فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 28-9-87 شب جمعه ( تفسیر پند صالح -جمع شریعت و طریقت ) - کیفیت بالاتر
سایت مجذوبان نور: عزیزان ایمانی این مقاله زیبا را بخوانید .نویسنده فهیم و متفکر این مقاله ،جدا از موضع و منظور سیاسی ایشان ، در تحلیل و بررسی خود کاش به یک موضوع اساسی اشاره می نمودند . اساسی ترین دلیل شهادت ائمه(ع) و اقطاب و مشایخ صوفیه توسط خلفای اموی و عباسی وحکام ممالک اسلامی و ...به این دلیل می باشد که حاکمان و صاحبان قدرت، مقام ولایت انسان کامل ،که از مناصب الهیه می باشد را به موازات زعامت سیاسی خود ، گمان می کنند . بدین معنی که سلطان و حاکم ، انسان کامل را رقیب خود و دشمن خود می بیند واز اینرو وحشت از دست دادن قدرت، او را وادار می کند که رقیب را از پیش رو بردارد . یکی از مشکلات امروز تصوف همین است و دلیل دشمنی با دراویش گنابادی به همین علت است .در صورتی که ولایت عرفانی و زعامت سیاسی دو مقوله ی متفاوت وحتی متضاد است و جز در حکومت حضرت امام زمان (ع) این دو سلطنت باطنی وظاهری که یکی امری الهی و ایمانیست و دیگری امری دنیوی و اجتماعیست ،با هم و در کناریکدیگر نخواهند بود .
ولايت عرفاني ، زعامت سياسي
بهزاد مهراني
"هان شنيدستي که هر چه در ويراني بينند در آباداني باز نگويند؟"(1)
"ولايت" از کليدي ترين و کانوني ترين مفاهيم در عرفان ايراني – اسلامي است. تا آنجا که عرفان را "علم ولايت" نيز گفته اند. در عرفان و تصوف ، "ولي" نقطه ي مرکزي عالم است و عالم وجود به گرد او مي چرخد و جهان بدون "ولي" از هم خواهد پاشيد. "ولي" همان "انسان کامل" است.
"و بدانکه انسان کامل آن قطبي است که افلاک به وجود او در گردشند و او در تمامازمنه و امکنه تا ابد الاباد يک تن است که به لباس هاي گوناگون و در مکان هاي مختلف ظهور مي نمايد و نسبت به آن لباس هاي مختلف اسامي گوناگون به خود مي گيرد..." (2) "انسان کامل سر عالم است، از جهت آنکه به علم محيط است عالم است، هر يک را به جاي خود مي دارند و مي بينند و آدميان جمله به وي مي گردند." (3)
در باور عارفان زمين هيچ گاه از اين انسان هاي کامل و اوليا تهي نخواهد شد.
پس به هر دوري ولي اي قائم است / تا قيامت آزمايش دائم است /هر که را خوي نکو باشد برست / هر کسي کاو شيشه دل باشد شکست / پس امام حي قائم آن ولي ست / خواه از نسل عمر خواه از علي ست(4)
در عرفان بايد از "ولي" اطاعت بي چون و چرا کرد. گناه ِ "ولي" نزد خداوند اعتبار و ارزشي والاتر از ثواب خلق دارد.
زلت او به ز طاعت نزد حق / پيش کفرش جمله ايمانها خلق(5)
خطاي "انسان کامل" زيبنده تر از راستي هاي مخلوق است نزد خالق، زيرا که اين "ولي" است که "انسان کامل" است و ديگران کاملا انسانند. مريد در اين باور تنها بايد اطاعت محض را بر گزيند و "عقل جزوي" خود را در پاي "عقل کل" مراد ِ خويش قرباني سازد.در باور بسياري از عارفان حتا اين مريد نيست که مراد خود را انتخاب مي کند بلکه مراد است که دام نهاده و مريد را گرفتار مي کند. اين "پير" است که کمند مي افکند و مريد را شکار مي کند و مريد نيز چاره اي جز تسليم در برابر اين شير نر خونخواره ندارد.
چون گرفتت پير هين تسليم شو / همچو موسي زير حکم خضر رو / صبر کن بر کار خضري بي نفاق / تا نگويد خضر رو هذا فراق / گر چه کشتي بشکند تو دم مزن / گر چه طفلي را کشد تو مو مکن / دست او را حق چو دست خويش خواند / تا يدالله فوق ايديهم براند(6)
البته اين هميشه مراد نيست که مريد را انتخاب مي کند بلکه مريد نيز دست به انتخاب مي زند اما به ندرت. در اين مسير هيچ کس نمي تواند با پاي خويش راه رود. عقل و انديشه در اين ولايت، هيچ کاره است و اگر کسي در اين وادي گمان برد که بي پير به جايي رسيده است سخت دچار خطا شده است زيرا که پير دورادور او را مورد عنايت خود قرار داده است.
هر که تنها نادرا اين ره بريد / هم به ياري دل پيران رسيد / دست پير از غايبان کوتاه نيست / دست او جز قبضه ي الله نيست
"سالک قبل از اتصاف به مقام ولايت،مبدا افعال و صفات خود است اما بعد از اتصافبه مقام ولايت،حق تعالي مبدا افعال و صفات او مي شود،چرا که تمامي جهات بشري او در مقام قرب مستغرق گشته،در ذات حق فاني شده است.از اين رو با عين الله مي بيند،با سمع الله مي شنود،زبان او زبان خداست،دست او دست الهي است و فعل او فعل الله است." (7)
تئوري حکومت نزد شيعه يک مفهوم انتصابي است.يعني پيامبر اسلام پس از خود داماد خويش علي (ع) را به امامت و زعامت امت اسلام برگزيده است. شيعه بر اين باور بوده است که در راس هرم قدرت همواره بايد امامي معصوم و منصوب حضور داشته باشد که رهبري امت اسلام را در دست داشته باشد. اين تئوري تا قبل از غيبت امام دوازدهم – به باور شيعه دوازده امامي – با چالش چنداني مواجه نبوده است. پس از غيبت امام دوازدهم، شيعيان اعتقاد داشتند که ايشان به زودي از پس پرده ي غيبت بيرون خواهد آمد و زمام امور شيعيان را در دست خواهد گرفت. زماني که اين اتفاق روي نداد و غيبت طولاني شد،تئوري سياسي شيعه با مشکلات فراواني رو به رو شد.
" فقه شيعه به واسطه ي تلقي خاصي که از مسئله غيبت امام زمان و مسئله امامت وارتباط آن با موضوع دولت پيدا کرده بود،هرگز نيازي به پرداختن به مسئله دولت احساس نمي کرد. اين پندار که عصمت شرط حاکم است و قيام در زمان غيبت و قبل از قيام قائم، بر افراشتن پرچم ضلالت است، به علاوه عدم احتمال طولاني شدن غيبت،از جمله عوامل ايستايي انديشه سياسي شيعه بوده است."(8)
گروهي تشکيل حکومت در زمان غيبت امام را ضلالت دانسته و آن را گمراهي از طريق هدايت پنداشتند. دسته اي ديگر و عموما از فقها به چاره انديشي پرداختند و تلاش نمودند که تئوري اي در باب حکومت در زمان غيبت بيابند.
