ذیحجه 1413 برابر با 19 خرداد 1372 توسط حضرت آقای محبوبعلیشاه اعلی الله مقامه الشریف با لقب درویش صابر علی صادر گردید .

جنابش در نیمه شب پنج شنبه 20 ربیع الثانی 1417 مطابق با 15 شهریور 1375 دعوت حق را لبیگ گفته و جان به جان آفرین تسلیم کرد.پیکر مطهر ایشان پس از تشیع باشکوه در قطعه 13 باغ رضوان اصفهان در کنار مقبره آقای سید محمد علی فانی طباطبائی (فیض علی) دفن گردید

 

+ نوشته شده توسط .....خرسند در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388 و ساعت 4:2 |

 

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه  27-1-88 شب جمعه   ( تفسیر پند صالح - خمس و زکات  ) - کیفیت بالاتر

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه  20-1-88 شب جمعه   ( تفسیر پند صالح -روزه 2  ) - کیفیت بالاتر

+ نوشته شده توسط .....خرسند در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388 و ساعت 3:53 |

 

٢٣-صبح پنجشنبه 27-1-88 ( ما صلح طلبيم ولي اهل دفاع هستيم به هر قيمتي -آقایان ) 

 کیفیت بالاتر  عکس

+ نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 و ساعت 17:45 |

خبرگزاری قرآنی ایران/ایکنا -  روز گذشته 25 فروردين همزمان با روز بزرگداشت عطار نيشابوری ـ مؤسسه گفت‌وگوی اديان ميزبان «ميرجلال‌الدين كزازی» بود. وی در اين نشست آموزه‌هايی از شعر فارسی را كه پيرامون مرزهای جهانی ما است، در سروده‌های نهان‌گرايانه عرفا دانست و گفت: عرفا در طول تاريخ توانسته‌اند مغز و ژرفای آموزه‌های دينی را ستانده و از برون به درون و از پوسته به مغز و كالبد برسند و آنچه مايه جدايی و ناسازی است، در انديشه‌ها و آموزه‌های آن‌ها كمتر به چشم می‌خوردكزازی در ادامه سخنان خود، عطار را از پيشوايان نامدار در بيان آموزه‌های خداجويانه دانست و گفت: اگر از من بپرسند كه همه آموزه‌های دينی و عرفانی نهان‌گرايانه شعر عطار چگونه می‌تواند در دو واژه بگنجد كه بتواند سرشت و ساختار و گوهر آنها را به شايستگی نشان دهد، بی‌هيچ درنگ می‌گويم «خداجويی». كزازی در ادامه به بسط معنی خداجويی در عرفان اشاره كرد و گفت: هر كه گام در راه شناخت خدا می‌نهد و گريه‌ها و تنگناه‌های راه شناخت خدا را پشت می‌نهد خداجوست، اما نزد راز آشنايان و نهاد دانايان كار با خداجويی پايان نمی‌گيرد، بلكه خداجويی بايد به خداخويی برسدكزازی عطار را از جمله انسان‌هايی دانست كه خداخويی را در اشعار انديشه‌های خود به شيواترين روش بيان داشته است و افزود: داستان مرغان و يا «منطق‌الطير» از جمله مهمترين نمودهای انديشه خداجويی در آثار عطار است. داستان مرغانی كه به رهايی و آگاهی ناگزير می‌رسند كه آگاهی از بند و گرفتاری خود است. عطار موشكفانه مانند يك روانشناس و جامعه‌شناس آسيب‌های روانی و اجتماعی را در اين گفت‌و‌گوها آشكار داشته استوی گفت: عطار با نغزها و تازگی‌های سخن خود پيوندی شگرف ميان خداجويی در فرجام جستجوی خود با جسته خود كه خداوند است، می‌يابد نشان داده است و نگاه آن سی‌مرغ در سيمرغ در واقع نگاه به خود است و آنچه آنان تب‌آلوده در جهان برون می‌جستند را در درون خود می‌يابندكزازی در بخشی ديگر از سخنان خود به شيوه‌های پيمودن مسير شناخت خداوند اشاره كرد و گفت: راه شناخت را بايد با رهنمون پيمود، ولی راز اصلی در شناخت كارساز اين راهنمونی است و اينكه می‌گويند بی‌پير نمی‌توان راه را پيمود. اما اين به چه معنی است؟ آيا پير و پيرو را می‌توان با استاد و آموزنده مقايسه كرد؟ كزازی در ادامه به اين پرسش را اين‌گونه پاسخ گفت: پير، استاد است و تنها رازها و شگفتی‌های پيروی درويشی را به پيرو می‌آموزد. پيوند ميان اين دو پيوندی بی‌همانند است و نمی‌توان با موضوعی و پيوندی ديگر آن را سنجيد و شايد با كمی اغماض بتوان آن را پيوند ميان خواب‌انگيز و خفته خواب رو (هيپنوتيزه و يا هيپنوتيزو) تشبيه كرد. پيوندی كه در آن خفته خواب رو در چنبره خواب انگيزه است و از خويشتن ياد نمی‌آورد و اگر اين پيوند بسيار ژرف و پايدار باشد، در جای هم فرو نمی‌ماند. اين واژه را در زبان فارسی می‌توان به سرسپردگی تعبير كرد، چرا كه پيرو زمانی از پير بهره می‌برد كه سر سپرده او باشد سی‌مرغ ‌در«سيمرغ» ‌درواقع‌نگاه‌به‌خوداست  عطار با نغزها و تازگی‌های سخن خود پيوندی شگرف ميان خداجويی در فرجام جستجوی خود با جسته خود كه خداوند است، می‌يابد نشان داده است و نگاه آن سی‌مرغ در سيمرغ در واقع نگاه به خود است و آنچه آنان تب‌آلوده در جهان برون می‌جستند را در درون خود می‌يابند كزازی افزود: مشكل ما در اين است كه انديشه‌ها، آزموده‌ها و آموزه‌های پيچيده و نغزآلود را گاهی سخت فرو می كاهيم و ساده می‌رانيم و از همين روی به كژتابی و بی‌راهگی دچار می‌آييم. گاهی پنداشته می‌شود كه در اين پيوند نغز ميان پير و پيرو، پير را سوددهی است، در حالی كه تنها سود اين پيوند به پيرو باز می‌گرددكزازی در ادامه كلام خود را اين‌گونه ادامه داد: پيرو گاهی نيازی ندارد تا رازهای رهروی را مستقيماً از زبان پير بشنود و پيوند آن‌ها می‌تواند فراتر از زمان، مكان و جايگاه باشد و پير عطار نيز از اين منظر قابل توجه استكزازی در پايان سخنانش گفت: هور پيران از آلاينده‌ها گذشته‌اند و مانند مرغان عطار بندها را گسسته‌اند و از مغاك خاك و زندان زمين رها شده و رفتن را می‌سازند تا به هور پيران برسند. بوسعيد هور پير عطار است كه او را از مينو و جهان نهان را می‌نمايندعلاوه بر “ایکنا” خبرگزاری قرآنی ایران، پایگاه خبری “تبیان” نیز مطالب بسیار مفصلی راجع به عطار نیشابوری انتشار داده است. فهرستی از مباحث مورد بررسی در این پایگاه خبری درباره عطار در :   http://www.tebyan.net/Celebrated_Authors/2009/4/14/89416.html قابل دسترسی است1388/01/26

+ نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 و ساعت 17:44 |

دراویش از آئین های متفاوتی استفاده می کنند تا ذهن خود را پاک کنند و قلب خود را به سوی راه خداوند باز کنند.

26 فوریه 2009

توسط گلناز اسفندیاری

وقتی وکیل فرشید یداللهی 18 ساله بود یک خواب روحانی می بیند که او را به سوی تحقیق برای دریافت حقیقت هدایت می کند و در نتیجه این تحقیقات، او صوفی می شود.

17 سال بعد، یداللهی می گوید هرآنچه را که در بارۀ خوابش بازگو کند، آن خواب کوچکتر جلوه می کند.

او می گوید این خواب برای دنیای بیرونی نه قابل فهم و نه قابل تشریح است. «مثل این می ماند که کسی بگوید مولکول ها از اتم تشکیل شده اند، حال اتم ها را به من نشان بدهید!» نه. در رابطه با مکتب صوفی هم همینطور است. به خاطر همین حافظ می گوید [شاعر صوفی]: گفتگو آئیین درویشی نبود، ورنه با تو ماجرا ها داشتم.

مکتب صوفی یک پروسه وراه پاک سازی روحانی است، یک سفر به طرف خدا. قرآن می فرماید: خداوند از رگ گردن به انسان  نزدیکتر است.

صوفی ها عقیده دارند که هرکس می تواند یک اتحاد یا وحدت مستقیم با خداوند داشته باشد. آنها از راهها و روشهای متفاوت شامل موسیقی یا رقص، شعر و بازگویی اسامی الهی ، استفاده می کنند.

پیدایش تصوف به پیدایش اسلام برمی گردد و صوفی ها بر این عقیده اند که حضرت محمد اولین مرشد صوفی ها بوده است.

درسوره های مکی قرآن، سنت آموزش تمرکز درونی و روحانی بیان شده است.

لاله بختیار، اولین زن آمریکایی که قرآن را به زبان انگلیسی ترجمه کرده است می گوید که بین مکتب تصوف و اسلام مرسوم ، تنشها و بحران هایی تاریخی وجود داشته و دارد.

بختیار، توضیح می دهد که وقتی سنت صوفی ابتدا روی عشق به خدا تاکید می کند، اسلام مرسوم، ترس از خدا را تعلیم می دهد و هردو همدیگر را به افراط گرایی متهم می کنند.

[برای صوفی ها] مسلمانان مرسوم در صورت اصرار، برای پیاده کردن مجازات گناهان، از حصار اسلام خارج می باشند و  صوفیان می گویند  زمانی که عدالت اجتماعی موجود نباشد نمی توان مجازات های اسلامی را پیاده کرد. بختیار می گوید، مسلمانان رایج، صوفی ها را خارج از حصار اسلام می دانند چون آنها آیین های مضاعفی انجام می دهند. برای مثال هنگام مناجات با خدا صوفی ها استنشاق می کنند یا گاهی رقص یا سماع انجام می دهند. صوفی ها رسوم خود را از پیامبرگرفته  وبه امر او  مربوط می دانند.

مصطفی آزمایش، از بزرگان صوفیه در فرانسه می گوید وحدت  تصوف  و اسلام از همان ابتدا وجود داشته است صرف نظر از مسلمانان محافظه کار.

 

تصوف می گوید که از نظر قرآن هیچ اجباری در دین نیست و هیچ زور و الزامی نیست. دین راه قلب است و این چیزی نیست که آن را بتوان به اجبار پیاده کرد، از طریق تنبیه و شلاق یا توسط یک لشکر و تهاجم. (گفتۀ آقای آزمایش) به همین علت تصوف، خشم قانونگذارانی که برخلاف گفته قرآن می خواستند با استفاده از مذهب سرکوبی ایجاد کنند را برانگیختند.

در نتیجه شکاف بین مکتب شریعت و طریقت یا همان شاخۀ اهل تصوف، و اسلام ایجاد شد و در طی سالیان عمیق تر شد. تحلیل گران می گویند تنش بین شیعه های نعمت اللهی گنابادی و کارگزاران ایرانی به عنوان اختلافات تاریخی دیده شده است.

سیاست هلی Apolitics

سلسله نعمت اللهی بزرگ ترین سلسلۀ صوفی ایران ایست با میزان گزارش شدۀ 2 میلیون عضو در کل کشور شامل شهرهای بزرگ همچون تهران و اصفهان. افراد این سلسله در 4 سال اخیر تحت فشار فزاینده بوده اند. 3 محل  از مکان های پرستش آنها تخریب شده است. صاحب منصبان ،صوفی ها را به عدم داشتن مجوز و همراه داشتن مواد مخدر متهم کردند که باعث اتهام صوفیه شد.

یکی از چندین مکان دراویش گنابادی برای انجام اعمال عبادی اخیراً در ایران تخریب شد. دراویش می گویند آنها مورد تهاجم قرار گرفتند. چون آنها به عنوان جمعیت پر تعداد صوفی معرفی شدند و  به عنوان قدرتی بر علیه تاسیسات روحانیون در ایران در نظر گرفته شدند.

بعضی روحانیون محافظه کار تصوف را خطری برای اسلام نامیده اند. آیت الله حسین نوری همدانی، یک روحانی عالیمرتبه در قم در سال 2006 گفت: صوفیه با عدم دخالت در سیاست، اسلام را تضعیف می کند.

Hardlinevs  هم درویشان را به دخالت دست آویزی برای قدرتهای خارجی برای ایجاد ناهنجاری و نابسامانی در جامعه متهم کردند. در سال 2007 نامه ای توسط گروهی که خود را محقق و دانشجو معرفی کردند در قم تهیه شد که در آن بر علیه خطرات صوفیه هشدارهایی داده شده بود و مسئولین را فرا خوانده بودند که جدی تر با مسئله برخورد کنند. آنها اضافه کردند که امت حزب الله ایران آماده همکاری و مساعدت صاحب منصبان است. به گفته آقای آزمایش که نماینده دراویش گنابادی در خارج از ایران است تهاجم بر علیه صوفیه از طریق چند کتاب در سال 2005 آغاز شد. او میگوید به گفته این کتابها، با صوفی ها باید به عنوان شهروندان درجه 2 رفتار کرد، چون آنها به قوانین ولایت فقیه اعتقادی ندارند و آنها از رهبران روحانی خود تبعیت می کنند. به آنها نباید اجازه داشته شود تا در شغل های دولتی استخدام شوند و اگر شغلهایی دولتی دارند باید شناسایی و اخراج شوند. این چیزی است که در این کتابها نوشته شده است. این کتابها چند ماه قبل از اینکه محمود احمدی نژاد به قدرت برسد چاپ شدند. بعد از این که او رئیس جمهور شد مطالب این کتابها نیز افزایش یافت.

دراویش سنی ایران همچون فرقه قادری، به نظر نمی رسد که تحت فشار دولت باشند. تحلیل گران به چند علت اشاره می کنند: جلال جلالی زاده یک قانون گزار کُرد سابق ، می گوید یکی از مشایخ قادری با تاسیسات دولتی در ارتباط است. او می گوید: دولت از اینها حمایت می کند و از اینها استفاده می کند تا جنبش های هوشمند مذهبی را سرکوب کند و گاهی اوقات آنها را تحریک می کنند بر علیه کسانی که تفسیر جدیدی از دین را بیان می کنند. آنها را وهابی اسم گذاری می کنند و در برابر آنها می ایستند. دکتر آزمایش می گوید دولت عقیده دارد درویش ها می توانند از افراط گری مناطق غرب جلوگیری کنند. او می گوید براساس یک تصمیم در کنسول امنیتی بین المللی ایران، صاحب منصبان بر علیه دراویش سنی اقدامی نمی کنند، چون آنها می گویند دراویش از رشد القاعده در این مناطق جلوگیری می کنند.

یک طرفدار در سنندج که نمی خواست نامی از او برده شود می گوید که دولت در فعالیتهای دراویش قادری در مناطق کُرد دخالتی نمی کند به خاطر اینکه تحت تهدید سیاسی و اجتماعی سنگین قرار می گیرد. فرقه های مختلف دراویش از راههای متفاوتی برای صاف کردن ذهن و باز کردن قلب به سوی خدا استفاده می کنند. دراویش قادری از آهنگ و رقصهای ریتمی برای رسیدن به حالت خلصه استفاده می کنند. مجالس دراویش گنابادی در ایران شامل نماز و خواندن شعر چند شاعر بزرگ ایرانی همچون رومی و حافظ می باشد.

یداللهی که با افراد دراویش 3 بار در هفته مجالسی را ترتیب می دهد می گوید صوفی ها راه خود را درزیر فشارفزاینده حاکم طی می کنند. او می گوید:

عقاید صوفیه قسمتی از فرهنگ ایرانی است. متاسفانه بعضی مردم به خاطر نوع بنیۀ فکری خودشان، به دشمنان صوفیه تبدیل شده اند. آنها می خواهد همه مردم عقاید یکسان داشته باشند و گرچه این موضوع  مغایر با بیانیه بین الملی حقوق بشرمی باشد  آنها می خواهند همه در یک مسیرو یکسان فکر کنند.او می گوید تصوف یک جواب برای افراط گرایی است و تحمل را تعلیم می دهد. 

(سایت مجذوبان نور : این گزارش  توسط خانم گلناز اسفندیاری خبرنگار رادیو فردا تهیه گردیده و در سایت رسمی این خبرگزاری به زبان انگلیسی منتشر گردیده است .)

+ نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 و ساعت 17:35 |

 اختصاصی  اخبار ایران    

روز سوم آوریل مردم کپنهاک شاهد برپایی چادر افشاگری در مرکز شهر وقلب پایتخت دانمارک بودند

درزیر این چادر عکسهای آسیب دیدگان فجایع تخریب حسینیه های دراویش گنابادی در شهرهای قم و بروجرد و چرمهین و تخت پولاد اصفهان به نمایش درآمده بودند. دانمارکیها و توریستها و گردشگران کپنهاک از مذاهب و ملیت ها و نقطه نظرهای متفاوت،  آزرده خاطر از مشاهده این بیعدالتیها در حق دراویش ستمدیده ایران، با امضای لیستهای محکومیت به ابراز همدردی و پشتیبانی مردمی خود پرداختند

برنامه برپایی چادر افشاگری به همت انجمن دفاع از حقوق دراویش و دانشجویان ایران صورت گرفت و این انجمن در صدد است تا حصول آزادی همه دراویش دربند اززندانهای داخل کشور به برپایی برنامه های مشابه ادامه دهد

+ نوشته شده توسط .....خرسند در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 و ساعت 19:0 |


رساله لوايح عين القضات همداني

لوايح           word          pdf

كتب زير نيز از عين القضات همداني در سايت تصوف ايران موجود است

تمهيدات         word          pdf

زبدة الحقايق - شرح تمهيدات سيد محمد حسيني گيسودراز چشتي-چاپ سنگي 33mb

http://sufism. ws/MysticalBooks (37).php

http://www.sufism. ws/

info@sufism. ir

 

+ نوشته شده توسط .....خرسند در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 و ساعت 18:13 |
 

 

صبح چهار شنیه  26-1-88 (  توکل و رضا -معانی مختلف  چرا  در اذهان  -خانمها )  کیفیت بالاتر  عکس

٢١-صبح یکشنبه 23-1-88  ( ضعف و عظمت انسان   -خانمها  )  کیفیت بالاتر عکس

+ نوشته شده توسط .....خرسند در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 و ساعت 18:11 |
 

هو 121

به اطلاع جمیع علاقمندان می رساند که به حول و قوه الهی از این پس فرمایشات مولای معظم علاوه بر شبهای جمعه، صبح شنبه نیز راس ساعت هشت صبح به طور زنده از طریق رادیو مزار سلطانی جهت استفاده علاقمندان پخش می گردد و ان شاء الله این پخش زنده دربرگیرنده هر دو جلسه بانوان و آقایان خواهد بود.

گالری عکس 16-01-88  حسینیه تهران گالری 19

گالری عکس  22-01-88 دولتسرای زمرد تهران گالری 20

 

 

+ نوشته شده توسط .....خرسند در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 و ساعت 17:6 |
دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و تهاجم فرهنگی

مصاحبه (بخش  اول ) : دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و تهاجم فرهنگی

 

 در پاسخ به سئوالات و ابهامات مخاطبین محترم و رفع شبهه از اذهان عموم، خصوصا معاندین عرفان وتصوف ، در گفتگو با  کارشناسان و مدیران سایت مجذوبان نور، سلسله مطالبی را  مورد تجزیه و تحلیل قرار داده ،سعی مینماییم درحد توان، به تدریج  کلیه پرسشهای مطرح شده را پاسخگو باشیم   . امید است عزیزان ایمانی و مخاطبین گرامی با خواندن مطالب مذکور و ارسال نقطه نظرها ی خویش ما را در این خصوص یاری دهند. بخش اول این مباحث را  تحت عنوان دراویش و تهاجم فرهنگی ،با آقای حمید رضا مرادی یکی از مدیران سایت مجذوبان نور انجام  داده ایم ،  از در گاه پروردگار منان   توفیق و موفقیت همگان را، در راه اتحاد  مومنین ، وحدت اسلامی و احیای فرهنگ ملی کشورمان ،آرزومندیم .

 

دراویش گنابادی و تهاجم فرهنگی

 

سئوال :

عده ای از مخالفین تصوف، حضور دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی  درعرصه های اجتماعی و فرهنگی ایران را نشانه تهاجم فرهنگی بیگانگان دانسته وبا طرح این موضوع به نحوی ایجاد فشار و محدودیتهای بیشمار برای  دراویش را توجیه می کنند ، نظر شما در این خصوص چیست ؟

 

جواب :

پیش از  طرح موضوع و پاسخ به آن باید دید  واژه سیاسی تهاجم فرهنگی به چه معناست و قبل از آن باید دید فرهنگ چیست؟ وعوامل موثر بر آن کدامند؟ هر چند نمی توان به صورت جامع ومشخص، تعریف دقیقی از واژه فرهنگ ارائه نمود، اماشاید به صورت کلی بتوان گفت که  فرهنگ به معناى خاص براى يك ملت، عبارت ازمجموعه ی  خرد جمعی، اعتقادات و ايمان‏ها، قوه خلاقه وباورها، سنت‏هاو آداب ورسوم ، ادبیات و تمایلات قومی وملی، ذخيره‏هاى فكرى و ذهنى،وروابط و مناسبات درونی و روانی  اجزای یک ملت است.فرهنگ مجموعه ای از شناخت ،مهارت و تجربیات است که اکتسابی و در نبود آن بیشتر قابل درک است مثل هوا برای انسان و آب برای ماهی، وقتی فرهنگ نباشد به اهمیت آن پی می بریم..

گر چه حتی طولانی شدن تغییرات آب و هوایی،می تواند  بر فرهنگ مردم  اثر گذار باشد،  اما به صورت معمول بیشترین عامل تاثیر گذاربر فرهنگ یک جامعه ، دولت و نظام حاکم وچگونگی برنامه ریزیها ی اقتصادی ،سیاسی ،قضایی و فرهنگی و...می باشد.البته باید توجه نمود که فرهنگ هر ملتی  زیر مجموعه و جزیی از فرهنگ جامعه بشری است و به هر شکل فرهنگها کم و بیش، تحت تاثیر محیط بیرونی خود نیز قرار دارند  .     

و اما در خصوص موضوع تهاجم فرهنگی باید دید ، چگونه فرهنگ مورد حمله و تهاجم واقع می شود ؟ ومهاجم کیست وهدفش چیست ؟ وزمینه ساز پیروزی مهاجم چیست یا کیست؟

  تهاجم فرهنگی چیست؟

ترکیب دو واژه "تهاجم" و "فرهنگ"، ذهنیت شنونده را به سوی جدل و نوعی جنگ هدایت می کند در صورتی که در برخورد  دو فرهنگ اساسا جنگ به معنی صوری آن  وجود ندارد و در واقع  رقابت میان تسلط ارزشها ی متفاوت و حتی ضد ارزش برجامعه می باشد . استفاده از  این واژه ها بعضا  برآمده از تراوشات ذهنی سیاستمداران برای فریب مردم و توجیه ضعفها و اشتباهات  خود  درمدیریت جامعه است .شاید هم حربه و ترفندی برای ایجاد رعب و وحشت برای اعمال نوعی سیاست است!!. البته منکر این موضوع نیستیم  که اغراض سیاسی و اقتصادی وحتی نظامی در تلاقی فرهنگها وجود ندارد.

 انسان موجودی اجتماعی است و خصوصا در شرایط کنونی ، به دلیل رشد علم و تکنولوژی و صدها و هزاران  فاکتور مختلف، جهان تبدیل به دهکده ای شده است و فرهنگها  در گذر زمان به یکدیگر نزدیک و نزدیکتر می شوند و آنچه روشنفکران ما همچون مرحوم جلال آل احمد  یا مرحوم دکتر شریعتی در خصوص غرب زدگی اظهار نموده اند امروز نمی توان با آن نگرشها به امور فرهنگی نگاه کرد زیرا آن  اصول حاکم برفرهنگها ، در جهان کنونی به گونه ای خاص متحول شده و در حال تغییر است . سیر صعودی تحولات علمی و روابط و مناسبات جدید اجتماعی ،فرهنگها رادر یک رابطه متقابل و تنگاتنگ  با یکدیگر قرار داده است . فرهنگ غالب برتمامی  فرهنگها، فرهنگی  برخواسته از علم و تولید است که چون بیشتر در دست قدرت های استعماری است ذهنیتهای بسته، آنرا ابزار سلطه می بینند،ودر برابر آن قد علم نموده با سنتها و تفکرات خاص سیاسی به نفی آن می پردازند. در صورتیکه ملتهای دیگر نیز  با تلاش می توانند از این ابزار به سود منافع ملی و فرهنگی خویش استفاده نمایند و آن را وسیله ارتقاء  فرهنگ خود و انتقال آن به دیگران بنمایند. در مراودات  و ارتباط فرهنگها است که یک فرهنگ تولیدات و یا ارزشهای خویش را بر فرهنگ مقابل عرضه  و حتی تحمیل می کند والبته فرهنگ مقابل لزوما بازنده نیست بلکه فرهنگ ضعیفی است که سعی می کند قوی شود اما گاهی  دولتها یا گروهایی  از درون و برون از جامعه!!با گرفتن روحیّه خود باوری و اتکا به نفس مردم ، فرهنگ یک ملت را با تزریق ضد ارزشها، به ضعف و ذلت می کشند .فرهنگ  ضعیف در یک حرکت انفعالی ، خود باخته، مطیع و بازیچه سیاست  می شود. تاثیر خود باختگی فرهنگی در مقابل ارزشهای بیگانه یا تحمیلی را درمیزان وحدت ملی و تلاش مردم برای منافع ملی می توان جستجو نمود . منافع ملی تنها محدود به امور اقتصادی نمی شود بلکه به جایگاه یک فرهنگ و تصاحب سهم بیشتر  در ساختار دهکده جهانی در تمامی زمینه ها و بازارهای مختلف آن است . لازمه قدرت فرهنگی  و کسب منافع ملی در بازار رقابتها  ، بالا بودن سطح آگاهی ، علم ، شناخت ، ایمان و پاسداری از  هویت فرهنگ ملی و مخصوصا متاثر از روش و برنامه ریزی دولتمردان و مدیران فرهنگی است.

 

 کشور ایران در جنگ با اعراب  شکست می خورد اما در طی  دو قرن اسارت، فرهنگ خویش را بازسازی می کند ،ویکی از بزرگترین شا خصه ها ی فرهنگی خویش را ترمیم می نماید، اعراب جز دین اسلام هیچ برتری فرهنگی نداشتند .جاذبیت روح و عرفان  اسلام فارغ از مباحث فقهی وشرعی، ضمن آنکه ریشه در فطرت تمامی انسانها داشت، منطبق با فرهنگ ملی و دینی ایرانیان بود و به همین علت است که جناب سهروردی می گوید حکمت ایرانیان باستان پس از اسلام به حلاج و بایزد و دیگران رسید .   فرهنگ عرب  درمقابل فرهنگ ایرانی در طول زمان نقش می بازد و به زانو در می آید. به خلافت خلفای بنی امیه و بنی عباس اگر دقت کنیم تمایل و شبیه سازی آنها را با حکومتهای شاهان ایرانی بوضوح می بینیم .ایرانیان بقول معروف با اپوزسیون  حکومت خلفا ی اموی و عباسی  که همان ائمه (ع) باشند وحدت داشتند تمایل ایرانیان به تشیع  جدا از تمامی فاکتورهای مختلف مذهبی و سیاسی،  حرکتی آگاهانه براساس حفظ هویت فرهنگی بود ،فرهنگ ملی ایرانیان در بعد دینی خویش،حقیقت و روح دین را که همان عرفان  باشد قرنهای متمادی محافظت نمود و نگذاشت پیرایه های متعصبانه عربی برآن اثر گذار باشد و با عرفان و تصوف ضمن آنکه وحدت ملی خویش را حفظ  نمود ،باعث پویایی و شکوفایی  غیر قابل وصفی  به ارزشهای  دینی، هنر، ادبیات ، فلسفه، حکمت ،علم و تاریخ و تمدن ایران شد .برای اثبات این موضوع کافیست جایگاه شخصیتهایی همچون مولانا ، سنایی، سعدی، عطارو صدها صوفی و عارف بزرگ در فرهنگ و ادبیات ایران را بررسی نماییم . امروز بردن نام خانقاه  در نگاه سیاستمداران دینی جرم  تلقی می شود اما همین خانقاه ها بیش از هزار سال حوزه های دینی  اسلام  بوده است و بزرگان دین و عرفان و ادبیات این ملت در همین خانقاهها پرورش و آموزش دیده اند . جنبش های مذهبی و ملی علیه متجاوزین خارجی همچون اعراب و مغولان ریشه در نشر افکار صوفیانه داشته است .ملت  ایران هر چند قبل از اسلام خداپرست بودند و ارزشهای اخلاقی و معنوی را در ذخایر فرهنگی خود داشتند  اما به واسطه عملکرد غلط  موبدان و روحانیون  دینی در ساختار تبعیض و ستم قدرت  سیاسی ، تاثیر این ارزشها در میان مردم کم رنگ شده و به زبان ساده ملت ایران مخالفت با استبداد حکام را ضدیت با دین و مخالفت با دین را ضدیت با حکام دیدند ، وقتی اعراب به ایران حمله کردند ملت، استبداد بیگانه را بر ستم حاکمان خودی ترجیح داد و دین خارجی را بر دین خود  ارجح دانست زیرا درقبول اسلام بود که می توانستند خویش را از ظلم روحانیان  رها نموده، نجات دهند . فرهنگ ملی ما آنچه می خواست و محتاج آن بود در اسلام یافت و در طول زمان با همان اسلام به جنگ متجاوزین عرب رفت . تحمل  دو قرن اسارت در برابرظلم اعراب  مدت زمانی بود که  فرهنگ ملی ایرانیان به آن نیاز داشت تا  دوران گذر از دین سنتی به دین مدرن را انجام و سامان دهد. امروز آنان که نمی دانند واز حد اقل آگاهی عرفانی،  دینی ،تاریخی و فرهنگی کشور بی بهره اند، می نشینند و ساعتها در خصوص سنی یا شیعه بودن عرفا و صوفیان بحث می کنند.آقایان نمی دانند که تصوف ضمن آنکه روح و حقیقت اسلام وهمان تشیع است ،روح و حقیقت فرهنگ ایرانی نیز می باشد و عرفان و تصوف در طی قرنهای متمادی، ضامن وحدت و پویایی دینی ویکی از عوامل وحدت ملی ایرانیان بوده است.تصوف به دلیل داشتن ریشه های عمیق در فرهنگ ملی ، در بهترین شرایط سیاسی و اجتماعی ایران توانست  مذهب تشیع را در کشور رسمیت ببخشد. تا دوران  صفویه ، مخالفین عرفا ،افراطیون اهل سنت بودند که عامل شهادت عین القضات ها و حلاج ها می شدند واین سلاطین صفوی بودند که جهت نشر فقه جعفری علمای جبل عامل را از لبنان به ایران آوردند  وامروز شعبه ای از همان فقهای به ظاهر شیعه بی توجه به حقایق دینی ،تاریخی و ملی، اختلافات مذهبی را دامن می زنند.  شیعه بودن یا نبودن مولانا چه مشکلی را حل می کند،اثرفکر و نگرش مولانا  در فرهنگ مذهبی و ملی ایران و تاثیر آن در جامعه بشری انکار ناپذیر است . ایرانیان در تهاجم فرهنگی!! یا رقابت با فرهنگهای دیگر قرنهاست که این توانایی را دارند که با مکتب تصوف وبه نام بزرگمردانی همچون مولانا ،سعدی،حافظ و... فرهنگهای دیگر را تحت تاثیر خود قرار دهند  ،اما کدام مرکز فرهنگی و کدام سیاست و برنامه ریزی از این انتقال و عرضه ارزشهای دینی و انسانی به ملتهای دیگر توانسته است در جهت منافع ملی استفاده نماید؟  متاسفانه نه تنها این مهم انجام نگرفته است ،بلکه علم مخالفت با این سرمایه های دینی و ملی نیز برافراشته شده است . مخالفین تصوف ، بدنبال تک صدایی دین هستند و غیر خویش را دشمن اسلام می دانند،کاوش در ایمان و اعتقاد دیگران می کنند و شرع را به جنگ قانون واداشته اند و...    آیا عاملان این سیاست ضد ملی و ضد مذهبی جیره خوار بیگانه نیستند ؟ آیا عملکرد آنها نیست که مردم را مجبور به بازبینی در باورهای خود می نماید ؟ آیا تیشه به ریشه فرهنگ دینی و ملی زدن ،خدمت به اسلام یا ایران است؟! مخالفت با صوفیه در جهت منافع چه کسانی است ؟ گرایش  گسترده مردم به تصوف حتی اگر در بعد سیاسی هم تفسیر و تحلیل شود ،  نباید عامل نگرانی مروجان مذهبی  و ترس حاکمان سیاسی باشد زیرا تصوف خانه امنی برای ملت است که در کشاکشهای اجتماعی و سیاسی مردم مجبور به پیروی از فرهنگ بیگانه نشوند . چه کسانی خانه ی امید مردم را ویران می کند ؟ حقیقتا مخالفین تصوف بستر سازان ورود فرهنگ بیگانه اند .فرهنگ ما مورد تهاجم قرار گرفته است اما تهاجمی از درون و توسط سیاست زدگانی مذهبی نما و مقدس مآب؟؟.مقابله ملت در مقابل استبداد فرهنگی نامحسوس وبرخوردی دوگانه است و حتی مستبد را دچار توهم می کند زیرا واکنش  مردم در دو بستر متضاد اما با هدفی واحد شکل می گیرد . عده ای به حمایت و جمعی به مخالفت با مستبد و نوع نگرش تمامیت خواه او جبهه گیری می کنند. حمایت کنندگان ریا کارانه  تقلید می کنند ومخالفین نیز رو به سوی همان تفکراتی می کنند که با آنها مخالفت می شود ،فاجعه بزرگ فرهنگی در آنجاست که مردم نهایتا به باورهای خویش شک می کنند وحساسیت فرهنگی و عرق ملی خویش را از دست می دهند !!! .توسل به مقدسات برای پیشبرد مقاصد سیاسی جنایت فرهنگی است ، نابودی مقدسات با مقدس مآبی خیانت به فرهنگ دینی مردم است . وقتی حسینیه ای با فتوا و به نام حمایت از دین  تخریب می شود ، ویرانی باورهای دینی را به دنبال خواهد داشت .ضایع نمودن حقوق انسانی و قانونی شهروندان کشور، ضربه به مرجعیت راستین تشیع ، جفا به خانه حسین (ع) و اولیاءالهی،  ایجاد بدبینی به کلیت نظام،وحدت شکنی و قانون گریزی و تحمیل و تزریق ضد ارزشها  به فرهنگ دینی حداقل ضایعات عملکرد معاندین تصوف است .  تصوف اگر مصداق تهاجم فرهنگی در کشور ماست عامل آن پیامبر اسلام (ص)و علی (ع) است  و مخالفین تصوف با توجه به نوع نگرش آنها شاخه ای به ظاهرشیعی از پیروان خوارج هستند همانگونه که وهابیون نیز شاخه اهل سنت خوارج اند  زیرا تمامی دین را  تنها  به ظواهر آن بسنده می کنند و باند و گروهک خویش را مجاز به ایجاد هرج و مرج،قانون شکنی ،تخریب حسینیه ها و حمله به شهروندان مسلمان و شیعه می دانند .                             