"تاسيس حکومت صفوي بهدست شاه اسماعيل، فقها را به سمت امکان مشروعيت حکومت در زمان غيبت رهنمون شد. ديدگاه فقه شيعه در اين دوران نسبت به مساله ولايت و حکومت در ابعاد گوناگون تحول پيدا کرد و ريخت و سمت گيري اصول نويني در جهت دخالت هر چه بيشتر فقها در امور حکومتي به خود گرفت."(9)
فقهاي شيعه با شبهات و تشکيکات بسياري مواجه شدند.تا پيش از اين آموزه ي امامت شيعه ي دوازده امامي بر محور حقانيت و دفاع از غيبت امام مهدي متمرکز شده بود.طولاني شدن غيبت امام دوازدهم از سويي و نا مشروع دانستن هر حکومت غير معصومي از سوي ديگر،فقهاي شيعه را در انديشه ابداع يک تئوري سياسي فرو برد. اين مشکل تا زمان بر آمدن صفويان به قوت خويش باقي ماند. صفويان بر روي کار آمدند.گفتمان آنها، "سلطنت" بود و در اين زمان بود که "سلطنت" بر "خلافت" چيره شد. فقيه نماينده ي علم امام و سلطان نماينده ي شمشير او شد.
"منصب ديني،يعني ادامه نبوت به علما و فقها رسيد و منصب سياسي و نظامي آن بهرهي سلاطين شد.لذا همچنان فقيهان از جانب شارع به ولايت نصب شده اند،سلاطين نيز همان ناحيه به سلطنت منصوب شده اند."(10)
نظريه ولايت فقيه يکي از اين تئوري ها – و از قضا مهم ترين آنها – بود که در پاسخ به مشکلات نظريه حکومت در زمان غيبت به وجود آمد. به باور اين قلم اين تئوري از امتزاج ِ ولايت عرفاني و زعامت سياسي (امامت در شيعه) به وجود آمد. همانگونه که "ولي" در باور عارفان ِ ما قطب عالم امکان است و زلت او نزد حق به ز طاعت خلق است، زعيم سياسي نیز اينگونه است. او نيز سايه حق بر روي زمين است و مخلوق، مريد وي اند و بايد اطاعت محض نمايند. اين مهم را مي توان در گرايشات ِ عرفاني بنيانگزاران ِ تئوري ولايت فقيه از جمله آيت الله خميني دريافت. آقاي خميني در حوزه علاوه بر فقه، عرفان نيز تدريس مي کرده است و با مفاهيم عرفاني آشنايي داشته است و اين امتزاج در ذهن او شکل گرفته است. در ولايت فقيه نيز همچون ولايت عرفاني رابطه بر اساس مراد و مريدي استوار است.امري که علم سياست در جهان جديد با آن بيگانه است. در سياست مدرن "ولي عرفاني" همان "زعيم سياسي" نيست.رابطه مراد و مريدي در عالم سياست جايي ندارد. زعيم سياسي را مي توان نقد کرد،مي توان عزل کرد و ديگري را جاي او نهاد. حق نصب و عزل و نقد از حقوق مسلم انسان در سياست مدرن است و زلت زعيم سياسي به ز انتقاد خلق نيست. رابطه ي مريد و مرادي اگر در جهان جديد معنايي داشته باشد در عالم عرفان و سلوک معنوي است و عرصه ي سياست عرصه ي مسئوليت و پاسخگويي است. در اين عرصه همچو موسي زير حکم خضر رفتن و چون و چرا و پرسش را وانهادن جايي ندارد.عرفان گنجي است که در ويرانه ها مي توان آنرا يافت و سياست دانش آباداني است و مولانا چه زيبا گفته است:
حس دنيا نردبان اين جهان
حس ديني نردبان آسمان
صحت اين حس بجوييد از طبيب
صحت آن حس بخواهيد از حبيب
صحت اين حس ز معموري تن
صحت آن حس ز تخريب بدن
و سياست علم معموري تن است و صحت آنرا بايد از طبيب جست.و سياستمداران ِ قابل عزل و نصب و انتقاد، طبيبان اين وادي اند.عرفان دانش تخريب بدن و اندرون از طعام خالي داشتن است تا نور معرفت تابش گيرد و ادغام اين دو عواقب ويرانگري خواهد داشت. و از زبان ابو سعيد بايد گفت:
هان شنيدستي که هر جه در ويراني ببينند در آباداني باز نگويند.
پانوشت
1- شدن طعم وقت ابوسعيد ابو الخير تصحيح محمد رضا شفيعي کدکني تهران سخن 1385 ص142
2- شرح اصطلاحات تصوف تاليف دکتر صادق گوهرين انتشارات زوار 1376 جلد 1و2ص126
3- انسان کامل نسفي ص 482
4- مثنوي معنوي تصحيح نيکلسون دفتردوم
5- مثنوي معنوي دفتر اول
6- همان دفتر اول
7- حکومت ولايي محسنکديور نشر ني 1378 ص 26
8- نظام سلطاني سيد محسن طباطبايي فر نشر ني 1384 ص64
9- مباني فقهي حکومت اسلامي حسينعلي منتظري ترجمه محمود صلواتي جلد 1 ص14
10 دغدغه هاي حکومت ديني محسن کديور نشر ني 1379 ص 150
كتب جناب بهاءالدين محمدبن حسين عاملي شيخ بهائي
بخشهاي مختلف سايت خصوصاً كتابخانه تصوف متدرجاً بهنگام خواهد شد
فرمايشات حضرت آقاي مجذوب عليشاه 27-9-87 صبح سه شنبه (به مناسبت عید سعید غدیر - خانمها ) کیفیت بالاتر عکس
فرمايشات حضرت آقاي مجذوب عليشاه 27-9-87 صبح سه شنبه (به مناسبت عید سعید غدیر سال 1429 ) کیفیت بالاتر عکس
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 24-9-87 صبح یکشنبه(اختالاف تاریخی -خانمها) کیفیت بالاتر
امشب ز شراب ِ شهر ِ یاران، مستم
با یار نشستم و به او، دل بستم
ای! می! تو گواه باش که من از دل و جان
از شوق ِ وصال ِ رخ ِ یار سر مستم
بهای فیوچرزهای ماه ژانویه نفت سبک آمریکایی Light Sweet Crude Oil در بازار بورس NYMEX-New York Merchantile Exchange نیویورک 1.70 دلار کاهش یافته و به 46.28 دلار به ازای هر بشکه رسید.
بهای فیوچرزهای ماه ژانویه نفت مخلوط دریای شمالی Brent Crude Oil در بازار بورس IСE-InterContinental Exchange Futures لندن 0.98 دلار کاهش داشته و به 46.41 دلار به ازای هر بشکه رسید.
مجلس نمایندگان کنگره آمریکا با اعطای 14 میلیارد دلار از بودجه دولتی برای حمایت از صنایع خودروسازی کشور حمایت کرده بود، اما سنا آن را تایید نکرد
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 23-9-87 صبح شنبه ( فلاسفه یونان -خانمها ) کیفیت بالاتر
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 22-9-87 صبح جمعه( فساد -خانمها) کیفیت بالاتر
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 21-9-87 صبح پنجشنبه ( رعایت حدود و طمئنینه -آقایان ) کیفیت بالاتر
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: حد نصاب حضور مردم در انتخابات را با 99 درصد شروع كردیم؛ چرا اكنون این رقم باید به كمتر از 50 درصد برسد؟
هاشمیرفسنجانی به پرسشی درباره اظهارات اخیرش مبنی بر دلسرد شدن مردم از انقلاب كه در همایش 30 سال قانونگذاری عنوان شد، پاسخ می داد.