عده ای  چون در بحرانها  و چالشهای فرهنگی اثری از توپ و تانک ندیده یا آنرا موثرنمی بینند  واز  دلایل واقعی تحولات فرهنگی  آگاهی ندارند و نمی توانند به صورت علمی ومنطقی تحلیل درستی از شرایط فرهنگی داشته باشند ، با نگاهی  صوری به ظاهرجامعه و استنتاج این موضوع  که گرایشات دینی ملت، در قیاس نسبت به گذشته  ضعیف شده است ، نتیجه گیری می کنند که این امر مربوط به عاملی خارجی است و نامش را تهاجم فرهنگی گذاشته اند .  اولا:  دین و ارزشهای  دینی ، اساسی ترین بعد فرهنگ ملی ما محسوب می شود . ثانیا : نظام جمهوری اسلامی  بر اساس انقلابی  در کشور  حاکمیت یافته است که باورهای دینی عامل اصلی آن بوده است ثالثا :  نظام حاکم برکشور نظام دینی است و قوانین براساس دین و ارزشهای دینی تبیین وتدوین شده است ،رابعا : یکی از اساسی ترین مولفه های انتخاب مجریان قانون تقید به نظام و موازین دینی است. با وجود این پارامترها، مشکل دین گریزی مردم  کجاست و تهاجم فرهنگی چه معنا دارد ؟ آیا مقصرین ایجاد این شرایط همان کسانی نیستند که بنام دفاع از دین آزادیهای مشروع و قانونی مردم را ضایع می کنند وآزادی عقیده و بیان را منکوب می کنند وبا ترویج خرافه و تبلیغ خشونت، پیام آور قرون وسطی و ظهور آن می باشند ؟    

 فرهنگ یک ملت را با یک نگرش ملی یا ناسیونالیستی می توان مورد بررسی قرار داد  و نگاه دین، نگاهی فرا ملی (انترناسیونالیستی) است. زمانی که  به فرهنگ ملی ایرانیان با نگرش دینی صرف و آن هم به شکل متعصبانه ، و جدا از ابعاد مختلف تاریخی، سیاسی و اجتماعی نگاه می شود و  وقتی که   فرهنگ ملی  در مقابل سلیقه های به ظاهرمذهبی خوار و خفیف می شود ، واکنش فرهنگی مردم  از این  حرکت ناروا،  نه نشان از ملیت آنها دارد و نه دین آنها ،بلکه یک مقابله سیاسی به شکل گریز و فرار  فرهنگی از تمایل و خواست سلیقه ها و رفتارهای  تحمیلی است . متاسفانه عده ای  در مقوله خطر هایی که  فرهنگ  ملت ما را مورد هجوم قرار داده و می دهد نیز دچار نوعی دگماتیزم و تحجر شده اند، اگر یک دختر ایرانی لباس یک خواننده اروپایی و آمریکایی را پوشید، نشان از تهاجم فرهنگی  می دانند اما اگر او چادر عربی (که مثلا استفاده از آن در سوریه یا لبنان معمول است ) پوشید این تهاجم فرهنگی محسوب نمی شود !!. اساسا در این نوع نگرشها چون  اصل منافع ملی کشورجایگاهی ندارد ، به صورت کلیشه ای و قراردادی به هر موضوعی سیاسی نگاه می شود.

 

  انفعال و بی تفاوتی  مردم  نسبت به فرهنگ و سنتهای ملی خود ،چه به شکل سازش باشد و چه به شکل مقابله، در هر صورت انحطاط فرهنگی است و باید به این معضل فکر نمود زیرا قبل از آنکه مورد هجوم قرار گرفته باشیم از درون شکست خورده ایم . تواضع مردم  و قبول هر آنچه به آنها تحمیل می شود جای شادی ندارد و موفقیت یک گروه  محسوب نمی شود این سازش صورت پنهان یک طرف سکه ی  انحطاط فرهنگی است و طرف دیگر آن، اجازه دادن به نفوذ فرهنگ بیگانه و دشمن!! است و در واقع هردو اسارت فرهنگی است چه چادر عربی و چه لباس غربی. به هر شکل، مورد هجوم قرار گرفته ایم اما مقصر کیست ؟؟!!!!!

آنان که فکر می کنند به علت قدرت و غلبه اعراب ،ملت مااسلام را پذیرا شده است با  تفکرزور و خشونت به امور فرهنگی نگاه می کنند ومردم در مقابل سیاست قدرت  و قدرت سیاسی  به انفعال فرهنگی گرفتار شده اند.  مدیریت اشتباه مراکز و نهادهای  فرهنگی و سیاسی ، پایه ها و ستون های فرهنگ ملی و مذهبی مردم را تضعیف نموده است ، که یکی از  تاثیرات آن دین گریزی مردم است.پدیده ای که در تاریخ فرهنگ ما سابقه نداشته است .

اگر قبول کنیم که فرهنگ یک ملت همچون یک موجود زنده حیات دارد ،نفس می کشد ، غذا می خواهد ،رشد می کند و خود را ترمیم می کند تکامل می یابد،زایش دارد  و گاه مریض می شود ،دارو می خواهد و...واگر قبول کنیم که فرهنگ تحت تاثیر روابط و مناسبات اقتصادی ، سیاسی ،آموزش و پرورش ،تکنولوژی و صنعت ،نهادهای مدنی و....متحول می شود ، آنگاه به سراغ  قانون اساسی و اجرای آن  می رفتیم و قانون واحترام به آن را در فرهنگ ملی به شکل ارزشی ، نهادینه می کردیم، نظام قانون دارد و ملاک درستی و نادرستی، قانون وپیروی از آن است .کاسه از آش داغتر شدن ودایه  دلسوز تر از مادر شدن بعضی گروه ها جای سئوال دارد!!؟؟. فرهنگ ما  نیاز به آزادی ونظم دارد و بستر ساز تهاجم  فرهنگ بیگانه عملکرد  اشتباه متولیان فرهنگی  وعدم اجرای قوانین توسط مجریان قانون است. فرهنگ ملی ما مورد تهاجم سیاست قرار گرفته است. 

فرهنگ بیگانه همچون آب در چاله های فرهنگ ملی ما خود را قرار می دهد ،چاله ها و نقاط ضعف فرهنگ ما کجاست ؟ و عامل وجود  معضلات فرهنگی چیست یا کیست؟ چه عاملی ورود یک صنعت و تکنولوژی به جامعه را تبدیل به معضل فرهنگی می کند ؟ کدام سیاست غلط مقصر این فاجعه می باشد ؟ چه عواملی مقبولیت فرهنگی به سنت های بیگانه می دهد ؟ کدام جناح سیاسی در کشور طالبانیزم شیعه را سامان دهی می کند ؟ باید فرهنگ مذهبی خود را باز بینی نماییم و ریشه های تفکر تحجر و قشری گری را و سیاستهای حامی آنها را شناسایی نماییم .باید دید چه کسانی علمداران پنهان خوارج در مذهب شیعه  و کشور ما هستند؟.چگونه است که یکباره و در عرض 4 سال، قشری گری و تحجرچون اژدهایی خفته و منجمد ،بیدار و گرم می شود ودر فرهنگ ایران و در نظامی که داعیه عدالت ،آزادی و کرامت انسانی را داشت و دارد، خود نمایی می کند و خویش را وارث و صاحب انقلاب می بیند !!!! و عملا قانون مملکتی  را به ریشخند گرفته است ؟؟!! و ارزشهای مذهبی و عرفانی را به چالش می کشد؟؟         

پاسخ این پرسشها را باید از زبان برنامه ریزان سیاست فرهنگی کشور شنید به شرطی که  تنگ نظریها و تعصبات را کنار گذاشته، تصمیم به حل مشکلات نمایند!!!! آیا تحولات فرهنگی چه خوب و چه بد را، می توان جدا از عملکرد مجریان قانون و سیاستهای اتخاذ شده توسط آنان مورد بررسی قرار داد ؟  قانون اساسی  تمامیت ارضی و استقلال کشور را مد نظر قرار داده است ،آیا استقلال فرهنگی ورشد و شکوفایی فرهنگ مردم را نیز مد نظر قرار داده است ؟اگردر قانون اساسی کشور ،راه های جلوگیری از هجوم فرهنگ بیگانه منظور نگردیده است این یک خلاء قانونی  و باید آن را اصلاح نمود واگردر قوانین راه و روش پیشگیری وجود دارد، مشکل در نوع عملکرد مجریان قانون است  و اگر قانون و مجریان قانون مشکلی ندارند، پس مشکل کجاست ؟ در هرحال معاندین تصوف، مخالفین و تضعیف کنندگان  فرهنگ مذهبی و ملی کشور  و خود عامل نفوذ بیگانه وبستر ساز تهاجم فرهنگی!!! و انحطاط فرهنگی  هستند .

 

ادامه دارد....... 

+ نوشته شده توسط .....خرسند در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 و ساعت 16:47 |
متأ سفانه با خبر شدیم برادر عزیز و دوست داشتنی  آقای گماسایی مجاز نماز محترم ملایر بر اثر ناراحتی قلبی در عنفوان جوانی به رحمت خدا رفته است .

 

وبلاگ های یاران فقدان این عزیز ایمانی را به مأذون محترم آقای کماسایی تسلیت عرض می نمایند .

مراسم ختم در  شهرستان ملایر به شرح زیر است

 

از اخوی محترم ایمانی که زحمت ارسال اعلامیه و عکس را کشیده اند

 تشکر می گردد .

+ نوشته شده توسط .....خرسند در شنبه بیست و دوم فروردین 1388 و ساعت 13:34 |

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) -  چندی پيش دومين جلسه از سلسله نشست‌های تخصصی نقد و بررسی كتب قرآنی به كتاب «مكاتب تفسيری» حجت‌الاسلام و المسلمين علی‌اكبر بابايی اختصاص يافت كه علاوه بر نويسنده كتاب، محسن احتشامی‌نيا، عضو هيئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی و حجت‌الاسلام ابراهيم يعقوبيان، مدرس حوزه علميه مشهد نيز در اين نشست شركت داشتند. آنچه كه تقديم می‌شود مشروح مطالب بيان شده در اين نشست است

فرمايشات جناب احتشامی‌نيا از اين جهت كه هر مكتبی به نوعی اجتهاد دارد، نسبت به بعضی صحيح و نسبت به برخی ديگر صحيح نيست؛ مثل فيض كاشانی و يا از اهل سنت طبری، بله اين‌ها الآن در عين اين‌كه فضای قالب تفسيرشان روايت است، در عين حال اجتهاد هم دارند؛ لذا ما اين‌ها را جزو مكتب روايی محض نياورده و در دسته مكتب اجتهادی ـ روايی قرار داديم. اما افرادی كه اينجا آورديم مثل محمد امين استرآبادی، كه در كتاب هم آدرس داديم (صفحه 271 كتاب مكاتب تفسيری)، كه ايشان مدرك مسائل غير ضروری دين اعم از اصول و فروع را منحصر به سخن معصومين(ع) دانسته و دلايلی هم ذكر كرده است

كسی كه می‌آيد و می‌گويد در مسائل نظری؛ يعنی هر مسئله‌ای چه اعتقادات و چه غيره اگر ما دليل بخواهيم، تنها دليل ما سخن معصومين(ع) است، ديگر نمی‌توان گفت كه او به نص قرآن كريم قائل است و قابل استدلال است. اگر می‌گفت نصوص قرآن كريم و سخن معصومين(ع) حرف شما صحيح بود، ولی منحصر در سخن معصومين(ع) كرده است. اما در مورد صاحب وسائل فرمايش جناب احتشامی‌نيا صحيح است. آن‌جا می‌فرمايد: «باب عدم جواز استنباط الاحكام النظرية من ظواهر القرآن الا بعد معرفة تفسيرها من الائمة الاطهار(ع)» چون كلمه «ظواهر» را آورده است، معلوم می‌شود كه استدلال به نصوص را درست می‌داند، منتهی ما از آن حيث كه ايشان نسبت به ظواهر می‌گويد «الا بعد معرفة تفسيرها من الائمة الاطهار(ع)» اين را جزو روايی محض گرفتيم

مرحوم سيدهاشم بحرانی عبارتش را مفصل آورديم كه می‌گويد: در فهم معنا و مفاد قرآن كريم بايد توقف كرد و منتظر ماند كه تأويل آن از جانب معصومين(ع) بيايد. هر تفسيری كه از جانب غير معصومين(ع) بيايد، تاريكی و جهالت است. شناخت معانی و معارف قرآن كريم جز از طريق معصومين(ع) سزاوار نيست، حتی كيفيت استفاده از علم معانی و بيان در فهم معنای قرآن كريم را نيز بايد از معصومين(ع) آموخت. هر كس شناخت معانی قرآن كريم را از غير آنان طلب كند بر مركب نابينا سوار شده و بی‌هدف پيشرفته و به وادی گمراهی قدم نهاده است

اگر به تفسير ايشان هم نگاه كنيد، از خود ايشان چيزی نيست جز عنوان‌هايی كه گاهی به روايات می‌دهد و هر آيه‌ای را كه رواياتی داشته، روايات را آورده است و اگر آيه‌ای هيچ روايتی نداشته، بدون هيچ توضيحی از آن گذشته است، آن آيات هم كه روايات را آورده است ذره‌ای توضيح نداده است. چطور می‌توان گفت اين اجتهاد كرده است؟ البته عرض كردم كه در عين حال چون در بين كتاب‌هايی كه به ايشان نسبت دادند كتابی به نام «التنبيهات» مشتمل بر استدلال‌هايی در مسائل فقهی كه البته من خودم اين كتاب را به دست نياوردم ولی چون اين مطلب را از اين كتاب ذكر كردند با توجه به اين، گفتم كه ما نمی‌توانيم بگوييم كه ايشان اخباری محض است. اما از مقدمه تفسيرش به دست آمده كه كأن ايشان پيشنهادش در تفسير قرآن كريم اين است شما اكتفا كنيد به آنچه كه در روايات است نه اين‌كه اگر روايتی نيافتيد، می‌توان مطلبی بيان كرد، و اين چيزی بود كه ما اينجا نتيجه‌گيری كرديم


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط .....خرسند در شنبه بیست و دوم فروردین 1388 و ساعت 13:33 |
صبح شنبه 22-1-88 ( تقیه -خانمها)  کیفیت بالاتر  عکس

١٩-صبح شنبه 22-1-88   (  راه کسب خیر-کمک -آقایان)   کیفیت بالاتر   عکس

١٨-صبح جمعه  21-1-88 (اویس قرنی-خانمها)     کیفیت بالاتر    عکس

١٧-صبح چهار شنیه  19-1-88 (  تاثیر کواکب  ، کلام و دعا   -خانمها )  کیفیت بالاتر  عکس

+ نوشته شده توسط .....خرسند در شنبه بیست و دوم فروردین 1388 و ساعت 13:30 |

 