وی گفت كاهش مشاركت مردم در انتخابات نشانه خوبی نیست
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 21-9-87 شب جمعه ( تفسیر پند صالح -مواضع تهم -ایمان ) - کیفیت بالاتر
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 14-9-87 شب جمعه ( تفسیر پند صالح -خدمت 7) - کیفیت بالاتر
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 30-8-87 شب جمعه ( تفسیر پند صالح -خدمت 6) - کیفیت بالاتر
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 23-8-87 شب جمعه ( تفسیر پند صالح -خدمت 5) - کیفیت بالاتر
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 16-8-87 شب جمعه ( تفسیر پند صالح -خدمت 4 ) - کیفیت بالاتر
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 9-8-87 شب جمعه ( تفسیر پند صالح -خدمت 3 )
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 2-8-87 شب جمعه ( تفسیر پند صالح -خدمت 2-مصافحه )
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 25-7-87 شب جمعه ( تفسیر پند صالح -خدمت 1 )
|
رديف |
روز | ماه | سال | تصویری(Dial up) | صوتی(mp3) | تصویری(ADSL) |
| ٨٩ | ٢٢ | آذر | ۸۷ | دريافت فايل | دريافت فايل | دريافت فايل |
| ٨٨ | ١٥ | آذر | ۸۷ | دريافت فايل | دريافت فايل | دريافت فايل |
براي ملاحظه كتب عطار به بخش زير مراجعه بفرماييد
http://tasavof. ir/MysticalBooks (25).php
براي مكاتبه با ما از آدرس زير استفاده كنيد
صفحه اصلي - سلسله اولياء - كتب عرفاني - پند صالح - تصاوير - بيانيهها - پيوند - جستجو - يادبود - مكاتبه - نقشه سايت - اعلانات
استفاده و كپی برداری از منابع، مطالب، محتوی و شكل این سایت با رعایت امانت و درستی آزاد است.
Home - Mystics Order - Mystical Books - Salih's Advice - Pictures - Declarations - Links - Search - Guestbook - Correspondence - Site Map - Announcements
Use of the form and content of this site is free, but subject to honesty.
فرمايشات حضرت آقاي مجذوب عليشاه 19-9-87 صبح سه شنبه (به مناسبت عید سعید قربان سال 1429 -خانمها) کیفیت بالاتر
فرمايشات حضرت آقاي مجذوب عليشاه 19-9-87 صبح سه شنبه به مناسبت عید سعید قربان سال 1429 کیفیت بالاتر
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 17-9-87 صبح یکشنبه(اثر متقابل روح و جسم بر یکدیگر-علم لدنی-خانمها) کیفیت بالاتر
به پا خیـــز و لکۀ ننگین رســـم جاهــلی سنگســـــــار را از دامان فرهنـــــگ مـــرز و بومت پـــاک کـن.
با افزودن نام خود، به جمع محکوم کنندگان قانون مجازات ضدّقرآنی، سنگسار، ملحق شوید
آدرس ایمیل کمپیــــن محکوم کننــــدگان سنگســـار

وبلاگ یاران با هدف انتشار اخبار سلسله گنابادی و سخنرانی های
بزرگان سلسله فعالیت خود را آغاز نمود آدرس این وبلاگ :
لطفا به هر نحو ممکن به عزیزان اطلاع د اده و در صورت امکان
لینک نمایید
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 16-9-87صبح شنبه(سیراب کردن کنجکاوی در مسیر ایمان وخدمت به خلق) کیفیت بالاتر
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 16-9-87 صبح شنبه (اهمیت در خواندن مثنوی مولوی -آقایان) کیفیت بالاتر
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 15-9-87 صبح جمعه( اذان و اقامه -خانمها) کیفیت بالاتر
وبلاگ (یاران محذوبان نور) نیز فیلتر شد
در ادامه ایجاد فضای سانسور و خفقان !!!!! دشمنان تصوف حقه سعی می کنند با فیلتر نمودن سایت های خبری دراویش گنابادی مانع اطلاع رسانی و انتشار اخبار دراویش گنابادی سلطانعلیشاهی شوند ولی صد افسوس و زهی خیال باطل که:
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
و
همانند تمامی کسانی که با دست بوسی و دریافت وام های آن چنانی و دعوت به سفره های معاویه ای برای رای بیش تر در تلاش هستند !!! دراویش گنابادی :
بدین در نه پی حشمت و جاه آمده اند
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 14-9-87 صبح پنجشنبه ( رعایت امانت و بی غرضی دراختلاف رحمت است) کیفیت بالاتر
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 13-9-87 صبح چهارشنبه ( سلوک فقری-دعا-توکل -خانمها) کیفیت بالاتر
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 10-9-87 صبح یکشنبه(بدبینی-ذکر و فکر -خانمها) کیفیت بالاتر
كتب جناب شيخ محمود شبستري در نصب و آماده استفاده براي علاقمندان ميباشد
حق اليقين في معرفت رب العالمين Word Pdf
براي ملاحظه كتابها به قسمت كتب شبستري در كتابخانه تصوف مراجعه نماييد.
صفحه اصلي - سلسله اولياء - كتب عرفاني - پند صالح - تصاوير - بيانيهها - پيوند - جستجو - يادبود - مكاتبه - نقشه سايت - اعلانات
استفاده و كپی برداری از منابع، مطالب، محتوی و شكل این سایت با رعایت امانت و درستی آزاد است.
یاران ایمانی می توانند جهت اطلاع سریع از آخرین اخبار در
می رساند.:
نظر به این که سایت مجذوبان نور با تغییر آدرس خود فعلا از زندان سانسور و فیلترینگ بیرون آمده است و در دستور کار معاندین تصوف حقه فیلتر نمودن همه ی سایت ها و وبلاگ هایی است که در ان بحثی از تصوف و دراویش نعمت اللهی مندرج باشد ضمن تشکر از همه عزیزان که سایت مجذوبان نور را در زمان فیلتر شدن پشتیبانی خبری دادند برای جلوگیری از فیلتر شدن وبلاگها و یا تاخیر در انجام این کار فعلا از نام اصلی وبلاگ خود استفاده کنند
همچنین وبسایت
یاران مجذوبان نور
نیز در بعضی مناطق فیلتر شده است که همچنان به فعالیت خود ادامه می دهد
دراویش گنابادی می گویند اعضای این سلسله در ایران همچنان از سوی حکومت تحت فشار هستند . «محمد اسماعیل صلاحی» دانشجوی رشته حقوق دانشگاه آزاد واحد میبد یزد و از اعضای این سلسله است که اخیراً از سوی کمیته انضباطی از دانشگاه اخراج شده است . « محمد رضا کاظمی» خبرنگار رادیو فردا در همین راستا با «مصطفی دانشجو» کارشناس حقوقی که خود نیزعضو سلسله دراویش گنابادی است گفتگویی انجام داده و نخست از او دلیل اخراج آقای محمد اسماعیل صلاحی از دانشگاه را جویا شده است .
مصطفی دانشجو : بر اساس حکم کمیته انضباطی دانشگاه آزاد اسلامی واحد میبد آقای «محمد اسماعیل صلاحی» از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و دانشجوی سال سوم رشته حقوق از نیمسال اول سال تحصیلی 88-87 از این واحد دانشگاهی اخراج دائم شدند. در تصمیم کمیته انضباطی ، علت اخراج این درویش گنابادی توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی و مقام رهبری ایران عنوان شده. براساس ماده 3 آیین نامه انضباطی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی ، جرم توهین در زمره جرایم عمومی دانشجویان است که حداکثرمجازات پیش بینی شده برای آن توبیخ کتبی و درج در پرونده دانشجویی است . بنابر این اخراج دائم از واحد دانشگاهی در مورد اتهام انتسابی به آقای ََصلاحی قابل اعمال نیست . حتی این مجازات سنگین اخراج دائم برای تخلفات سیاسی دانشجویان مانند اقدامات علیه امنیت و نظام هم در نظر گرفته نشده است.