١٧-صبح چهار شنیه  19-1-88 (  تاثیر کواکب  ، کلام و دعا   -خانمها )  کیفیت بالاتر  عکس

+ نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه بیستم فروردین 1388 و ساعت 17:27 |

اختصاصی اینساید آف ایران - تحلیل روز

“شغلی بهتر و شریف‌تر از شغل طلبگی نیست.” آیت الله نوري همدانی

به گزارش خبرگزاری رسا،  آیت‌الله حسین نوری همدانی، از مراجع تقلید، استاد درس خارج فقه حوزه علمیه روز سه شنبه هجدهم فروردین با شماری از فضلا و طلاب مدرسه علمیه خاتم‌الانبیاء و مدرسه شهید صدوقی قم، دیدار کرد. در ابتدای این دیدار، حجت‌الاسلام محمدحسین عبدی، از اساتید مدرسه علمیه خاتم‌الانبیاء، گزارشی از اجرای طرح روش طولی در این مدرسه، عنوان کرد

آیت الله حسینعلی نوری همدانی ضمن  اشاره به نقش علمای اسلام در ایجاد تمدن بزرگ اسلامی، و یادآوری اهمیت حفظ موقعیت و اقتدار شیعه در عصر غیبت، و با بیان این‌که بعد از غیبت حضرت ولی‌عصر(عج) وظیفه بزرگی بر عهده علمای اسلام قرار گرفته است، گفت

“شغلی بهتر و شریف‌تر از شغل طلبگی نیست. اکنون دنیا تشنه معارف اهل بیت(ع) و آثار اسلامی است و باید براساس ذوق، سلیقه و استعداد، طلاب حوزه‌های علمیه طبقه‌بندی شده تا در راستای این هدف گام اساسی برداشته شود. علما همان‌طور که یکه تاز میدان قلم و علم بوده‌اند، یکه تاز میدان شهادت هم بوده‌اند . جهاد  رکن مهم اسلام است. اسلام بدون جهاد محکوم به ذلت است و از مهم‌ترین وظایف علمای اسلام، زنده نگه داشتن فرهنگ جهاد و شهادت است”

درمورد این نظریه پردازی باید گفت : “طبقه بندی آموزشی در حوزه علمیه بر اساس ذوق و سلیقه و استعداد طلاب یعنی چه؟ “

باید دانست که  همه جوانانی که از شهرها و روستاهای کشور به سوی حوزه ها می آیند، طالب علم و تحصیل نیستند. بلکه علاقمند به استفاده کردن از مزایای ملبس شدن به لباس روحانیتند. چنان که خود آیت الله نوری همدانی هم میگوید که طلبگی بهترین شغل است. یعنی نان و آبدارترین شغل در یک مملکت مانند ایران امروز است. در میان این طلاب عده بسیار کمی اهل تحصیلند [که بیشتر آنها متعلق به ممالک خارج هستندو غیر ایرانی اند] و اعلب آنها دنبال فرهنگ خشونت و تندروی هستند که آیت الله نوری همدانی از آن به عنوان فرهنگ جهاد و شهادت نام میبرد.  گردانندگان حوزه علمیه به این نتیجه رسیده اند که  این تمایل به انجام عملیات خشونت آمیز و انتحاری در میان طلاب  تندرو و اغتشاش طلب نباید متوقف شود، بلکه  برنامه ریزی دقیقی برا ی حوزه ها در نظر گرفته شده که طلبه ها به قسمتهای مختلف طبقه بندی بشوند، عده ای برای درس خواندن و عده ای برای لشگرکشی در صفوف گردانهای انتحاری قرار بگیرند!  نکته عمیق آن است آیت الله همدانی میگوید در هرحال اعم از این که طلاب عضو گردانهای انتخاری باشند یا در زمره وعاظ و خطیبان و مبلغان قرار بگیرند باید تمام نیرو و امکانات حوزه را برای زنده نگهداشتن فرهنگ خشونت ، تحت اسم پر طمطراق جهاد و شهادت بکارببرند

این دستورالعمل سبب میشود که بزودی حوزه های علمیه ایران شبیه مدارس وهابیون در پاکستان گردد که جمعیتهای سلاح بدوش استشهادی طالبان از درون آن میجوشد

جالب آن است که آیت الله العظما ناصر مکارم شیرازی در روز چهارشنبه نوزده فروردین در درس خارج فقه خود در مسجد اعظم قم مطالبی کاملا مخالف با صحبتهای آیت الله نوری همدانی اظهار میدارد و میگوید

“امروز متاسفانه برخی افراد نادان با برداشت‌های نادرست خود، چهره اسلام را با خشونت معرفی می‌‌کنند در حالی که روح اسلام با رحمت و رحمانیت خدایی همخوانی دارد.نمی‌دانیم چه مذهبی و آیینی به این گروه از وهابی‌های تندرو اجازه این کشتار بی‌رحمانه را داده است تا چنین حوادث هولناکی را به وجود آورند و دنیا را ناامن کنند”

بحث درآن است که از یک و نیم میلیارد مسلمان جهان ، شیعیان با حدود صدمیلیون نفوس در اقلیت کامل هستند و اگر کار به برخوردهای مذهبی میان افراطیون اهل تسنن [طالبان وهابی] و افراطیون  شیعه [ طلبه های انتحار طلب] کشیده شود، نتیجه  رویارویی پیشاپیش معلوم است و بسرعت عموم شهرهای ایران نا امن خواهد شد. چنان که هم اکنون نیز در برخی شهرها – مثل خاش -  وضعیت بسیار نابسامان گزارش میشود.  بنا به اظهارات سردار احمدی مقدم عملیات “جندالله” یا به اصطلاح “گروهک ریگی”  کار آنقدر بالا گرفته، که تمامیت سپاه پاسداران با محوریت بسیج ناچار شده پا به میدان عملیات بگذارد. تازه این عبدالمالک ریگی و طرفدارانش جزء گروه  طالبان وهابی هم نیستند!!خلاصه آن که از قدیم گفته اند که خشونت خشونت می آورد. وقتی آیت الله نوری همدانی در حوزه قم طلبه ها را به خشونت و عملیات انتحاری ترغیب میکند و آنهارا مانند حجت الاسلام مهدی دانشمند برای تحقیر اهل تسنن به شهرها و دهات ایران میفرستد، دیگر آیت الله مکارم شیرازی نمیتواند از خشونت گرایی طالبان و وهابیون تعجب زده بشود!! آنها هم علمایی دارند و فتوای جهاد تکفیری میدهند و روحانیون شیعه را در اینشهر و آن شهر هدف خشونتگرایی اعتقادی و اننقامجویانه خود قرار میدهند

یا اسلام دین رحمت است که در این صورت آقای نوری همدانی باید منطق خودش را تغییر دهد و نحوه اداره حوزه های ایران عوض شود، یا منطق اسلام خشونت است که در این صورت آقای مکارم باید از اظهار تعجب خودداری کند و صحبتی از رافت و رحمانیت اسلامی نزند

تحلیل اجتماعی/اینساید آف ایران/20/01/88

+ نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه بیستم فروردین 1388 و ساعت 17:25 |

رادیو زمانه/نیک آهنگ کوثر - دوشنبه در آمفی‌تاتر روزنامه‌ی اطلاعات، میرحسین موسوی، نخست وزیر دوران جنگ به سوالات زیادی که از سوی خبرنگاران رسانه‌های داخلی و خارجی مطرح شده بود، پاسخ داد

حضور بیش از ۵۰۰ عکاس و خبرنگار رسانه‌های مختلف نشان از اهمیت نامزدی میرحسین موسوی در شرایط حاضر دارد. با این همه برای بسیاری از ایرانیان سوالات زیادی درباره‌ی دوران هشت‌ ساله‌ی میرحسین موسوی و دوران ۲۰ ساله‌ی سکوت او وجود دارد

از جمله بررسی اختلافات میرحسین موسوی با رییس ‌جمهوری وقت، آیت‌الله خامنه‌ای. همچنین در برخی گفت‌ و گوها میرحسین موسوی خود را اصلاح طلبی خوانده که به اصول پایبند است

در همین رابطه رادیو زمانه با مسعود سفیری که چندین سال همکاری نزدیکی با سید هادی خامنه‌ای در روزنامه‌ی حیات نو داشته، گفت و گویی انجام گرفته است

لازم به ذکر است سید هادی خامنه‌ای به واسطه‌ی اختلاف با برادر خود، آیت‌الله خامنه‌ای با محدودیت‌های زیادی در زمینه‌ی انتشار روزنامه‌های خود یعنی «جهان اسلام» و «حیات نو» رو‌به‌رو بوده است

+ نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه بیستم فروردین 1388 و ساعت 17:21 |

حداد همچنين با اعلام اين خبر كه پرونده‌ي 15 نفر از دراويشي كه در تجمع غيرقانوني دستگير شده بودند با صدور كيفرخواست به دادگاه ارسال شده، يادآور شد: اجتماع و تباني به منظور برهم زدن امنيت كشور و اخلال در نظم عمومي اتهامات اين افراد به شمار مي‌رود.

 

http://www.tabnak.ir/pages/?cid=42767

 

+ نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه بیستم فروردین 1388 و ساعت 17:20 |

وجود برخی اختلاف عقاید دلیل بر این نمی شود که گروهی، گروه دیگر را قطعه قطعه کند و دست به جنایت بزند،

وی مهم ترین مشکل دنیای امروز را تغییر چهره واقعی اسلام از سوی برخی افراد کج اندیش دانست و اظهار داشت: امروز متاسفانه برخی افراد نادان با برداشت های نادرست خود چهره اسلام را با خشونت معرفی می کنند در حالی که روح اسلام با رحمت و رحمانیت خدایی همخوانی دارد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه بیستم فروردین 1388 و ساعت 17:17 |

فیروز بیدآباد از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی که در روز سوم اسفندماه 1387 ( روز درویش ) مقابل مجلس شورای اسلامی دستگیر و به اتهام اخلال در نظم عمومی و تمرد از دستور پلیس در زندان اوین به سر می برد از وضعیت جسمی نامناسبی برخوردار است .

همسر وی در گفتگویی با خبرنگار سایت مجذوبان نور با اعلام این خبر گفت : فیروز بیدآباد مبتلا به بیماری سنگ کیسه صفرا می باشد و قبل از بازداشت تحت معالجه و درمان پزشکان متخصص قرار داشت اما تاکنون در زندان اوین بیماری وی روبه وخامت گذاشته است .

وی در ادامه افزود : همسرم نیازمند مراقبتهای ویژه پزشکی و عمل جراحی می باشد و بیم آن می رود در اثر سهل انگاری مسوولین زندان ، خطرات جانی برای وی در برداشته باشد .

وی به نامه خود به معاون دادستان و سرپرست دادسرای امنیت تهران اشاره و گفت : براساس قوانین و مقررات حاکم بر امور زندانیان ، مسوولیت مراقبت پزشکی از همسرم برعهده مسوولین زندان اوین و مقامات قضایی ذیربط می باشد لذا در نامه ای به سرپرست دادسرای امنیت تهران خواستار رسیدگی فوری به وضعیت شوهرم شدم و مسوولیت هرگونه اتفاق ناگوار برای وی برعهده ایشان می باشد .

گفتنی است تعداد 16 تن از دراویش پس از گذشت 50 روز کماکان در زندان اوین به سر می برند .    

 

+ نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه بیستم فروردین 1388 و ساعت 17:14 |

دراویش گنابادی به عنوان نزدیک ترین طیف از دراویش در ایران به تشیع در سال 87 تحت بازداشت و محاکمه قرار گرفتند، اما مهم ترین رویداد در مورد دراویش، تخریب حسینیه و کتابخانه دراویش گنابادی در تخت فولاد اصفهان بود که در 30 بهمن پس از حمله ده ها مامور وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی و دستگیری دراویش حاضر در آن با استفاده از بولدزر صورت گرفتتکیه درویش ناصرعلی پس از”حسینيه شریعت قم” و”حسینيه دراویش در بروجرد” سومین حسینيه دراویش گنابادی بود که در سه سال اخیر تخریب شد 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط .....خرسند در سه شنبه هجدهم فروردین 1388 و ساعت 18:1 |

آیت الله ناصر مکارم شیرازی در آخرین روز درس خارج فقه در سال گذشته – هشتاد و هفت- با اتخاذ موضعی ملی گرایانه، عید نوروز را فاقد هرگونه جنبه مذهبی دانسته و آن را یک عید ملی و نشانه خوش ذوقی ایرانیان معرفی کرد. بنا به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا آیت الله مکارم شیرازی گفت : مراسم عید نوروز بدعت عرفی نیست و مشکلی ندارد. برخی  اصرار دارند این عید را مذهبی بدانند و  روایتی هم نقل میکنند اما مدارک کافی بر مذهبی بودن آن وجود ندارد. عید نوروز، روز ملی و طبیعت است. این نشان از خوش ذوقی ایرانیان است که خلاف دیگر مذاهب و اقلیت‌ها که زمستان یا تابستان را جشن می‌گیرند، اینان آغاز بهار را جشن می‌گیرند. هر چه مراسم عید نوروز ساده‌تر و باصفاتر برگزار شود، این مراسم صمیمی و دلنشین‌تر خواهد بود

 آیت‌الله مکارم شیرازی:


مراسم عید نوروز بدعت عرفی نیست و مشکلی ندارد


خبرگزاری رسا ـ حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی به مناسبت آغاز سال جدید بر دوری از اسراف از سوی‌خانواده‌ها تأکید کرد

 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حضرت آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی، امروز در آخرین روز درس خارج فقه خود در سال جاری و در مسجد اعظم قم با اشاره به فرا رسیدن سال جدید گفت: مراسم عید نوروز بدعت عرفی نیست و مشکلی ندارد

وی در ادامه افزود: برخی اصرار دارند این عید را مذهبی بدانند و روایتی هم نقل می‌کنند؛ اما مدارک کافی بر مذهبی‌بودن آن وجود ندارد، عید نورز روز ملی و طبیعیت است


این مرجع تقلید اظهار داشت: این نشان از خوش ذوقی ایرانیان است که خلاف دیگر مذاهب و اقلیت‌ها که زمستان یا تابستان را جشن می‌گیرند، اینان آغاز بهار را جشن می‌گیرند

وی مراسم عید نورز را شامل برخی اعمال درست و نادرست دانست و خاطر‌نشان کرد: صله رحم، کمک به دیگران، دید و بازدید، ظاهر و باطن را پاک کردن و به فکر بستگان و خویشان بودن از جمله رفتارهای درست در این ایام است و چشم و هم چشمی، اسراف و تبذیر، نمایش گذاشتن اتومبیل‌ها، لباس‌ها، لوازم منزل و تحقیر دیگران از اعمال نادرستی است که نباید به این گونه مسائل در چنین روزها دامن زد

حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی اظهار داشت: هر چه مراسم عید نوروز ساده‌تر و باصفاتر برگزار شود، این مراسم صمیمی و دلنشین‌تر خواهد بود، امیدواریم‌ مردم عزیز ما به مسائل اخلاقی و شرعی در این ایام توجه بیشتر نشان دهند

وی همچنین مراسم چهارشنبه‌سوری را خرافه خواند و تأکید کرد: خوشبختانه در سال جاری جوانان ما به غلط‌بودن این موضوع پی‌بردند و امسال نیروی انتظامی با فرهنگ‌سازی و آگاهی‌دادن به مردم درباره خطرات این ایام، دیگر صداهای وحشتناکی در شهر شنیده نشد

این مرجع تقلید تصریح کرد: از نیروی انتظامی که در این روزها امنیت مردم را برقرار می‌کند و توانست در سال جاری امنیت و نظم و نظارت بیشتر را برقرار کند، تشکر و قدردانی می‌کنیم

وی در بخش دیگری از سخنان خود به مراسم روز سیزدهم نوروز اشاره کرد و اظهار داشت: متاسفانه عده ای از مردم در روز سیزدهم نوروز به جای استفاده از طبیعت، شکوفه هایی درختان و هوایی آزاد با شکستن درختان و از بین بردن مزارع خسارت فراوانی به کشاورزان وارد می کنند که این حرکت شایسته مردم ما نیست

این مدرس خارج فقه حوزه علمیه قم در ادامه یادآورشد: امیدواریم در سال جدید دیگر شاهد بحران‌ها و مشکلات نباشیم و خشکسالی و اختلافات پایان یابد و سالی با برکت و معنویت برای مردم عزیز ما باشد

وی همچنین در پایان سخنان خود به نزدیک‌شدن دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اشاره کرد و گفت: امیدواریم در انتخابات سال آینده اختلافات کنار زده شود و مردم فرد اصلح را انتخاب کنند و انتخابات در فضای آرامی برگزار شود

+ نوشته شده توسط .....خرسند در دوشنبه هفدهم فروردین 1388 و ساعت 18:44 |

تحلیل سیاسی / اختصاصی اینساید آف ایران - سیدحسین نصر اسلام شناس دوران پهلوی که از زمان انقلاب تاکنون به ایران سفری نداشته آیا به ایران می آید