خبرنگار رادیو فردا : آقای دانشجو بر چه اساسی گفته شده که آقای صلاحی ، به رهبر و بنیانگذار جمهوری اسلامی توهین کرده :
مصطفی دانشجو : ایشان در فروردین ماه سال جاری طی نامه ای که به چند تن از مراجع تقلید در شهر قم نوشتند . به آقایان آیت الله مکارم شیرازی، نوری همدانی و صافی گلپایگانی . آنها را فاقد صلاحیت وشرط عدالت برای مرجعیت اعلام کردند به جهت فتواهایی که تاکنون از طرف این مراجع علیه دراویش گنابادی که گروهی شیعیان هستند صادر شده .
خبرنگار رادیو فردا : الآن شما برای دفاع از آقای صلاحی قرار است چکار کنید ؟
مصطفی دانشجو : ما در مورد حکم اخراج آقای صلاحی از دانشگاه اعتراض خود را به کمیته انضباطی تجدید نظر در دانشگاه آزاد اسلامی واحد میبد ارایه کردیم و امیدواریم اعضای کمیته انضباطی تجدید نظر تصمیمی در خور شأن دانشگاه در مورد این دانشجوی مسلمان فعال اتخاذ کنند.
خبرنگار رادیوفردا : آیا این ماجرا سابقه داشته ؟ افراد دیگری هم هستند که به خاطر عضویت در سلسله دراویش گنابادی از دانشگاه اخراج شده باشند ؟
مصطفی دانشجو : در چند سال اخیر موج فشارها بر دانشجویان ، اساتید و معلمان افزایش پیداکرده . اخراج آقای صلاحی از دانشگاه آزاد میبد تنها موردی نیست که صورت گرفته . افراد دیگری مانند آقای « دکتربیژن بیدآباد » دکترای اقتصاد و استاد دانشگاه از عضویت در هیات علمی پژوهشکده پولی و بانکی بانک مرکزی اخراج شدند ، آقای مهندس «عماد مردانی» استاد دانشگاه آزاد در کرج بودند اخراج شدند . آقای « دکتر نصیر احمدی» استاد دانشگاه آزاد بودند اخراج شدند و موارد مشابهی را داریم که هر از چند گاهی اساتید ، دانشجویان و معلمان احضارمی شوند و حکمهای اخراج و یا فقدان صلاحیت از طرف مراجع گزینشی برای آنها صادر می شود.
خبرنگار رادیوفردا : پیش از مصاحبه گفتید که پروانه وکالت شما هم لغو شده :
مصطفی دانشجو : پروانه وکالت من با گزارش محرمانه وزرات اطلاعات وگزارش دادستانی کل کشوراز طرف مرکز امور مشاوران قوه قضاییه در شهریور ماه سال 86 به طور کلی باطل شد.
خبرنگار رادیوفردا : به دلیل عضویت در سلسله دراویش گنابادی ؟
مصطفی دانشجو : بله به همین جهت و به جهت دفاع از حقوق دراویش گنابادی درپرونده تخریب حسینیه شریعت در شهر قم در بهمن ماه 84 و سایر پرونده هایی که علیه دراویش در نقاط مختلف ایران تشکیل شده بود .
یادآوری می شود که محمد اسماعیل صلاحی ، دانشجوی اخراجی دانشگاه آزاد میبد که به دلیل نوشتن نامه به چند تن از مراجع تقلید در قم و فاقد صلاحیت خواندن آنها ، به یک سال حبس محکوم شده ، هم اکنون در زندان اردکان ، دوران محکومیت خود را سپری می کند.
سخنی کوتاه با یاران گرامی!
به اطلاع دوستان و همراهان عزیز می رسانیم که "بخش دوم برنامۀ سنگسار" که به تازگی تهیه شده است، جهت ملاحظه بر روی سایت:
به همراه پیام کوتاهی با عنوان :"به سنگسار خاتمه دهید!" موجود می باشد چنانچه مایل باشید برای مشاهدۀ پیام کوتاه بمدت ٤ دقیقه می توانید بطور مستقیم بر روی لینک زیر کلیک نمائید:
http://ca.youtube.com/watch?v=sK8nKJ6SDh4
با کمال تشکر از همراهی شما دوستان عزیز و یاران گرامی ، خواهشمندیم مطالب را بطور پیوسته پیگیری نمائید و به اطلاع دوستان و عزیزانتان برسانید تا انشاءالله دست در دست هم شاهد برچیده شدن این عمل شنیع و ضدانسانی از جوامع بشری باشیم.
Stoning is in opposition to principle of Islamic Law, it is unaccepted form of Islamic Punishment.
In the Holy Koran stoning has not been mentioned as a form of Islamic punishment
Give together a scope to this information in order to stop this criminal act.
Please have a look at attach file
سنگســـــــــار
"سنگسار ، عملی موهِن برعلیه اسلام و قرآن مجید"
مَن قَتَلَ نَفْسَا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِى ٱلْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ ٱلنَّاسَ جَمِيعًا
و هرگاه یک نفر، مرتکب قتل (فقط یک شخص دیگر) شود بی آنکه ما به ازای نفسی باشد
و یا به قصد فساد در زمین (کسی را) بکشد
مانند آن است که مرتکب جنایتی علیه تمامیّت بشریّت شده است.
« قرآن مجید آیۀ ٣٢ سورۀ مائــــده (سورۀ ٥) »
"مجازات سنگسار ، یک عُرف دقیانوسی و مخالف قرآن مجید است"
بنی آدم اعضاء یکدیـــــــگرند که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نمانـــــد قرار
تو کز محنت دیگران بیغـــــمی نشاید که نامت نهنــــــــد آدمی
هر از چندی در خبرها می شنویم که اشخاصی مدعی ارتباط با امام زمان(ع) و حتی مهدویت شده اند و متأسفانه هرروز بر تعداد این مدعیان افزوده می گردد .
سئوال : چرا؟
مدعیان دروغین چه می گویند؟ چه فرد یا افرادی می توانند شهادت بر راستی ویا دروغ آنها دهد ؟ اگردر متون مذهبی ما در این خصوص میزان و قانونی وجود دارد، باید برای همه یکسان باشد. وقتی یک صنف برای خود استثنا قائل می شود ، قاعده و قانون زیر سئوال می رود. چنانچه شخصی در مقام ریاست مذهبی!مستقیم و یا غیر مستقیم مدعی ارتباط با امام غایب شد و جماعتی پذیرفتند،ویا به خواب و خیال قداست بخشیده شد!، این مجوز را به دیگران هم خواهد داد که مدعی شده از این روش تقلید کنند،ضمن این که ضرورتاً نیازی نیست که ادعا به زبان باشد، اگر درعمل نیز این موضوع به جامعه، به هر شکل القاء وتحمیل گردد همان اثر را خواهد داشت و افرادی پیدا می شوند که در این بستر آماده ،تا ادعای مهدویت پیش روند .
از طرفی هر کس اظهار کند که امام غایب، با خلایق کاری نداشته و هیچ اثر، ظاهری و باطنی در خلقت ندارد ،اساساً امامت را منکر است و اساسی ترین اصل مذهب تشیع را زیر سئوال برده است .
ساده تر بگوییم اگر گفته شود احدی راه به امام غایب ندارد مردم وعوام نتیجه می گیرند،مثلا در مدت 8 سال جنگ تحمیلی و آنچه در باره حضور امام (ع) در جبهه های جنگ گفته شده دروغ و سیاست بوده است! و هاله نور!!و مساجدی که امام در خواب!!به بعضی ها(و تایید بعضی دیگر) به صورت زنجیره ای 1 و2 دستور ساخت داده اند همه تزویر و خرافه است و....
ونتیجه آنکه ،ارتباط با امام(ع) را نمیتوان تایید، یا تکذیب کرد!!
پس چاره چیست ؟
جواب : وقتی بعضی ازمروجان شریعت ،روح دین و طریقت را انکارمی کنند ، تا شش دانگ دین در اختیارشان باشد در عمل به مشکل برخورد نموده و گمان می کنند که علوم الهی نیز مانند سواد شرعی ، حرفی و تقلیدی است لذا توهمات خود را عرفان دانسته ووارد مقوله غیب می شوند ،غافل از اینکه اگر در علوم صوری حتی علامه دهر باشند، اُمی محسوب شده و نیازمند راهنما خواهند بود.
اینان خودسرانه وارد وادی معارف الهی شده وچون نمی دانند که چه باید بگویند و صاحب اجازه نیز نیستند، عملاً مردم را به بن بستهایی گرفتار می کنند که پدیده مدعیان دروغین یکی از آنهاست. اگر شخصی چون درس خوانده و کتاب خوانده و صرف و نحو خوانده است و... می تواند بگوید که من با امام رابطه دارم یا از سوی آن امام بر مردم حق امر ونهی دارم و کلام و نظر خود را ،امر امام یا امر الهی بداند ،...یک نفر هم پیدا می شود و میگوید پیامبر اُمی بود و من هم امی هستم، حداقل یک صفتی شبیه به پیامبر دارم که شما همان نیز ندارید و با تخفیف !!ادعای امامت خواهد نمود واگر هم ترسو باشد به ارتباط با امام(ع) رضایت می دهد و مردم را سر کیسه خواهد نمود.
از این رودر طریقت بزرگان تصوف حقه دستور داده اند که سالکین تابع شریعت و عقل باشند و احدی حق ندارد در حالت طبیعی مکنونات قلبی و شهود و حالات باطنی خود را اظهار نماید، که فرموده اند :
دلا تا باخودی زنهار زنهار نوامیس شریعت را نگه دار
و همان گونه که در مسائل شرعی، نیازمند راهنما می باشیم و میزان را امرمجازین و مربیان شریعت قرار می دهیم و ظاهر اعمال خود را به دستور آنها اصلاح می کنیم . در عالم باطن نیز محتاج راهنما واستاد و طبیبی هستیم که آنچه از عالم غیب بر ما افاضه می شود، (چون نفس انسانی رسوب پذیر و در معرض القائات شیطانی است) ،ما را راهنمایی نموده و نفس را اصلاح کرده و صحت و یا کذب، واردات قلبیه را در ظاهر و باطن به ما تذکر دهند .
مقصر کیست؟
مقصر آن کسانی هستند که به جای بیان حقایق ،با خود محوری وانحصار دین ، بستر سازظهور مدعیان دروغین شده و خرافات رابه نام دین!! ترویج و با قداست بخشیدن به خود ،قداست ارزشهای انسانی و معنوی انسانها را شکسته ومردم را از اندیشیدن و تفکر و تحقیق در امور اعتقادی بازمیدارند
و اما مدعیان دروغین چه کسانی هستند؟
بعضی از مقامات دینی و حکومتی در پاسخ به این سئوال می گویند: "این معضل دینی و فرهنگی ، صرفاً موضوعی سیاسی است و از خارج از مرزها به جامعه تحمیل شده و می شود !!".
قبل از هر چیز باید دید این گونه پاسخها ، ریشه در علم و شعور و دیانت و صداقت دارد؟و یا بر اساس سیاستی است ، که اهدافی، خاص را دنبال می کند ؟کدامیک ؟؟و آیا این پاسخ مشکل را حل می کند ؟؟ یا دردی بر دردها می افزاید؟؟
با این نظریه درعمل، نحوه مقابله با این پدیده ، برخوردها را از شکل عاقلانه و فرهنگی، مبدل به برخوردهای امنیتی و قهرآمیز خواهد نمود، که معمولاً با صدور فتاوی آنچنانی !!از سوی بعضی از مراجع نیز همراه خواهد شد.
پیروی مردم از خرافات و تبعیت از مدعیان دروغین، نشانگر سستی بنیادهای فکری و اعتقادی و ضعف ارزشهای معنوی در جامعه و نتیجه عملکرد اشتباه مراکز مدیریت فرهنگی و حکومتی است. اگر جامعه در برابرعامل خارجی ناتوان و از خود ضعف نشان می دهد مشکل اصلی در تحولات درونی و نهانی جامعه می باشد که حتی از چشم مسئولین دولتی به دلیل مشغله های شخصی و از چشم مروجان دینی به دلیل گرفتاریهای عبادی! ،پنهان مانده است!!.
جهت پی بردن به عمق فاجعه کافیست آمار مدعیان امامت را در کل دوران حاکمیت رضا و محمد رضا پهلوی با آن همه بی بند وباری دینی، باظهور امامان قلابی در یک هفته تنها در شهر قم قیاس نماییم !!
در نهایت ادب از مراجع دینی و حکومتی که در حادثه تخریب حسینیه شریعت قم دست داشتند یک درخواست آماری داریم ، لطفاً آمار مدعیان دروغین، قبل و بعد از تخریب حسینیه شریعت قم را در کل کشور اعلام بفرمایند و یا اگر موضوع امنیتی است!! حداقل آمار مدعیان را در شهر قم اعلام نمایید.
عقل سلیم قبول نمی کند که دست اندر کاران و مسئولین، از آمارها بی خبر باشند و دلایل سیر صعودی آن را ندانند !! بنابر این مشکل دو تا می شود اولاً چرا تعداد مدعیان دروغین در سه تا چهار سال گذشته رو به افزایش است ؟ !! ثانیا چرا با این معضل فرهنگی و دینی، بصورت امنیتی و سیاسی برخورد می شود !؟
سئوال :
- مسببین ایجاد شرایط پیش آمده، چه کسانی هستند ؟
-چه نقایصی در"ظاهر دین" یا "تبلیغ دین" یا "مروجان دین" وجود دارد که مردم ،ادعای مدعیان را می پذیرند؟
-آیا کسی یا نهادی یا گروهی از خطری که دین و اعتقادات مردم را تهدید و در معرض خطر قرار داده است ،هراس و نگرانی دارد ؟
- آیا نگرانی ها تنها برای از دست دادن مقلدین و تقلیل کمیت و تعداد آنهانیست؟
-آیا این گونه نیست که ظهور امامان قلابی برای بعضی ها، نعمت غیبی محسوب می شود؟ چرا که ، بدین وسیله این آقایان (و بعضی ها !!) در صحنه سیاسی و اجتماعی به نام دفاع از دین می توانند حضور فعال !!داشته باشند؟؟ و از زیر زمین حاشیه ها، خود را به قله های رفیع نان و نام وقدرت رسانده !!؟ و جناح خویش را تقویت نمایند؟!
-- وشاید!! هم،این سیاست شطرنج بازانیست که دردِ نبوده را خلق می کنند و برای آن دارو می سازند!! تا طبابت کنند و با تخصص خود مردم و نظام را به خویش محتاج نمایند.!!
ودر این صورت !!داستان ظهور مدعیان دروغین و مبارزه با آنها سناریو جدیدی است که در پایان حکایت معلوم می شود که آنچه پیش آمده با چه اهدافی صورت گرفته است. مثلاً در پایان حکایت مردم به این موضوع خواهند رسید که این قصه نیز در ادامه همان برنامه ریزی ها علیه دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادیست ؟؟
ادامه مطلب
از مرحوم نايبالصدر شيرازى حاج آقا ميرزا زينالعابدين شيرازى رحمتعليشاه (متوفّى به شب يكشنبه 27 صفر 1278 در هفتادسالگى در شيراز) كه از اقطاب جليله سلسله متّصله نعمتاللّهيه و جانشين مرحوم حاج آقا ميرزا زينالعابدين شيروانى مستعليشاه بوده، چندين اجازه طريقتى دردست است كه از اهميّت ويژه و بسيار فراوانى برخوردارند.