سفر احتمالی نصر به ایران همیشه با دوواکنش متفاوت از سوی راديکالها و میانه روهای نظام همراه بوده است. تندروها در نشریاتی مانند رجانیوز ، کیهان، و جمهوری اسلامی تا مرحله تهدید جانی دکتر نصر در صورت سفر او به ایران پیش رفته بودند. اما حالا با تعجب در سایت فوق تندروی رجانیوز خبر احتمالی سفر این استاد ساکن آمريکا مطرح میشود

http://rajanews.com/detail.asp?id=26533

نصر علاوه بر نوشتن مقالات و کتابهایی در باره اسلام، درمورد تصوف نیز نوشته هایی دارد. در عین حال روزنامه کیهان در سلسله مقالاتی ضمن معرفي سيدحسین نصر به سیاهنمایی درباره او پرداخته بود و اورا يک عضو فراماسونری و رئیس دفتر فرح پهلوی و ازکارگزاران موثر نظام سلطنتی محسوب کرده، و هرنوع ارتباط یا سفر احتمالی او به ایران را عقب گردی به گذشته و تجديد خاطره نظام ساقط شده پهلوی و تقویت آمریکا گرایی در سیاست خارجی و داخلی ایران بشمار آورده بود. اما این بار رجا نیوز از سیدحسین نصر به زشتي نام نمیبرد و ارتباط او را با فرح دیبا و نظام پهلوی مساله ای تمام شده و مربوط به گذشته شمرده و بیشتر بر جنبه های مثبت فعالیتهاي علمي و اسلام شناسانه نصر تاکید کرده است

این ماجرا به عنوان نشانه اي از مقدمه یک گردش در سیاست داخلي ایران در قبال تصوف - در انطباق با سیاست خارجی ایران و تجدید ارتباطهای فرهنگی با آمريکا- قابل توجه است. به این ترتیب ميتوان تصور کرد بزودی در ایران جناحهای تندرو مانند حاميان دولت نهم در سایت سیاسی - عقیدتی  رجا نیوز  زیر نظارت حجت الاسلام قاسم روانبخش دست از ستيزه چند ساله خود با تصوف در کلیت آن بکشند، و به نحوی به تعامل با تصوف نظری در ایران بپردازند.   اماهمچنان به سرکوب تجمعات درویشی - تحت عنوان تصوف تشکیلاتی- ادامه داده شود

این نوع سياست داخلي، مستقل از آن است که کدام دولتی برسرکار باشد. یعنی حتی دولت احمدي نژاد هم اگر برای یک دوره چهارساله جدید برسرکار ميماند همین رویه را تعقیب میکرد. با این حال این رویه که خط مشی سیاست آتي ایران در طول دولت دهم قرار است باشد، کاملا در انطباق با خط مشی فرهنگستان هنر است که اکنون سالهاست زیر نظارت میرحسین موسوی نخست وزیر دوران جنگ اداره میشود. در اطراف میرحسين موسوی گروهی از اهل هنر و اندیشه بوده و هستند که بعضي از آنها خالی از علاقه یا تعلق به تصوف نمیباشند. کنار رفتن رئیس بنیاد باران از فعالیتهای انتخاباتی پس از ورود رئیس فرهنگستان هنر به این عرصه بی ارتباط با ملزومات کلان سیاست نظام و درراس آن نحوه تعامل با آمريکا نیست

از خاطر نبریم که امروز پرزیدنت اوباما وارد آنکارا شد و براساس برخی شایعات رئیس بنیاد باران - رئیس جمهور سابق ایران- سیدمحمدخاتمی هم وارد همان شهر میشود و با وساطت رئیس جمهور ترکیه قرار است که این دو در آن کشور با هم دیدار و گفتگویی دوستانه و غیررسمي داشته باشند، در فاصله ای نه چندان دور از مقبره مولانا جلال الدین رومی،  صوفی صاحبنام قرن هفتم هجری

+ نوشته شده توسط .....خرسند در دوشنبه هفدهم فروردین 1388 و ساعت 18:40 |

چهلمین روز فراق

 چهلمین روز فراق

عارفی وارسته ، عاشقی  دل باخته و عابدی به خدا پیوسته بود .لباس تقوی برپندار و کردارخویش پوشانده ودر تمامی عمر پر برکتش یاران را دعوت به دوستی ،تقوی،اتحاد، صبر،گذشت ،تواضع وبندگی حق می نمود.

خداوندش جان او را بر مدار مهر و محبت طواف داده بود .درس سلوک  را با مهر و عشق به مولای خویش به سالکان راه خدا می آموخت .تواضع به غایت داشت وبا بزرگی روح ، خاک راه دراویش بود

در چهلمین روز فراقش با گفتن  چند عبارت  از فرمایشات ا و یادش را گرامی می داریم :

فرمود : روندگان راه  حق دو دسته اند : گروهی تنها مولایشان را دوست دارند  وگروهی دیگر هم او وهم خویش را ، این شرک است ،در راه دوست باید خود را گذاشت و سر انداز بود.

فرمود : ازدنیاهر چه گرفتی و به  دست آوردی روزی پس خواهی داد یا در حیات یا به وقت ممات ،  دامن مولای خویش و مهر اورا بگیر که در مرگ و زندگی تنها او مشکل گشا و عروه الوثقی است ودر آخرت هم اوفریادرس است.

فرمود : دل بر فانی مبند ، که  به  ترس از دست دادنش نمی ارزد .

کسی گفت که محبت شما دیگران را گستاخ میکند ...،فرمود:  من مامور به مهر شده ام ،غضب از من ،  خلاف امراو است.

فرمود : در مقابل مولای خویش لال باش و گوش به فرمان ،اگر سئوالی فرمود ، به آن اندازه جواب ده وحرف بزن که بی ادبی نباشد.

فرمود : عاشقی دیوانگی است در عاشقی عاقلی نکن .

یادش گرامی باد

+ نوشته شده توسط .....خرسند در دوشنبه هفدهم فروردین 1388 و ساعت 18:32 |

تبین مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر

«مذهب، معمولاً انتخاب شخصی فرد نيست»

فرشید یدالهی

 

در ماده‏ی هیجده اعلامیه حقوق بشر آمده است:


«هر کس حق دارد از آزادی فکر، وجدان و مذهب، بهرمنده شود. این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان است و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است. هر کس می‏تواند از این حقوق، به‏تنهایی یا به صورت جمعی‏، به طور خصوصی یا عمومی برخوردار باشد.»

همچنین در ماده نوزدهم گفته شده:

«هرکس حق آزادی عقیده و بیان دارد و این حق مستلزم آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته و در کسب و دریافت اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن، به تمامی وسایل ممکن بیان، بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد.»

فرشید یدالهی، فعال مدنی و حقوق‏دان در مورد ماده‏ی هیجده و نوزده اعلامیه‏ی جهانی حقوق بشر و نزدیکی این دو ماده با هم، توضیح می‏دهد.

مطابق اعلامیه‏ی جهانی حقوق بشر و میثاق بین‏المللی مدنی و سیاسی که ایران از امضا کنندگان آن است و طبق ماده‏ی دوم و سوم این میثاق، ایران متعهد شده که این مواد و مقررات آن را در قوانین اساسی و عادی خود، اعمال کند (به عبارت دیگر، این میثاق در حکم قانون داخلی است)، هرکس حق آزادی فکر و وجدان و مذهب دارد.

آزادی ابراز مذهب یا معتقدات را نمی‏توان تابع محدودیت‏هایی نمود، مگر آن که، آن طور که به موجب قانون پیش‏بینی شده: «برای حمایت از امنیت، نظم، سلامت یا اخلاق عمومی یا حقوق و آزادی‏های اساسی دیگران، ضرورت داشته باشد.»

حق آزادی عقیده و بیان، هیچ مرز و محدودیتی جز خود حقوق بشر نمی‏شناسد. تنها مصادیقی که از موارد محدود شونده است، قوائدی مانند نازیسم یا همجنس‏گرایی است که آزادی‏های اخلاق عمومی و اساسی را تهدید می‏کند.

به عبارت دیگر، حتا عقیده‏ی باطل یا عقید‏ه‏ای که از نظر عمومی که اقلیت یا اکثریت هستند و حاکم یا غیر حاکم‏اند، باطل به‏شمار آید، همان اندازه آزاد است که سایر عقاید و مذاهب آزادند.

در واقع هیچ کس حق تحمیل عقیده یا ممنوعیت عقیده‏ای را برای دیگران ندارد.

وقتی در اعلامیه‏ی جهانی حقوق بشر و میثاق‏های بین‏المللی حقوق مدنی سیاسی، آزادی مذهب، وجدان، اعتقاد و… هم‏ردیف هم آمده است، بنابراین مذهب نه فقط مذاهب سنتی یا توحیدی‏ است، بلکه هرنوع اعتقاد، و آزادی وجدان است. آزادی وجدان هم یعنی آزادی باور.

این آزادی‏ها هم در اعلامیه‏ی جهانی حقوق بشر و هم در میثاق‏های بین‏المللی آمده است.

علاوه بر آن، یک عهدنامه‏ی بین‏المللی تحت عنوان «عهدنامه‏ی بین‏المللی رفع هرگونه تبعیض نژادی» وجود دارد و در ملحقاتی که بعد صورت گرفته، تبعیض قومی و عدم مدارای مذهبی هم اضافه شده است.

به خاطر همین هم، یک گزارش‏گر ویژه‏ی سازمان ملل هست که در مورد هر سه موضوع، یعنی آزادی مذهب و اعتقاد و عدم هرگونه تبعیض قومی، مذهبی و نژادی گزارش تهیه می‏کند.

ایران، قبل از روی کار آمدن رژیم جمهوری اسلامی، به این عهدنامه پیوسته است. به همین خاطر، گزارش‏گر‏هایی که در ارتباط با اجرای آن عهدنامه از طرف کمیساریا یا کمیسیون حقوق بشر انجام وظیفه می‏کنند، در مورد وضعیت این آزادی‏ها، چگونگی تبعیض یا عدم تبعیض مذهبی و قومی در ایران خیلی حساسیت نشان می‏دهند.

از قضا، هردو گزارش‏گر مسلمان هستند؛ آقای عبدالفتاح آموزاز تونس و خانم اسما جهانگیر که پاکستانی است.
در آخرین گزارشی که خانم اسما جهانگیر می‌دهد، نسبت به وضعیت اقلیت‌های مذهبی در ایران، به‏ويژه دراویش، فوق‌العاده احساس نگرانی می‌کند.

در قطعنامه‌ی آخرین اجلاس کمیته‌ی ناظر بر این عهدنامه که در تابستان ۲۰۰۳ تشکیل شد، آمده است: «جمهوری اسلامی و کشور ایران باید مفاد عهدنامه را مورد رعایت قرار بدهد، تعهدات خودش را انجام بدهد و دست از ایجاد محدودیت‌ها برای اقلیت‌های مذهبی بکشد.»

ولی می‌بینیم که پس از نزدیک به شش سال نه فقط جمهوری اسلامی تجدید نظری در سیاست سرکوب و ایجاد محدودیت برای اقلیت‌های مذهبی نکرده، که در مورد اقلیت‌های مذهبی به قول خودشان، شناخته‌شده‌تر عمل می‌کنند و حتا در مورد دراویش گنابادی وضعیت بدتر هم شده است. نمونه‌ی اخیر آن بازداشت‏های وسیعی است که صورت گرفته.

از این رو، گزارش‏گر ویژه‏ی سازمان ملل هم در باره‏ی وضعیت اقلیت‏های مذهبی در ایران و عدم وجود مدارای مذهبی در جمهوری اسلامی، اظهار نگرانی می‏کند.

نظام بین‏الملل حقوق بشر در مورد آزادی مذهب دارای پیشینه‏ای طولانی و پیچیده در سطوح داخلی، منطقه‏ای و بین‏المللی است. به طور مشخص، می‏توان سه دوره را از یک‏دیگر تفکیک کرد:

در دوره‏ی نخست، حمایت از اقلیت‏های مذهبی مطرح بود
در دوره‏ی دوم، حمایت از حقوق فردی و اصل عدم تعقیب بر اساس مذهب

و در دوره‏ی سوم، مباحث مربوط به چالش‏های نوین در باره‏ی اجرای کامل مذهب طرح بود.

تعداد اسنادی که در آن‏ها به حق آزادی مذهب و ممنوعیت تبعیض بر اساس مذهب، تصریح شده، به حدی زیاد است که جمع‏آوری و بیان همه‏ی آن‏ها دشوار است.

اما، مهم‏ترین مواردی که در آن‏ها بر این امر تاکید شده، عبارتند از: ماده‏ی هیجده اعلامیه‏ی جهانی حقوق بشر، ماده‏ی هیجده میثاق بین‏المللی حقوق مدنی و سیاسی (۱۹۶۶ میلادی)، ماده‏ی پنج کنوانسیون بین‏المللی الغای تمامی اشکال تبعیض نژادی، قسمت ب، بند یک کنوانسیون یونسکو، علیه تبعیض در آموزش (۱۹۶۰ میلادی)، اعلامیه‏ی محو و الغای تمامی اشکال عدم مدارا و تبعیض بر اساس مذهب یا عقیده.

این موارد در زمره‏ی اسناد بین‏المللی هستند که در آن‏ها، به حق آزادی مذهب یا ممنوعیت تبعیض بر اساس مذهب تصریح شده است.

تاکنون هیچ معاهده‏ی الزام‏آوری، به طور خاص‏، در خصوص آزادی مذهب به ‏تصویب نرسیده و تنها یک اعلامیه، به طور خاص در این موضوع تصویب شده است.

در سطح منطقه‏ای نیز حق آزادی مذهب در بند یک ماده‏ی نود کنوانسیون اروپایی حقوق بشر، ماده‏ی سه اعلامیه‏ی امریکایی حقوق و وظایف بشر، ماده‏ی هشت منشور آفریقایی حقوق بشر ملت‏ها و اسناد متعدد دیگر، تضمین شده است.

مطابق اسناد حقوق بشر، حق آزادی مذهب، حقی مطلق و در زمره‏ی حقوق غیرقابل انحراف است كه تحت شرايط و اوضاع و احوال نبايد به حال تعليق درآيد يا مورد تعرض قرار گيرد.

اما در حوزه‏ی بيرونی و جلوه‏ی خارجی، اين حق كه مربوط به حق اظهار مذهب می‌شود، حق آزادی مذهب مطلق نيست و دارای قيودات و شرايطی است.

از جمله محدوديت‏هايی كه براي آزادی اظهار مذهب به موجب قانون می‌توان در نظر گرفت، مربوط به حمايت از امنيت، نظم، سلامت يا اخلاق عمومی يا حقوق و آزادی‏های اساسی ديگران است كه البته اعمال چنين محدوديت‏هايی بايد ضروری باشد.

از آن‏جايی كه ميان آزادی مذهب، عقيده و فكر و وجدان ارتباط تنگاتنگی وجود دارد و در بيشتر اسناد، اين حقوق و آزادی‏ها تحت يك عبارت گنجانده شده‌اند، لذا برداشت كلی از اين مجموعه حقوق، مستلزم مراجعه به واژگان مرتبط با آن‏ها است.

مهم‏ترين چالش‏هايی كه در خصوص حق آزادی مذهب از روی‏کرد نظام بين الملل حقوق بشر با ديدگاه اسلامی مطرح است، مربوط به مساله‏ی ارتداد و آزادی اظهار مذهب و به رسميت شناختن فرقه‌ها و مذاهب می‌باشد.
حقوق بشر، دفاع اشخاص ضعیف‏تر را در برابر اشخاصی که از موقعیت اجتماعی قوی‏تری برخوردار هستند، ایجاب می‏کند.

مثال بارز این مهم، اقلیت‏های مذهبی در یک کشور هستند. اين اختلاف مذهبی باعث خصومت بين اکثریت و اقليت می‏شود.

البته لازم به تذکر نيست که اقليت‏های مذهبی، بر اساس اقليت بودن‏شان در موقعيت ضعيف‏تری قرار دارند. اکثريت می‏توانند به‏راحتی آزادی مذهبی را از اقليت سلب کنند.

اين‏جاست که حقوق بشر آزادی مذهب را موجب شده و آن را در برابر مخالفين آن مذهب حفظ می‏کند.

در کشورهای متعصب مذهبی، اين اصل به‏طور بارزتری ديده می‏شود. در چنين کشورهائی حقوق بشر را نسبت به اقليت‏ها کاسته يا به‏طورکلی در نظر نمی‏گيرند. اين‏جاست که اين اقليت‏ها قيمت گزافی را مانند حتا جان‏شان می پردازند. با کمال تاسف نمونه بارز اين نکته، دراویش گنابادی در ايران هستند. اديان ديگری نيز مانند کليميان، مسيحيان، زرتشتيان و اهل تسننن در کشورمان ايران، به همان نحو شبيه دراویش، حق آن‏ها نیز روزبه‏روز پايمال شده وتعداد زيادی از آن‏ها با کمال تاسف در زندان‏ها اسیرند.