اگرچه صاحب كتاب طرائق الحقايق - مرحوم حاجمحمّد معصوم شيرازى ابن زينالعابدين معروف به نايبالصدر ثالث - از مشايخ بسيارى نام مىبرد كه از دست پدر بزرگوارش - رحمتعليشاه - مفتخر به دريافت اجازه ارشاد شدند،(1) امّا از نظر يك محقّق كه در كار تهيه يك گزارش تاريخى دقيق از تحوّلات سلسله متّصله نعمتاللّهيه است، روايات عموم مورّخين - چون صاحب طرائق - زمانى قابل استناد بهشمار مىرود كه به دلايل متّقن تاريخى و اسناد غيرقابل انكار نيز اتّكا داشته باشد(2)
اجازههاى مزبور به ترتيب تاريخ صدور به قرار زيرند:
1 - اجازه ارشاد جزئيه اوّليه براى حاج آقا محمّدكاظم اصفهانى - مورّخه شوّال المكرّم 1271 هجرى. در اين اجازه آمده است: »جناب محامد و محاسن انتساب برادر مكرّم آقا محمّدكاظم استحضار از طريقت علّيه داشت، لهذا به تاريخ شوّال المكرّم قرار دادم كه در اصفهان هركس طالب طريقه حقّه باشد، ذكر انفاس را با اورادى كه از مشايخ عظام يداًبيد به ايشان رسيده تعليم نمايند«. و در ادامه از جمله آمده است: »و شبهاى جمعه هرگاه اسبابش جمع باشد به نهجى كه به ايشان رسيده است، نيازى سبز كنند و دعاى سفره معمول دارند«.
بنابراين اجازه، حاج آقا محمّدكاظم مجاز به تلقين اوراد و اذكار لسانى، ذكر انفاس و تشكيل مجلس نياز و دعاى سفره در شب جمعه شده، امّا مفتخر به دريافت لقب طريقتى نگشته است.
ادامه مطلب
اين مطلب از سابق الايّام براي بندة حقير مشكل آمده بود كه چرا برخي از فقيهان ما دربارة مُجَسِّمه و مُعَطِّله و مُنَزِّهه و مُجَبِّره و مُفَوِّضه حكم به تكفير نميكنند و گفتار آنان را با قبول اصل توحيد موجب كفر و نجاستشان نميشمرند؛ وليكن راجع به قائلين به وحدت وجود فوراً چماق تكفير را بر سر ميكوبند ، و در تسرُّع اين امر از هيچ دريغ ندارند ؟
به چه علّت ايشان به انواع و اقسام نَجَس العَين از بول و غائط و غيرهما ، يكي را به نام «وحدت وجودي» افزودهاند ؟ افزوده شدن اين شيء نَجَس العين به نجاسات از چه و از كدام زمان شروع شد ؟
بالاخره پس از مطالعات و مشاهدات ، بعد اللَتَيا و اللَتي مطلب به اين نكته منتهي گشت كه بواسطة دقّت و رقّت و عظمت فهم و ادراك اين نوع از توحيد كه توحيد مُخلَصين و مقرَّبين بارگاه حضرت حقّ جلّ شأنه ميباشد از طرفي ، و از طرف ديگر بواسطة صعوبت و مشاقّي كه در اين راه و در سبيل حصول اين مرام براي سالك سبيل إلي الله پيش ميآيد و طبعاً با مزاج مُتَتَرِّفين سازش ندارد؛قشريّون و ظاهريّون كه از جهتي سطح فكريشان ، و از جهتي سطح علميشان كوتاه و ضعيف است ، براي زير بار نرفتن اين مسأله و عدم تقليد و تبعيّت از مرد وارستة راه پيموده ، خود را راحت كرده و با نداي كفر و خروج از اسلام ، زيربناي اين بنيان را خراب و تيشه بر بن اين ريشه زده و با اتّهام به نجاست كه اثر زندقه و الحاد است آنان را زنديق و ملحد دانستهاند .
آري ! معروف است و تجربه هم تأييد ميكند كه تكفير و تفسيق چماق بيخردان است .
و اينان با اين تكفير ، تيشه بر اساس اسلام زدهاند . مگر نه آنكه اسلام دين و آئين توحيد است ؟ توحيد عين وحدت است . توحيد از باب تفعيل و متعدّي، و وحدت از باب ثلاثي مجرّد و فعل لازم است .
توحيد اسلام يعني يكي كردن جميع كَثَرات و منحصر گردانيدن اثر و قوّه و علم و حيات و قدرت و وجود و ذات را در حضرت حقّ سبحانه و تعالي . وحدت يعني يكي شدن و يگانه بودن اين افعال و اسماء و صفات و ذات در آنحضرت متعال .
در اينصورت «وحدت وجود» يعني نتيجه و ما حصلِ بدست آمدة از توحيد ، و ثمرة اين شجرة مثمره . پس كجا توحيد با وحدت ضدّيّت دارد . توحيد اسلام كمال ملايمت بلكه عينيّت با آن را دارد . «وحدت وجود» شربت شيرين و خوشگوار «توحيد حقّ» در مراحل كثرات است .
امّا اين بيانصافان كه نميتوانستهاند و نتوانستهاند آنان را به «توحيد در وجود» متّهم سازند ، زيرا اين كلام ملعبه و بازيچه براي دشمنان و دوستان ميشد كه عجيب است ! چه عيب دارد كسي كه به دين اسلام گرويده است به نتائج غائي آن كه توحيد در ذات و در صفت است برسد و «توحيد در وجودي» گردد ؟ آمدهاند لفظ «توحيد» را با «وحدت» عوض كردهاند؛و عوامّ النّاس كالانعام هم كه خبر از هيچ چيز ندارند ، گرز وحدت وجودي را بر سر آنان ميكوبند . و ايشان به عنوان كافر مُلحد زنديق خارج از دين ، صبغة نَجس العَين به آنان زدهاند تا مردم از صدمتري دستشان به آنان نرسد .
مخالفت با معتقدين به وحدت وجود ، عبارةٌ اُخراي مخالفت با اهل توحيد است؛يعني با موحّدين .
مشركين عرب و بالاخصّ قريش كه مخالفت با رسول اكرم صلّي الله عليه وآله ميكردهاند ، بر اساس توحيد و يگانه دانستن و يگانه شمردن مبدأ و معاد و جميع امور مابينهما بوده است .
آنان ميگفتهاند: اين مرد زنديق و ملحد است ، سحر ميكند ، و به توحيد فرا ميخواند؛و اين خروج از دين و آئين و سنّت ماست . او مردي است پليد ! يا وي را بدين جرم و جريمه بايد بكشيم ، و يا از شهر و ديارمان بيرون كنيم ، يا خانه را بر سرش آوار آوريم ، يا در عزلت و انزوا تنها و تنها خودش و پيروانش را محصور كنيم !
وَ عَجِبُو´ا أَن جَآءَهُم مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ وَ قَالَ الْكَـ'فِرُونَ هَـ'ذَا سَـ'حِرٌ كَذَّابٌ .
أَ جَعَلَ ا لاْ لِهَةَ إِلَـ'هًا وَ'حِدًا إِنَّ هَـ'ذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ .
وَ انطَلَقَ الْمَلاَ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلَي'´ ءَالِهَتِكُمْ إِنَّ هَـ'ذَا لَشَيْءٌ يُرَادُ .
مَا سَمِعْنَا بِهَـ'ذَا فِي الْمِلَّةِ ا لاْ خِرَةِ إِنْ هَـ'ذَآ إِلاَّ اخْتِلَـ'قٌ .
أَءُنزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِّن ذِكْرِي بَل لَّمَّا يَذُوقُوا عَذَابِ . [202]
«و كافران به شگفت درآمدند كه يك نفر رسول بيم دهنده از جنس خودشان به سويشان بيايد . و كافران گفتند: اين مرد سحر كننده و بسيار دروغگو ميباشد (دروغ ساز است) .
آيا او خدايان كثيره و متعدّدة ما را يك خدا كرده است ؟ اين مسأله از چيزهائي است كه زياده از حدّ موجب تعجّب ميباشد . [203]
و سران مستكبر قومشان بر اين تصميم و منهاج برآمدند كه: بايد طريقه و راه و روش خودتان را ادامه دهيد و بر پرستش خدايان بسيارتان ثابت قدم و استوار باشيد . (يا با قيام پيغمبر كه شما را به توحيد فرا ميخواند و بر خدايان بسيارتان خرده ميگيرد و اين از وقايع و پيش آمدهاي زشت زمانه است ، بايد مقاومت نمائيد!) اين كاري است كه مورد پسند و خواست و ارادة جميع ملّت ماست .
ما حتّي در آخرين ملّتي كه آمده است (ملّت مسيح و مذهب نصاري) نشنيدهايم كه مردم را به وحدت خداوند بخوانند . بنابراين ، دعوت محمّد جز بافتگي و دروغ اندازي از نزد خودش چيز ديگري نميتواند بوده باشد .
آيا وحي و قرآن ، از ميان ما جميع مردمان فقط به سوي وي نازل گشت ؟! بلكه اين مردم كافر از نزول قرآن كه ذكر من است در ريب و شكّ و ترديد بسر ميبرند؛بلكه هنوز طعم عذاب مرا نچشيدهاند . (تا بدانند كه نتائج قول به كثرت خدايان و تعدّد وجود و موجود و آلهه چه بلاي خانمانسوزي بر سرشان آورده است؟!)»
اين آيات و امثال اينها كه در قرآن مجيد بسيار است ، همه دلالت دارد كه اشكال مشركين و كافرين بر پيامبر و بر اسلام و قرآن ، مسألة توحيد بوده است و بس . آيا اشكال درس خواندهها و عالماني كه به وحدت وجوديها ميتازند و آنانرا مورد اتّهام و سرزنش و مؤاخذه قرار ميدهند ، به مثابه بلكه به عين اشكال مشركان و كافران به موحّدان نميباشد ؟! آن بصورت اشكال بر توحيد وجود و اين بصورت اشكال بر وحدت وجود .
آن با رَمْي به زندقه و خروج از دين؛اين هم با رمي به زندقه و خروج از دين . آن به عنوان انحراف مردم از آئين؛و اين هم به عنوان از دست رفتن عقيدة عاميانة عامّة مردم .
البتّه اسرار پيوسته بايد حفظ شود ، و مطالب عالية راقية عرفانيّه را به هركس نتوان گفت ، و تكلّم با مردم در حدّ عقول و استعدادشان هميشه مطلوب بلكه مأمورٌ به و فرض است؛امّا گفتار ما با خواصّ است نه با عوامّ ، با علماء است نه با جُهلاء ، با اهل فهم و درايت و ادب و مطالعه است نه با مرد عامّي عاري از همه گونة اين مسائل .
ما ميگوئيم: اگر بنا بشود يك هزار و چهار صد سال از شريعت توحيد محمّدي بگذرد و باز هم عقيدة ما فقط توحيد لساني باشد ، و از اسرار و مراتب عالية توحيد فكري و عقلي و قلبي سر در نياوريم ، و به همان يقين اجمالي قانع باشيم ، و عملاً هم بر اهل وحدت كه موحّدان حقيقي و مسلمانان واقعي هستند هَجْمه و حَمله آوريم؛پس فرق ميان ما با مشركين قريش كه در جنگ بَدر و اُحد و أحزاب و حُنَين بر روي پيامبر و أميرالمؤمنين عليهما السّلام و بر روي جميع موحّدان يعني قائلان و معتقدان به وحدت الهي شمشير كشيدهاند چيست ؟!
رساله نويسان ، تا صاحب ولايت الهيّه نباشند ، در روز قيامت موقف خطرناكي دارند
ما كه به عنوان مرجع و وليّ فقيه رساله طبع ميكنيم ، يعني جان و مال و ناموس و عِرْض مردم مسلمان را بدست ميگيريم و در تحت پوشش اراده و قواي فكري خود مسلّط ميپنداريم ، نبايد لاأقلّ در مسألة توحيد هم قدمي زنيم؛ و خداي ناكرده اين فتاوي موجب هتك نفوس و اموال و نواميس و اعراض نگردد . ما لازم نيست خود را پاسدار و نگهبان جا بزنيم؛لاأقلّ دشمنِ شمشير بدست بر نفع خصم مشرك ، و بر ضرر اين فرد مسلم موحّد نبوده باشيم! « ما را به خير تو اميّد نيست؛شرّ مرسان » !
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 9-9-87 صبح شنبه ( اسم گذاری فرزندان -خانمها ) کیفیت بالاتر
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 9-9-87 صبح شنبه (عمر ابن عبدالعزیر-آقایان) کیفیت بالاتر
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 8-9-87 صبح جمعه( دعا-خانمها) کیفیت بالاتر
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 7-9-87 صبح پنجشنبه ( سخت گیری و تعصب خامی است -آقایان ) کیفیت بالاتر
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 3-9-87 صبح یکشنبه(دعای کمیل-لزوم خواندن قرآن و تدبر در آن- -خانمها) کیفیت بالاتر
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 3-9-87 صبح یکشنبه( دعای کمیل-لزوم خواندن قرآن و تدبر در آن- -خانمها)
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 30-8-87 شب جمعه ( تفسیر پند صالح -خدمت 6) - کیفیت بالاتر
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 23-8-87 شب جمعه ( تفسیر پند صالح -خدمت 5) - کیفیت بالاتر
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 16-8-87 شب جمعه ( تفسیر پند صالح -خدمت 4 ) - کیفیت بالاتر
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 9-8-87 شب جمعه ( تفسیر پند صالح -خدمت 3 )
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 2-8-87 شب جمعه ( تفسیر پند صالح -خدمت 2-مصافحه )
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 25-7-87 شب جمعه ( تفسیر پند صالح -خدمت 1 )
اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي آبان ماه سال 1380در جلسه رسمي خود، مقررات و ضوابط شبكههاي اطلاعرساني رايانهاي را مصوب كردند تا حدود فعاليت اين پايگاهها مشخص شود. اما اين مصوبه شورای مذکور، راه را براي تصميمگيريهاي جديد در حوزه اينترنت باز كرد. راهي كه در نهايت يك سال پس از اين جلسه، اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي را بار ديگر كنار هم جمع كرد تا به تشكيل كميته تعيين مصاديق پايگاههاي اطلاعرساني اينترنتي غيرمجاز، راي دهند. كميتهاي كه تا امروز كارگردان سريال پر سروصداي فيلترينگ شده است. سريالي كه با شکل ها و شمایل به ظاهر!!متفاوت ، در صحنه جامعه ارائه وعرضه ميشود. بازي فيلترينگ در ايران از آن روزي آغاز شد كه معاون وقت وزير مخابرات در 6 خرداد 1382، رسماً از نظارت و كنترل بر روزنامههاي الكترونيكي و سايتهاي خبري، گزارش داد. او اعلام كرد ايران در حال خريد دستگاههاي پيشرفتهاي است كه دسترسي به سايتهاي غير اخلاقي و ضد مذهبي را غيرممكن كند.