نمونه‏های دردناکی از نقض حقوق بشر در ایران وجود دارد. ميهن ما ايران که در زمان کوروش بزرگ، خود پايه‏گذار حقوق بشربوده، امروز متاسفانه، در صدر کشورهائی است که نقض حقوق بشر در آن يک موضوع عادی و پيش پا افتاده به‏شمار می‏رود. آزادی مذهب معنا و مفهومی جز خلاف مشروعيت ندارد. واقعا که این وضعیت اسفناک است.

مذهب انتخاب شخصی فرد نيست. بلکه اکتسابی است که نسل به نسل دست به دست می‏شود. چرا انسان‏ها باید قيمت گزافی بابت اين مساله بپردازند؟ دين مانند ماهيت جنسی انسان است که تحت اختيار و انتخاب شخص نيست.

ظلم و ستم به افراد به خاطر عقيده و باور و يا انديشه‏ی آن‏ها، چيزی جز جهل و نادانی قربانی‏های اصلی سلب آزادی مذهب درايران، از جمله بهائیان، دارویش و اهل تسنن هستند. «مذهب، معمولاً انتخاب شخصی فرد نيست»

جالب اين‏که بعد از بهائيان، دراویش گنابادی و اهل تسنن مورد مخالفت رژيم مذهبی ايران واقع می‏شوند. در صورتی که در قرآن ذکر شده که آزادی مذاهب از ملزومات است.

تعصبات بی‏جا، کمیِ آگاهی وبينش، دوری از فرهنگ و تلقين پذيری برخی ازاشخاص که معتقد به افکارکهنه هستند، زندگی را به مشاجره، ستيزه جویی، کينه توزی و بدختی سوق می‏دهد.

پيامبران روی‏هم‏رفته خود انسان بودند. چنان‏چه امروز زنده بودند و شاهد اين همه جنايات و حق کشی می‏شدند، به احتمال زياد از پيامبری دست می کشيدند.

امیدوارم، ما انسان‏ها درها را به روی هم بگشاییم و دنيایی مدرن و عاری از هرگونه عقب ماندگی و افکار کهنه و منسوخ بسازیم.

+ نوشته شده توسط .....خرسند در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 و ساعت 9:0 |
صبح شنبه 15-1-88 ( سیر آفاق وانفس-سفر نامه -خانمها)  کیفیت بالاتر عکس  

١٥-صبح شنبه 15-1-88   (  تاریخچه حرمت مجسمه سازی ، عکاسی ، نقاشی وتریاک -آقایان)   کیفیت بالاتر عکس  

١٤-صبح جمعه  14-1-88 (عدم تعادل در روابط اجتماعی- نقش شخصیت در جامعه-اراده در اعتقاد-حجاب-اتحاد-خانمها)     کیفیت بالاتر    عکس

١٣-صبح پنجشنبه 13-1-88 (  تغییر دادن اسم -آقایان )  کیفیت بالاتر  عکس

+ نوشته شده توسط .....خرسند در شنبه پانزدهم فروردین 1388 و ساعت 18:53 |
خبرگزاری در داخل ایران ( اینساید آف ایران ) - تظاهرات افشاگرانه هواداران دراویش سلسله نعمت اللهي گنابادي باموفقيت کامل در لندن درروز سیزده فروردین برای سیزده بدر،  برگزار شد و هواداران این سلسله با گذاشتن سبزه های خود بیرون دفتر ناصرمکارم شیرازی  مخالفت های خود را نسبت به سرکوبی دراویش و دانشجویان ابراز نمودند

این تظاهرات که به دعوت کمیته حمایت از حقوق دراويش و دانشجویان ايران صورت پذیرفته بود شاهد گردهمايی وسیع ایرانیان علاقمند به سرنوشت دانشجویان و دراویش دربند و تحت سرکوب ایران بود

 

علیرغم بعضی از محدودیتهای اعمال شده توسط مقامات مسئول نسبت به برگزاری این تظاهرات، هموطنان ما از ساعت دوازده تا دو بعدازظهر در مقابل دفتر انگليسی آیت الله ناصر مکارم شيرازی در یکی از خیابانهای لندن گرد آمدند و با سر دادن شعارهایی خواستار رهایی هرچه سریعتر دراویش و دانشجویان دربند، متوقف کردن دستگیري و زندانی کردن هموطنان ايراني به علت تعلق به مرام درویشی، و متوقف کردن تخریب مراکز درويشی در ايران شدند

همچنین در پایان برنامه قطعنامه اي قرائت شد و درآن اعلام شد که در صورت عدم اجابت درخواست آزادی دراويش و دانشجویان دربند، کمیته حمایت از حقوق دراویش و دانشجویان ایران بطور منظم تظاهرات عظیم افشاگرانه اي در برابر مرکز اسلامی لندن و دفتر آیت الله مکارم شیرازی برگزار خواهد کرد

+ نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388 و ساعت 22:15 |
ایلنا:
رویکردی که به دنبال ایجاد سدی بزرگ در مقابل سیل تغییرات است، منجر به بسته شدن روزنامه ها و رسانه ها، از بین بردن آزادی ها و قطع کردن نقش مردم در حاکمیت ملی و دینی خود خواهد شد.

میرحسین موسوی که در دیدار با جمعی از روزنامه نگاران سابق روزنامه جمهوری اسلامی در سال های نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی، کارکنان نهاد نخست وزیری و اعضای حزب جمهوری اسلامی در موسسه دین و اقتصاد سخن می گفت با بیان این مطلب و تبریک عید نوروز به حاضرین و ملت ایران به بررسی اهمیت تغییرات جهان در سرنوشت کشور پرداخت و گفت: بخشی از این تغییرات مربوط به منافع ملی، بخشی ناشی از فرآیندهای جهانی شدن و بخشی دیگر ناشی از قدرت یافتن فضای مجازی از جمله اینترنت و ماهواره هاست.

کاندیدای دهمین انتخابات ریاست جمهوری با تحلیل واکنش های مختلف در برابر تحولات جهانی افزود: عده ای تسلیم هر نوع تحولی می شوند و عده ای دیگر تلاش مي كنند سدي نفوذ ناپذير در مقابل سيل تغييرات و دگر گوني ها بسازند و برای توقف آن ها تلاش می کنند، اما در رویکرد سوم تغییرات به رسمیت شناخته شده و برای مدیریت آن ها با استفاده از مزيت هاي نسبي كشورمان تلاش مي شود.

وي ادامه داد: باید واقع بین باشیم و پس از دست یابی به فهمی درست از واقعیت های پیش روی کشور، تلاش کنیم با توجه به امتیازات نسبی، توانمندهای کشور، فرهنگ غنی اسلامي و گذشته بسیار عمیق خود، تغییرات را به نفع مصالح ملی کشور مدیریت کنیم.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط .....خرسند در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 و ساعت 11:34 |
  • اسناد و مدارك مربوط به سرکوبی دروایش در ایران - قسمت دوم
  • اسناد و مدارك مربوط به سرکوبی دروایش در ایران
  • + نوشته شده توسط .....خرسند در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 و ساعت 10:57 |

    جمعی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی ساکن نهاوند با نماینده این شهرستان در مجلس شورای اسلامی دیدارو گفتگو کردند .

    به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور ، تعدادی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی ساکن شهرستان نهاوند با دکتر سنایی ، نماینده این شهرستان در مجلس شورای اسلامی دیدار و گفتگو کردند . در این دیدار ، دراویش با برشمردن مشکلات و محدودیتهای تحمیل شده از سوی معاندین تصوف ، با تقدیم  نامه ای به افزایش موج این فشارها و اقدامات خلاف قانون ،مراتب اعتراض خود را اعلام نمودند .

    در بخشی از این نامه آمده است : به راستی اینجا کجاست ؟؟!! هیچ کس پاسخگوی مردم نیست ؟؟. اگر در کابل یا بحرین یا مدینه و لبنان و غزه و چچن و پاچنار و میانماره و.....زندگی می کردیم سوژه بسیار خوبی می شدیم برای رجال سیاسی و دولتمردان در ایران  تا  به  خیابان ها بیایند و مرگ بر اسراییل سر دهند  و از حقوق پایمال شده برادران دینیشان در کشور های دیگر حمایت نمایند و در بوق و کرنا کنند که آزادی عقیده در آن سرزمین ها وجود ندارد و یا شیعیان آن کشور ها توسط وهابی ها و طالبانیسم و صهیونیسم و هزاران ایسم  دیگر در تحت فشار هستند و یا در مدینه مسجد شیعیان  را تخریب می کنند و شیعیان در حبس به سر می برند.... ولی در ایران حسینیه هایمان تخریب شده و به آتش کشیده می شود و منازل دراویش تخریب می گردد و دوستداران علی (ع) را به حبس می برند و قرآن ها را به آتش می کشند و کتب مذهبی زیر تیغ لودر ها پاره می گردد و عزیزانمان را در شهر های مختلف به حبس می برند و صد افسوس که والیان حکومتی طارم اعلی را میبینند و پیش پای خود و مملکت خود را نمی بینند . به راستی اینجا کجاست ؟؟؟متولی این مملکت کیست ؟؟؟قانون چه معنا دارد؟؟و مجری قانون کیست ؟؟

    نماینده نهاوند دکتر سنایی در این دیدار ضمن ابراز تأسف و تاثراز اقدامات غیر قانونی علیه دراویش گنابادی،در مقام نمایندگی مردم خویش را متعهد دانست که مراتب اعتراض و مظلومیت دراویش را به اطلاع مسئولین برساند .

    + نوشته شده توسط .....خرسند در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 و ساعت 10:36 |
    خبرگزاری اینساید آف ایران افتخار دارد به تدريج تمام اسناد و مدارك صوتى و تصويرى را به صورت مجموعه‌هاى فيلم و عكس در رابطه با حوادث سالهای اخير و دستهاى پشت پرده فجایع پيش آمده براى درويشان را منتشر نمايد

    بخش اول اين برنامه را در لينك زير ملاحظه فرمایید
    http://www.youtube. com/watch? v=Cb1p4X6AGZw

    خبرگزاري در داخل ايران
    http://www.insideof iran.com
    + نوشته شده توسط .....خرسند در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 و ساعت 10:35 |
    کانون مدافعان حقوق دراویش و دانشجویان در روز سیزده فروردین هزار و سیصد وهشتاد و هشت برابر با دوم آوریل دوهزار و نه میلادی اقدام به برپایی تجمعی اعتراضی در برابر دفتر ناصر مکارم شیرازی در لندن میکند تا ضمن محکوم کردن تخریب برنامه ریزی شدۀ نمازخانه‌های دراویش در شهرهای مختلف ایران، خواستار توقف سرکوب  هموطنان شریف و آزادۀ ما به جرم تصوف گرایی گردد.

    با شرکت هرچه بیشتر خود بر شور و رونق و عظمت این گردهمایی بیفزایید.

    .

    کانون مدافعان حقوق دراویش و دانشجویان ایران

    تاریخ: 02 / 04 / 2009
    زمان: 14:00 – 16:00
    مکان:
    856-8 Harrow Road Wembley, Middx, HA0 2PX
    __._,_.___
    + نوشته شده توسط .....خرسند در سه شنبه یازدهم فروردین 1388 و ساعت 16:33 |
    نوروز 1388 درمزار سلطانی بیدخت

    بر سر تربت ما چون گذری همت خواه                که زیارتگه رندان جهان خواهد بود

    نوروزامسال نیز همچون سالهای گذشته، شهر بیدخت ،  میزبان مسافران وزائران بيشماري ازاقصي نقاط ايران وجهان است. براساس گزارشهای دریافتی از خبرنگار سایت مجذوبان نور ،عزیمت و ازدحام  مسافران نوروزی و سیل مشتاقان و ارادتمندان عرفان و تصوف ، به شهربیدخت  درحدي است كه ظرفيتهاي و امکانات موجود ، تكافوي اين جمعيت را نمي دهد و زائران برای اقامت مجبورند از  چادراستفاده نموده  و با مشكلات عديده اي روبرو شوند.

    مزار سلطانی بیدخت یکی از بناهای مشهورمذهبی و عرفانی و آرامگاه چهارتن از اقطاب سلسله نعمت اللهی گنابادی وصدها تن از مشایخ تصوف و دراویش است که ساخت آن به سده 13 هجری قمری باز می گردد و هرساله خصوصاً در اعیاد ملی و مذهبی ، مسافران و زائران بیشماری از اقصی نقاط ایران وجهان از این مکان مقدس بازدید و در صحن آن اقامت می گزینند .

     براساس اعلام روزنامه های داخلی ایران، شهر بیدخت یکی از مراکز مهم جذب توریست در استان خراسان است . اما علیرغم اهمیت این شهر از لحاظ مذهبی و فرهنگی ، مزاحمتها و فشارها بر مزار سلطانی بیدخت رو به افزایش است . فشار پلیس اطلاعات و امنیت عمومی شهرستان گناباد بر دراویش و خادمین این مکان مذهبی  برای تنظیم و ارائه لیست ثبت اسامی مراجعین به مزار سلطانی ، مخالفت با توسعه زائرسرا و ساخت صحن کوثر ، مخالفت با دفن اموات در مزار سلطانی و حذف نام بیدخت از اطلس جغرافیایی ایران نمونه هایی از ایجاد محدودیتها بر دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در این شهر است .   
    + نوشته شده توسط .....خرسند در دوشنبه دهم فروردین 1388 و ساعت 17:41 |
    به یاد درویشان مظلوم دربند

    ذکر حسین منصور حلاج از کتاب تذکره الاولیاء عطار

    نقل است‌ که‌ پرسیدند از صبر؛ گفت‌ آنست که‌ دست‌ و پای‌ برند و از دار آویزند. و عجب‌ آن‌که‌ این ‌همه‌ با او کردند.

    نقل است‌ که‌ شبلی‌ را روزی‌ گفت‌ یا ابابکر دستی‌ بر نه‌ که‌ ما قصدی‌ عظیم‌ کرده‌ایم‌ و سرگشته‌ی‌ کاری‌ شده‌ و چنین‌ کاری‌ که‌ خود را کشتن‌ در پیش‌ داریم‌. چون‌ خلق‌ در کار او متحیر شدند منکر بی‌قیاس‌ و مقر بیشمار پدید آمدند و کارهای‌ عجایب‌ از او دیدند. زبان‌ دراز کردند و سخن‌ او به‌ خلیفه‌ رسانیدند و جمله‌ بر قتل‌ او اتفاق‌ کردند، از آن‌که‌ می‌گفت‌ «اناالحق‌». گفتند بگوی‌ «هوالحق‌!» گفت‌ بلی‌ همه‌ اوست‌، شما می‌گویید که‌ گم‌ شده‌ است‌، بلکه‌ حسین‌ گم‌ شده‌ است‌، بحر محیط‌ گم‌ نشود و گم‌ نگردد. جنید را گفتند این‌ سخن‌ که‌ منصور  می‌گوید تأویلی ‌دارد؟ گفت‌ بگذارید تا بکشند که‌ نه‌ روز تأویل‌ است‌. پس‌ جماعتی‌ از اهل‌ علم‌ بر وی‌ خروج‌ کردند و سخن‌ او را پیش‌ معتصم‌ تباه‌ کردند. علی‌بن‌ عیسی‌ را که‌ وزیر بود بر وی‌ متغیر گردانیدند. خلیفه‌ بفرمود تا او را به‌ زندان‌ برند. او را به‌ زندان‌ بردند یکسال‌، اما خلق‌ می‌رفتند و مسایل‌ می‌پرسیدند. بعد از آن‌ خلق‌ را از آمدن‌ منع ‌کردند. مدت‌ پنج‌ ماه‌ کس‌ نرفت‌، مگر یکبار ابن‌عطا و یکبار عبدالله خفیف‌. و یکبارابن‌عطا کس‌ فرستاد که‌ ای‌ شیخ‌ از این‌ سخنی‌ که‌ گفتی‌ عذرخواه‌ تا خلاص‌ یابی‌. حلاج‌ گفت‌ کسی‌ که‌ گفت‌، گو عذرخواه‌! ابن‌ عطا چون‌ این‌ بشنید بگریست‌ و گفت‌ ما خود چند یک‌ حسین‌ منصوریم‌.

    نقل است‌ که‌ شب‌ اول‌ که‌ او را حبس‌ کردند؛ بیامدند او را در زندان‌ ندیدند،جمله‌ی‌ زندان‌ بگشتند کس‌ را ندیدند. شب‌ دوم‌ نه‌ او را دیدند و نه‌ زندان‌. هر چند زندان‌ را طلب‌ کردند ندیدند. شب‌ سوم‌ او را در زندان‌ دیدند، گفتند شب‌ اول‌ کجا بودی‌ و شب‌ دوم‌  زندان‌و تو  کجا بودیت‌؟، اکنون‌ هر دو پدیده‌ آمدیت‌، این‌ چه‌ واقعه‌است‌؟ گفت‌: شب‌ اول‌ من‌ به‌ حضرت‌ بودم‌، از آن‌، نبودم‌؛ و شب‌ دوم‌ حضرت‌ این‌جا بود، از آن‌، هر دو غایب‌ بودیم‌؛ شب‌ سوم‌ باز فرستادند مرا برای‌ حفظ‌ شریعت‌؛ بیایید و کار خود کنید.