اما اين مقام زيرك در وزارت پست و تلگراف، در ميان خبرهاي خود، مسئوليت اين كار را از دوش مخابرات برداشت و گفت: ما تابع شوراي عالي انقلاب فرهنگي هستيم و اين شورا كميتهاي مركب از نمايندگان سازمان صداوسيما، وزارت ارشاد و وزارت اطلاعات را موظف كرده كه اين سايتها را معرفي كنند كه توسط وزارت پست مسدود شوند.
سرعت تهيه تكنولوژي فيلترينگ و تصميمگيري نهادهاي مسئول در كميته تعيين مصاديق پايگاههاي اينترنتي غيرمجاز نظير وزارت اطلاعات آن چنان زياد بود كه تقريباً يكماه پس از اعلام اين خبر، فيلترينگ مراکز اینترنتی آغاز گردید .
واقعيت آنچه اتفاق افتاد و البته همچنان هم ادامه دارد، با داستان خبري آن روز معاون وقت وزير مخابرات تفاوت فاحشي داشت. از كنترل شديد سايتهاي ضداخلاقي و منتشركننده عكسهاي مستهجن خبر رسيده بود اما دامنه فيلترينگ به سايتهاي منتشر كننده اخبار سياسي، اجتماعي، حقوق بشر، زنان و دانشجويي و حتي مراکز فرهنگی، مذهبی و عرفانی همچون دراويش سلسله نعمت اللهي گنابادي هم رسيد. سايتهايی كه در گزينههای ممنوع فرهنگی و قانونی و در تعاريف اوليه اعضاي شوراي انقلاب فرهنگي جاي نميگرفتند ،در لیست سیاه ممیزی سیاست و قدرت !! قرار گرفتند. بر این اساس، كميتهاي با اعضاي مشخص و چندين كارشناس ناشناس به عنوان سربازان گمنام، تشكيل شد كه تخلفات را در جهت انسداد فضای سیاسی کشور تعريف كنند.
بايكوت خبري دراويش سلسله نعمت اللهي گنابادي و مسدود سازي دهها پايگاه خبري، فرهنگي و اخلاقي دراویش این سلسله در راستای،سیاست محدود سازی ، قابل تامل و بررسي است. عدهاي بر اين باورند كه فيلترينگ سايتهاي دراويش، زاده كجفهمي ها و انديشههاي متحجرانه و نفوذ افراطيون مذهبي و قشريون در اركان اطلاعاتي کشور است كه با وجود بايكوت خبري در روزنامه ها، حتی انتشار اخبار دراويش در مراکز اينترنتی را نيز برنميتابند و فضاي مجازی اينترنت و تکنولوژی آنرا به جهت اهداء آزادی مجازی به دراویش مظلوم ،به محاكمه ميكشند!!
فشارهاي وارده بر دراويش نعمت اللهي گنابادي كه اين روزها سرعت فزايندهای به خود گرفته، ناشي از یکدست شدن قدرت و حاكمیت یک تفکر انحصارگر و تمامیت خواه در عرصه سیاسی کشور است.
اين تفكر و صاحبان آن،هر نگرش دینی و سیاسی غیر از خود را يك معضل امنيتي ميدانند و برای تثبیت خود بدنبال پلیسی نمودن جو جامعه و محدود نمودن آزادیها، به بهانه مبارزه با خرافه !! وتهاجم فرهنگی دشمن !!، بدنبال حفظ وامنيت خویش است و منافع ملي مردم ايران و حتی حفاظت ازکلیت نظام هم مدنظر این گروه نمی باشد. بنابر اين مخالفت با دراويش سلسله نعمت اللهي گنابادي به جهت قدرت تاثیر مکتب تصوف و عرفان بر نوع نگرش مردم و احتمال سرپیچی جامعه ازخواست و اهداف این جناح تمامیت خواه می باشد.
طبيعي است در غیبت اجباری اندیشمندان، روشنفکران و صاحبان علم و خرد از صحنه جامعه ، میدان برای تاخت و تاز مرتجعین و متحجرین مهیا شده، به تدریج مراکز قدرت را مصادره و مخالفین را تسویه و حذف نموده و نسل نوینی از سیاستمداران خشک مغز نو کیسه، با به دست آوردن مناصب قدرت، سعي در القاء و تزريق تفكر افراطي خود به تصميمگيران كلان كشور و حتی حذف آنان دارد. با اين نگاه ميتوان نقض حقوق بنيادين دراويش نعمت اللهي گنابادي در ايران را ناشي از نفوذ تفكری ضد بشری و ضد تصوف در اركان تشكيلات اطلاعاتي كشور دانست.
در مقابل ،عدهاي از تحليلگران مسايل سياسي و مدافعين حقوق بشر در خارج از ايران، فشارهاي سياسي وارد بر دراويش گنابادي را در چارچوب يك حمله گسترده و سازمان يافته وزارت اطلاعات با همكاري ساير نهادهاي امنيتي و قضايي و اجرايي دانسته و آزار و اذيتها بر دراويش را يك جنايت ضد بشري قلمداد ميكنند و از اين روست كه صدور قطعنامههاي نقض گسترده حقوق بشر در ايران از سوي نهادهاي بين المللي رو به افزايش است.
سایت مجذوبان نور، با تاكيد بر اين كه دنياي كنوني دهكده ايست كه ملتها در یک رابطه تنگاتنگ، خانواده ای واحد را تشکیل می دهند، فيلترينگ و مسدودسازي سايتها و وبلاگها، را عملی عبث و بیهوده دانسته ونشأت گرفته از تفكر افراطي گروه هایی است که در نهادهاي امنيتي ، مذهب و دین را نقاب و وسیله توجیه کودتای نرم شرعی!! در کشور نموده اند.
متأسفانه هر چه فعالين عرصه ارتباطات و صاحب نظران سياسي و فرهنگي، تخلفات قانوني در اين زمينه و خطرات ناشي از برخوردهاي امنيتي با رسانهها را متذكر ميشوند، از سرعت فيلترينگ كم نميشود و هيچ نهاد و مركز نظارتي در مورد فيلترينگ سايتها پاسخگو نيست.
مدیریت سایت مجذوبان نور بر این اعتقاد است که مسئوليتهاي قانوني، انساني و وجداني وكلاي دادگستري و بالطبع كانون وكلاي دادگستري نسبت به بسط عدالت و پاسداري از قانون و احقاق حقوق شهروندان، اين نهاد حقوقي مردمي را متعهد ميسازد كه در هر كجاي ايران تخطي يا ظلمي واقع شد نسبت به آن حساس بوده و در مقابله با آن واكنش مناسب داشته باشد. زيرا اگر بيعدالتي و قانونشكني و برخورد امنيتي خصوصاً با مقولههاي اعتقادی ومذهبي سنت و عرف مجريان قانون شد، مسلماً سکوت نهادهاي مدني همچون كانون وكلاء، عدول از وظايف و تعهدات قانونی و اخلاقی بوده و حضور آنها در صحنه قضا و قضاوت تنها توجيهگر بيعدالتي خواهد بود و دليل وجودي خود را از دست خواهند داد. بنابراين كانون وكلاي دادگستري بايد در برابر فيلترينگ به عنوان يك جريان غيرقاوني واكنشي مقتضی از خود نشان دهد.
با تشکر
مدیریت سایت مجذوبان نور
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 2-9-87 صبح شنبه ( شرایط عمل به مستحبات-بروز حالات -خانمها ) کیفیت بالاتر
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 2-9-87 صبح شنبه (بهره گیری از قوه خیال-آقایان) کیفیت بالاتر
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 1-9-87 صبح جمعه( وضو-خلوص نیت در عبادت -آداب معاشرت-خانمها) کیفیت بالاتر