    نقل است‌ که‌ در شبانروزی‌ در زندان‌ هزار رکعت‌ نماز کردی‌، گفتند می‌گویی‌ که‌ من ‌حق‌ام‌ این‌ نماز  که را می‌کنی‌؟ گفت‌: ما دانیم‌ قدر ما.

    نقل است‌ که‌ در زندان‌ سیصد کس‌ بودند، چون‌ شب‌ درآمد گفت‌: از زندانیان‌ شما را خلاص‌ دهم‌. گفتند: چرا خود را نمیدهی‌؟ گفت‌: ما در بند خداوندیم‌ و پاس‌ سلامت‌ می‌داریم‌، اگر خواهیم‌ به‌ یک ‌اشارت‌ همه‌ بندها بگشاییم‌. بس‌ به‌ انگشت‌ اشاره‌ کرد، همه‌ بندها از هم‌ فروریخت‌، ایشان‌ گفتند: اکنون‌ کجا رویم‌ که‌ در زندان‌ بسته‌ است‌. اشارتی‌ کرد رخنه‌ها پدید آمد. گفت‌: اکنون‌ سر خویش‌ گیرید، گفتند: تو نمی‌آیی‌. گفت‌: ما را با او سری‌ است‌ که‌ جز بر سر دار نمی‌توان‌ گفت‌. دیگر روز گفتند: زندانیان‌ کجا رفتند؟ گفت‌: آزاد کردیم‌. گفتند: تو چرا نرفتی‌؟ گفت‌: حق‌ را با من‌ عتابی‌ است‌، نرفتم‌. این‌ خبر به‌ خلیفه‌ رسید. گفت‌ فتنه‌ خواهد ساخت‌. او را بکشید یا چوب‌ بزنید تا از این‌ سخن‌ برگردد. سیصد چوب‌ بزدند. به‌ هر چوبی‌ که‌ می‌زدند آوازی‌ فصیح‌ می‌آمد که‌ «لاتخف‌ یا ابن‌ منصور».


    + نوشته شده توسط .....خرسند در دوشنبه دهم فروردین 1388 و ساعت 17:40 |

    ١١-صبح یکشنبه 9-1-88  ( مومنان هر دمی دو عید کنند   عنکبوتان  مگس  قدید کنند  -خانمها  )  کیفیت بالاتر عکس

    ١٠-صبح شنبه 8-1-88 ( حقوق و وظایف زن ومرد -خانمها)  کیفیت بالاتر عکس  

    ٩-صبح شنبه 8-1-88   ( حقوق  و وظایف زن و مرد  -آقایان)   کیفیت بالاتر عکس  

    ۸-صبح جمعه  7-1-88 ( خلوص نیت و وحدت  اعتقاد  -دعا -خانمها)     کیفیت بالاتر    عکس

    ٧-صبح پنجشنبه 6-1-88 ( ملامت -نیک باشی و بدت خوانند خلق   به که بد باشی ونیکت خوانند  -آقایان )  کیفیت بالاتر  عکس

    + نوشته شده توسط .....خرسند در دوشنبه دهم فروردین 1388 و ساعت 17:31 |
    به گزارش خبرگزاری این ساید آف ایران -  وبلاگها و سایتهای مختلف خبری از جمله ( ایران پرس نیوز - 18/12/1387)  مطلبی را منتشر  و شایع کردند که آیات عظام قم  جلسه ای برگزار نموده و در آن جلسه حضرت آیت الله مکارم شیرازی اصرار در محو تصوف و درویشی از ایران داشته اند، براساس اخبار دریافت شده دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم در جواب نامه ای که به محضر ایشان ارسال شده بود، قویاً برگزاری چنین جلسه ای در مورد دراویش را تکذیب فرموده و این شایعه را کذب محض دانستند

    متن نامه و پاسخ آیت الله به شرح زیر است

    makarem@makarem.ir

     

     بسم الله الرحمن الرحيم

    :: با اهداء سلام و تحيت؛

    جواب :  چنین جلسه ای مطلقا وجود خارجی نداشته و کذب محض است هر چند صوفیه دارای انحرافاتی هستند.

    همیشه موفق باشید               

    دفتر آيت الله العظمی مکارم شيرازی: / بخش استفتاءات 

     


    طرح یک سئوال از محضرحضرت آیت الله العظمی ناصر المکارم الشیرازی


    عطف به خبر منتشره در پایگاههای خبری اینترنتی : ایران پرس نیوز - 18/12/1387-؛
    http://www.darvishan.net/

    اظهاراتی به سرکار عالی انتساب یافته که \\\”و هُنّ مِنَ العجائب و الغرائب\\\”!؛
    در این خبر آمده که در جلسه ای که در قم با شرکت حجت الاسلام خطیب برگزار شده حضرات آیات عظام صافی گلپایگانی و نوری همدانی و شخص مستطاب عالی دعوت شده بودید تا در مورد اتخاذ رویه مناسب در قبال دراویش گنابادی و مراکز آنان در شهرهای کشور تصمیمگیری شود. به قرار این خبر، از میان سه مرجع مزبور فقط حضرتعالی خواهان شدت عمل و ادامه روش تخریب مراکز دراویش معرفی شده اید و آقامیرزا حسینعلی نوری همدانی با امعان نظر به کثرت آثار سوء مترتبه برآن، مخالفت تصریحی خود را ابراز فرموده و حضرت صافی نیز اصولاً از حضور و شرکت در این جلسه امتناع فرموده اند
    به نظر میرسد که سیاهدلانی در پشت پرده هستند که خوابهای سیاهی برای سرکار دیده و در صددند تا مسئولیت خرابی مراکز تاریخی و قبرستانها و حسینیه ها را برعهده سرکار عالی بگذارند و وجهه جنابعالی را در عرض سوء ظن عموم عوام قرار دهند و عام و خاص را نسبت به حسن نیت سرکار و دلسوزی برای مصالح نظام بدبین سازند
    این قضیه اگر پا بگیرد تالیات فاسده کثیره خواهد داشت که درنهایت منجر به بی اعتباری کامل مقام شامخ سرکار در نظر عموم مقلدان سرکار در داخل و خارج مرزهای میهن اسلامی است
    از آنجا که پرونده عباس پالیزدار در گردش است و الیوم هذا دفاعیات او مهر اختتام خورده و بنا به اظهار دست اندرکاران آگاه پرونده، یکی از رؤوس دعاوی وی و حامیان او، فهرست چپاولگران و کلاشّان داخلی شامل نامهای بسیاری از چهره های شناخته شده – منجمله خود حضرتعالی هستید؛ و چنین به نظر میرسد که علیرغم تکذیبیه های مکرره صادره از ناحیه دفتر سرکار، هنوز غبار ظن فرو ننشسته و شائبه شک از ذهن بسیاری از مسلمانان نسبت به فعالیتهای مشکوک منسوب به جنابعالی در خصوص کلان معاملات شکر شامل واردات و تولیدات و توزیعات زدوده نشده- شاید بجا باشد تا جنابعالی ، اگر خودتان مصلحت بدانید، با یادآوری مراتب به مقامات مسئول و تذکرات لازم و بجا به آنان، به مطبوعات و رسانه های کثیرالانتشار تکلیف نمایند که از نسبت دادن این قبیل امور به سرکار خودداری اکید ورزند، و مؤکداً شما را به عداوت و معاندت با ملل و النِحَل المسلمه و منهما الملهّ الصوفیه متهم ننمایند. همچنین جا دارد تا در این شرایط خطیر، معتقدان و مقلدان حضرت مستطاب عالی با قاطعیت هرچه تمامتر در نفی انتساب کتاب سخیف و ضعیف؛ و سست و نادرست \\\”جلوهء ناحق\\\” به سرکار کوشش مجدانه به عمل بیاورند که \\\” إنّ زلزلهَ الساعه شئِ ُ عظیم\\\”؛
    با احترام

    + نوشته شده توسط .....خرسند در شنبه هشتم فروردین 1388 و ساعت 11:33 |

    هو

    121

     

    بنی آدم   اعضای  یک   دیگرند               که   در آفرینش زیک گوهرند

     

     

    ریاست و اعضای محترم هیأت مدیره اتحادیه کانونهای وکلای دادگستری ایران

     

    با عرض سلام

     

    احتراماً ، با تقدیر و سپاس از تلاش عالیجنابان و وکلای محترم در پاسداری از حریم قانونی ملت شریف ایران ، به استحضار می رسانیم :

    یکی از انگیزه ها و دلایلی که سبب استقلال کانون وکلا و پاسداری و دفاع ازشرافت وکیل و حیثیت وکالت گردید ممانعت از تمرکز و انحصار قانون در دست نهادهای قدرت و جلوگیری ازتحریف و تفسیر سلیقه ای ازمواد قانونی بود . مسلماً سکوت در برابر تعرض و شکستن شأن وکیل و مقام وکالت، نه تنها متعرض را بر فعل خویش محکم و استوار می کند، بلکه موقعیت و نقش این نهاد حقوقی را در ساختار قضایی کشور متزلزل می سازد .

    همانگونه که مستحضرید در سالهای اخیر، به موازات افزایش فشار و محدودیت بر دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و وکلای آنها، حمایت قانونی از سوی نهادهای دولتی و مدنی نسبت به آنان کاسته  واقدامات غیر قانونی علیه دراویش به یک رویه تبدیل شده و شکایت علیه این سنت نابجا در محاکم صالحه به اقدام علیه امنیت ملی تأویل می شود .  متأسفانه در مقام دفاع از حقوق دراویش، با شکایات مراکز امنیتی، پروانه وکالت دو تن ازوکلای مرکزامور مشاوران قوه قضاییه ابطال گردیده(مصطفی دانشجو و امید بهروزی)  و دوتن ازاعضای کانون وکلای فارس ( فرشید یداللهی فارسی و امیر اسلامی بورکی ) تحت پیگرد قضایی قرارگرفته اند.

    عالیجنابان ؛

    ما جمعی ازکارشناسان ، حقوقدانان و وکلای مدافع دراویش  گنابادی در غربت قانون و تنهایی مظلوم و خاموشی یارانی که امید به حمایت آنان داشتیم در راستای عمل به رسالت انسانی و قانونی خویش  و فارغ از هر گونه گرایش سیاسی و حزبی ، با الهام از تعالیم عرفانی و دینی ، در جهت آگاهی مردم بر حقوق قانونی و شهروندی خودو تذکر به مسئولین در اجرای صحیح اعلامیه حقوق بشر و قانون اساسی  و شکستن بایکوت خبری و ....اقدام به تاسیس سایت مجذوبان نور نمودیم تا دراین ظلمت تحمیلی، امید به  عدالت را، پاسبان باشیم .

    سروران ارجمند ؛

    مدیران سایت مجذوبان نوربر این اعتقادند که خاموشی و مواضع انفعالی کانونهای وکلای دادگستری در خصوص تضییع حقوق دراویش گنابادی وخصوصا وکلای آنها می تواند بستر ساز حاکمیت قانون ستیزی و قانون گریزی  در جامعه و نا کارآمدی این نهاد مدنی باشد  . اگرتعهد وکیل در محکمه جز پایبندی به سوگندی باشد که یاد نموده است ودر دفاع از مظلوم  ترس و هراس داشته واحساس تشویش و ناامنی نماید ،اظهار قانون، عدالت و احقاق حق ،شرافت وکیل  وحیثیت وکالت ، ریشخند بر حقوق ملت از سوی صاحبان قدرت است.   همانگونه که رسیدگی به تخلفات انتظامی وکلا، در صلاحیت  کانونهای وکلای دادگستری است ،حمایت و دفاع ازوکیل درمقابل تعدی و تعرض مراجع قضایی،انتظامی و امنیتی نیز برعهده این نهاد مدنی بوده و دفاع از حیثیت  عدالت ایجاب میکند که وکیل رادر  طوفان حوادث رها ننمایید .

    از اینرو مراتب جفای رفته بر وکلای دراویش  را به استحضار رساندیم . باشد که برای احترام به حیثیت وکالت وشرافت عدالت که وجه مشترک تمامی مدافعین حق و حقیقت است تدابیری اندیشیده شود.

     

    با تشکر

    مدیران سایت مجذوبان نور :

    فرشید یداللهی فارسی ، امیراسلامی بورکی

    مصطفی دانشجو، امید بهروزی ، افشین کرمپور، حمید رضا مرادی

     

     

     

    رونوشت :

    1- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری مرکز جهت استحضار و اقدام لازم جهت دفاع از حیثیت شغل وکالت

    2- ریاست محترم مرکز امور مشاوران حقوقی ، وکلاء و کارشناسان قوه قضاییه  جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت    

    3- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری فارس، بوشهر، کهکیلویه و بویراحمد جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت   

    4- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری آذربایجان شرقی  جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت   

    5- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری آذربایجان غربی  جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت   

    6- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری اصفهان جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت   

    7- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری مازندران  جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت   

     8- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری گیلان جهت استحضارو اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت   

    9- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری خوزستان و لرستان جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت   

    10- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری کرمانشاه و ایلام جهت استحضارو اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت   

    11- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری خراسان جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت   

    12- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری قزوین و زنجان جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت   

    13- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری همدان جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت     

    14- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری مرکزی جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت

    15 - ریاست محترم کانون وکلای دادگستری قم  جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت

    16- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری اردبیل  جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت

    17- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری کردستان  جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت

    18- ریاست محترم کانون وکلای دادگستری گلستان جهت استحضار و اقدام لازم به منظور حفظ حیثیت و شرافت وکالت

    + نوشته شده توسط .....خرسند در شنبه هشتم فروردین 1388 و ساعت 11:2 |

    اطلاعیه:

    کانون مدافعان حقوق دراویش و دانشجویان در روز سیزده فروردین هزار و سیصد وهشتاد و هشت برابر با دوم آوریل دو هزار و نه میلادی اقدام به برپایی تجمعی اعتراضی در برابر دفتر ناصر مکارم شیرازی در لندن می کند تا ضمن محکوم کردن تخریب برنامه ریزی شدۀ نماز خانه های دراویش در شهر های مختلف ایران، خواستار توقف سرکوب هموطنان شریف و آزادۀ ما به جرم تصوف گرایی گردد.

    با شرکت هر چه بیشتر خود بر شور و رونق و عظمت این گردهمایی بیفزایید.

    با حمایت هر چه گسترده تر خود در پیکار برای آزادی دانشجویان و دراویش زندانی از شکنجه گاه های قرون وسطایی شرکت کنید.

    کانون مدافعان حقوق دراویش و دانشجویان ایران

    تاریخ : 02/04/2009

    زمان : 14:00 16:00

    مکان : 856-8 Harrow Road Wembley, Middx , HA0 2PX

    + نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه ششم فروردین 1388 و ساعت 9:54 |

    مشتاق علیشاه که نام اصلی اش میرزا محمد تربتی است، جوانی خوش سیما و برازنده و از مریدان شاه نعمت الله ولی بود که از اصفهان به کرمان کوچ کرد و در این شهر ساکن شد. او هنرمندی شوریده بود که هم شعر می سرود و هم سه تار را به مهارت می نواخت، و اصلا ً نام او با نام سه تار عجین است چرا که وی یک سیم به سیم های سه تار افزوده که به نام وی، «سیم مشتاق» نامیده می شود.

    می گویند این درویش هنرمند روزها روی پله های مسجد جامع کرمان می نشست و آیات قرآن را به همراه صوت مؤثر سه تار، ازبُن جان تلاوت می کرد و از این رو پس از مدتی مریدانی بسیار یافت که پر آوازه ترین آنها ملا محمد تقی کرمانی، معروف به « مظفر علیشاه» بود. و این ملا محمد تقی کسی بود که ابتدا، در مخالفت با دراویش تعصب می ورزید، هرگز با آنان نمی نشست و حتا دیگران را هم از نشست و برخاست با آنان منع می کرد، اما به ناگهان از مریدان مشتاق شد و داستان آن از این قرار است که می گویند روزی یکی از بازاریان کرمان که روضه خوانی ِ سالانه داشت، علما ی شهر را به روضه فراخوانده بود و علما همه در رده ای خاص نشسته بودند و ملا محمد تقی هم در میان آنان بود. در این هنگام مشتاق علیشاه بی خبر وارد شد و در زاویه ای مقابل او نشست. هنگامی که سفره گستردند ملا محمد تقی دست به سفره دراز نکرد و به پیروی از او، دیگر علما هم دست نزدند. صاحب مجلس که مردی متدین بود، ناراحت شد و سبب را پرسید و در ضمن اشاره کرد که تمام مخارج سفره از کسب حلال به دست آمده و ذره ای ناحق در آن نیست.

    ملامحمد تقی ضمن تأیید گفته ی میزبان، به مشتاق علیشاه اشاره کرد و گفت:« قرار نبود که درویش بر سر این سفره باشد و اکنون می بینیم که هست!»

    مشتاق علیشاه با شنیدن این سخن نگاه نافذ و معنی داری به ملا محمد تقی انداخت و گفت:

    « حاجی، اگر سفره ی مولاست که درویش و غیر درویش ندارد!» پس آنگاه برخاسته، مجلس را ترک نمود. او رفت اما تأثیر آن نگاه در ملا محمد تقی به ژرفا باقی ماند، آنگونه که وی عبای خود را برداشت و در پی مشتاق روانه شدو در اول کوچه ی «ماهانی» او را دید که بر سر گوری نشسته و سر در خویش فرو برده است. هرچه اصرار ورزید، درویش باز نگشت، اما از آن لحظه به بعد ملا محمد تقی دگرگون شد، شیدا و شیفته شد،دیوانه ی عشق شد، تغییر مسلک داد، به راه عرفان افتاد، نام خود را به «مظفر علیشاه» گردانید و حتا دیوان شعر خود را نیز به نام مرشد خود « دیوان مشتاق» نامید.

    اما از آن طرف هر چند که پیروان مشتاق رو به افزونی می گذاشتند، بر تعداد دشمنان او هم که در صدد قتلش بودند، اضافه می شدند که در صدر آنان ملا عبدالله نامی بود که مجتهد شهر بود و از همه گردنکش تر و خونی تر می نمود و هر دم درپی بهانه می گشت تا اینکه روز بیست و هفتم ماه رمضان ۱۲۰۶شمسی، هنگامی که بر منبر بود، مشتاق علیشاه وارد شد و در گوشه ای به عبادت مشغول گشت. ملا عبدالله چون شنیده بود که وی قرآن را با نوای سه تار تلاوت می کند، از همان بالای منبر حکم به سنگسار کردن و قتل مشتاق علیشاه داد و خود پیش افتاد.

    درویش را گرفتند و در مکانی که امروز شبستان مسجد جامع است، اما آن روز تلی بود به نام «تل خر فروشان» در گودال افکندند و به سنگ زدن پرداختند. یکی از مریدان مشتاق به نام جعفر خود را به روی او انداخت تا در امانش بدارد، اما به او نیز رحم نکردند و او هم کشته شد و ملا محمد تقی( مظفر علیشاه) زمانی رسید که کار از کار گذشته بود..، پس هنگامی که آن صحنه ی ناگوار را دید گفت:

    « یک شهر، خون بهای مشتاق است.»

    بعد از مرگ مشتاق، ملا عبدالله که بانی مرگ او بود به «ملا عبدالله سگو» معروف شد، چون هنگام مرگ زمانی که دید لب های مشتاق علیشاه هنوز تکان میخورد و « یاهو» می گوید، به او نزدیک شد و با لهجه ی کرمانی گفت: « سگو هنوز هم یا هو میگویی؟» و عجیب اینکه این لقب آز آن به بعد بروی او و اقوامش ماند و مردم آنها خاندان «عبد الله سگو» می نامیدند.

    مدفن مشتاق علیشاه که از خلوص و صفای خاصی بهره دارد، در کرمان به «مشتاقیه» معروف و زیارتگاه رندان جهان است.

    به گفته ی دکتر باستانی پاریزی بعد از سال ها، مرحوم عباسعلی کیوان قزوینی که از نفوذ کلام و تأثیر نفس بهره ی بسیار داشت، در همان مسجد جامع کرمان- که چندین هزار جمعیت کرمانی در آنجا جمع بودند، واقعه ی قتل مشتاق علیشاه و سنگسار کردن او را توسط مردم کرمان، نقل می کرد و چنان مؤثر نقل می کرد که مثل واقعه ی عاشورا همه ی مردم به گریه افتادند. پس در آخر منبر گفت:

    « مردم این بود واقعه ی قتل مشتاق توسط اجداد بزرگوار شما! حالا گمان می کنم وقت آن رسیده باشد که وجوبا ً همه ی شما یک لعنتی به روح پدران خود نثار کنید!»

    و عجیب اینکه مردم تحت تأثیر کلام او، در جواب «پیش باد!» را چنان بلند و همگانی گفتند که انگار به روح پدرانشان صلوات یا رحمت می فرستند!

     

    + نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه ششم فروردین 1388 و ساعت 9:49 |

    توضيح اخبار روز: آن چه در اين گزارش آمده، محدود به ميلياردهاي نسل اول جمهوري اسلامي ايران است. اكنون سال هاست كه فرماندهان عاليرتبه ي سپاه و «حزب پادگاني»، با تصرف مقامات كليدي سياسي بخش مهمي از اقتصاد ايران را در كنترل خود گرفته و به ثروت هايي غيرقابل محاسبه دست يافته اند و ميلياردرهاي نسل دوم جمهوري اسلامي را تشكيل مي دهند. صادق محصولي كه اكنون وزارت كشور جمهوري اسلامي را در اختيار دارد، تنها يك نمونه از نسل دوم مولتي ميلياردهاي جمهوري اسلامي ايران است.


    پال كلب نيكوف (Paul Klebnikov) نويسنده كتاب معروف "آيت الله هاي مليونر" است كه در ۹ جولاي ۲۰۰۴ به طرز ناجوانمردانه اي در بيرون دفتر روزنامه محل كارش در مسكو ترور و كشته شد.
    اين تنها خلاصه بخش كمي از تحقيقات اوست:

    در حالي كه بيش از ۹ درصد نفت دنيا و ۱۵ در صد گاز طبيعي جهان در ايران قرار دارد، ايران بايد كشوري ثروتمند باشد، اما درآمد سرانه هفت درصد كمتر از مقدار آن قبل از انقلاب مي باشد. حجم سرمايه هاي منتقل شده از ايران به دبي و مناطق امن اقتصادي در حدود سه بيليون دلار در سال است.

    رفسنجاني ها

    پس از انقلاب ايران يك برادر رفسنجاني صنايع مس را در دست گرفت، ديگري كنترل تلويزيون را، برادر زن وي استاندار كرمان شد و پسر عمو (يا پسردايي يا پسرخاله ، لغت كازين در انگليسي) صادرات چهارصد ميليون دلاري پسته را قبضه كرد.
    پسر و خواهرزاده (يا برادرزاده؛ لغت نفيو در انگليسي) او؛ در وزارت نفت پستهاي كليدي دارند، پسر ديگر او مترو را در اختيار دارد كه تا زمان تهيه گزارش حدود هفتصد ميليون دلار براي آن هزينه شده است. اين خانواده از طريق شركت ها و بنيادهاي مختلف عمل كرده و باور بر اين است كه يكي از بزرگترين شركت هاي نفتي ايران، كارخانه ساخت اتومبيل دوو و يكي از بهترين خطوط هوايي خصوصي ايران را در دست دارند (عليرغم اينكه خود آنها منكر تصاحب اين ثروت ها هستند.)
    كوچكترين پسر رفسنجاني ياسر، صاحب باغي سي هكتاري در منطقه فوق مدرن لواسان در همسايگي تهران است كه هر هكتار زمين در آن منطقه در حدود چهار ميليون دلار معامله ميشود. ياسر از كجا اين پول را آورده است؟ او يك تاجر تحصيل كرده بلژيك است و اداره كننده شركتي است كه در زمينه غذاي كودك، آب معدني و ماشين آلات صنعتي فعاليت دارد.
    ساده ترين راه پولدار شدن به قول سعيد ليلاز كه اكنون با يكي از شركتهاي اتومبيل سازي همكاري مي كند در سالهاي اوليه انقلاب داشتن رابط هاي لازم به منظور گرفتن مجوز واردات و تبديل دلار صد و هفتاد و پنج تومان به هشتصد تومان بود. تخمين او گوياي زياني معادل سه تا پنج بيليون دلار در سال به اقتصاد ايران حاصل از اين نوع كلاهبرداري قانوني در آن مدت است.

    عسگراولادي ها

    آنها از اصل از بازاريان يهودي بودند كه چند نسل قبل مسلمان شدند. اسدالله عسگراولادي پسته، زيره، خشكبار، ميگو و خاويار صادر كرده و در مقابل شكر و لوازم خانگي وارد مي كند. بانكداران ايراني ثروت او را حدود چهارصد ميليون دلار تخمين مي زنند.
    عسگر اولادي از برادر بزرگ خود حبيب الله كه در سالهاي دهه هزار و نهصد و هشتاد وزير بازرگاني و مسئول دادن مجوزهاي جالب توجه مربوط به كالاهاي خارجي بود كمك هايي دريافت نمود (او همچنين در مجموعه مربوط به "مارك ريچ" كه كالاهاي ممنوعه آمريكايي را به ايران ميرساند كار مي كرد.)

    رفيق دوست
    رفيق دوست راننده خميني از فرودگاه مهرآباد تا مقصد وي پس از برگشتن از پاريس بود. رفيق دوست در سال هزار و نهصد و هشتاد و نه كنترل بنياد مستضعفان را در دست گرفت كه داراي حدود چهارصد هزار نفر كارمند و سرمايه اي حدود ده بيليون دلار است.
    رفيق دوست مالك بنياد نور است كه بلوكهاي آپارتمان متعدد در اختيار داشته و سودي در حدود دويست ميليون دلار از طريق واردات دارو، شكر و لوازم ساختماني بدست مي آورد. او در هنگام لزوم به مقادير مخفي پول دسترسي دارد و البته تعريف "هنگام لزوم" نامشخص است.

    واعظ طبسي ها

    بنياد رضوي در اختيار خانواده ي طبسي است. اين سازمان، زمين هاي شهري متعدد در سرتاسر ايران، هتل، كارخانه، مزارع و معادن سنگ مختلف را در اختيار دارد. ميزان دارائي آن تاكنون اعلام نشده است ولي كارشناسان اقتصادي مقدار پانزده بيليون دلار را تخمين ميزنند.
    اين سازمان مقادير زيادي اهدايي جات از زائران مشهد چپاول مي كند. اخيرا بانكهاي سرمايه گذاري با همكاري سرمايه گذاراني از دبي و عربستان سعودي تاسيس كرده است و در تجارت هاي بزرگ خارجي نيز فعال بوده است.
    عنصر محرك اين بنياد پسر آيت الله طبسي، ناصر است. او مسئول ناحيه آزاد تجاري سرخس بود . قرار بود در اين ناحيه فرودگاه و راه آهن (بين ايران و تركمنستان)، هتل، شاهراههاي متعدد و ساختمانهاي اداري تاسيس شود. اما در سال دو هزار و يك ناصر طبسي از كار بركنار و دو ماه بعد به جرم اختلاس از شركتي در دبي به نام المكاسب دستگير شد اما چهار ماه قبل ازتاريخ انتشار اين گزارش از اتهامات وارده تبرئه شد.

    http://www.venusproject.com/ecs/Millionaire_Mullahs.html

    + نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه ششم فروردین 1388 و ساعت 9:48 |

     

    امروز پنج شنبه 6 فروردین 1388 بر اساس گزارش دریافتی از خبرنگار سایت مجذوبان نور تعداد 16 تن از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی که در روز "درویش"  سوم اسفند ماه 1387 دستگیر و بازداشت گردیدند ، پس از با زجوئی های متمادی و حبس در سلولهای انفرادی به بند عمومی زندان اوین انتقال یافتند.

    قرار تأمین کیفری که از سوی بازپرس شعبه دوم دادسرای امنیت تهران قاضی سبحانی برای این عده از دراویش صادر گردیده است، قرار وثیقه 50 میلیون تومانی می باشد که این قرار با عناوین اتهامی و دلایل ارائه شده و همچنین باتوجه به وضعیت مزاج و وسن و حیثیت دراویش بازداشتی  هیچگونه تناسبی ندارد وآنها در اعتراض به اقدامات غیر قانونی مسئولین، از سپردن وثیقه خودداری نموده اند .

    در ادامه این گزارش آمده است:

     

    1ـ محمد علی تابان 70 ساله

    2ـ فیروز بید آباد

    3ـ حشمت الله وفائی شعار هفتاد و سه ساله

    4ـ حمید رضا رحمانی

    5ـ  محمد همراهي

    6ـ حسن كاشاني

    7ـ عبدالمناف غلامي ارجنکی

    8ـ پيمان امرائي

    9ـ غلامعلی باغستانی 70 ساله

    10 ـ میکائیل قربانی

    11 ـ مسلم صنعت پرست

    12 ـ اسماعیل صنعت پرست

    13 ـ ناصر پاپی

    14 ـ سلیمان نوری

    15 ـ یدالله شمسی خانی

    16 ـ رضا شالی   

    اسامی 16تن دراویش زندانی  می باشند که از سلولهای انفرادی  به بند عمومی منتقل گردیده اند.

    در پایان این گزارش ، یکی از دراویش که اخیرا از زندان آزاد شده است در مصاجبه با خبرنگار سایت مجذوبان نور می گوید:
     برخی از بازداشت شدگان در روزهای اولیه بازجوئی،به دلیل مقاومت در برابراجبار به اقرار در فبول اتهامات وبرخوردهای غیر قانونی دیگر ، با بازجویان حتی مجبور به درگیری فیزیکی می شوند که   توسط  مأمورین اداره اطلاعات شدیدا مورد ضرب و شتم قرارمی گیرند و از معرفی این دراویش به پزشکی قانونی و شکایت از مامورین خاطی ممانعت می شود.  

     

    + نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه ششم فروردین 1388 و ساعت 8:57 |

    سایت مجذوبان نور: عبرت بگیرید ، (  بخشی از گفتگوی حضرت آقای دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه  مورخ جمعه 6 اردیبهشت ماه 1387 )  علی (ع) در خصوص قتل خلیفه سوم  فرمودند : " که اگر یک خلیفه بکشند خلیفه کشی باب می شود یعنی آن احترام و تقدسی که خلیفه مسلمین دارد اگر شکسته شود برای همیشه شکسته می شود" ......وقتی مکانی به نام حسین (ع) ساخته می شود اگر آن احترام و حرزش در اذهان مردم شکسته شود پیش خود می گویند پس می توان از روی غرض و مخالفت شخصی، حسینیه را تخریب کرد و چون همان کسانی که به حسینیه شریعت قم می رفتند ( یعنی دراویش ) به حسینیه شهدای بروجرد هم می رفتند لذا مخالفین دراویش ، حسینیه بروجرد هم تخریب کردند و بدین صورت وقتی این فکر رواج پیدا کرد و قبح تخریب اماکن مذهبی ریخته شد برخی که مخالف با حسینیه شیراز بودند آنجا را نیز تخریب کردند یعنی با تخریب حسینیه قم و بروجرد در حقیقت باب این کار گشوده شد،  چنانکه دیری نگذشت که حسینیه شیراز منفجر کردند. البته موضوع به اینجا ختم نمی شود بلکه یک عده پا را فراتر گذاشته و وقتی می بینند حسینیه را می شود تخریب کرد برجسارت و بی حرمتی خود می افزایند و می گویند خود قبر حضرت علی (ع) و قبر حضرت حسین ( ع ) را هم می شود تخریب کرد و این وضعیت تروریستی پیش می آید که اکنون رایج شده است و خطری  که متوجه اماکن مذهبی شیعه بخصوص در کشورهای عربی ای که شیعه در اقلیت هستند و باآنها مخالفت می شود، در همین مسیر است به طوری که اخیراً نمونه هایش را در عراق شاهد هستیم .)..دیروز در عراق ،امروز در عربستان و فردا ... پس عبرت بگیرید

     

    به گزارش خبرنگار شیعه نیوز ، در پی تداوم حملات گسترده به شیعیان و دستگیری متوالی جوانان و روحانیون شیعه این بار نیروهای امنیتی عربستان سعودی به حسینیه ها و مساجد حمله کرده و مراکز دینی و مذهبی شیعیان را در شهر الاحساء تعطیل کردند.


    طبق گزارشهای رسانه های شیعی در عربستان سعودی ، نیروهای امنیتی عربستان سعودی حسینیه  " حاج علی الخواجه " که قدیمی ترین حسینیه شهر الاحساء می باشد را برای دومین بار تعطیل کردند.


    این حسینیه در نخستین بار بعد از مراسم روز عاشوراء توسط نیروهای امنیتی عربستان تعطیل شد.
    گفتنی است که قدمت این حسینیه بیش از 40 سال می باشد

     

    + نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه ششم فروردین 1388 و ساعت 8:52 |
     

    صبح چهارشنبه 5-1-88 ( روح و جسم -حی قیوم -خانمها )   کیفیت بالاتر  عکس

     

    + نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه ششم فروردین 1388 و ساعت 8:51 |