تبليغاتX
Jonamoos Browser (Anti Filter)
Filtered Url : : آدرس سايت فيلترشده
با یاران & دراویش121

خبرنگار سایت مجذوبان نور گزارش داد :  امروزسه شنبه 28 آبان ماه 1387حکم اخراج  آقای محمد اسماعیل صلاحی از دانشگاه آزاد میبد ،پس ازگذشت15 روز ازتاریخ صدور رای به وی ابلاغ شده  وامروز اجرا گردید. حکم صادره بدین قرار است :

دانشگاه آزاد اسلامی واحد میبد

آقای محمد اسماعیل صلاحی فیروز آبادی دانشجوی رشته حقوق ،بنا به تصمیم کمیته انضباطی دانشگاه و نظر به انهام توهین به ساحت مقدس بنیانگذار جمهوری اسلامی و رهبرمعظم انقلاب توسط مراجع قضایی دستگیر طبق ماده 4 بند 18 از نیم سال اول 87-88 اخراج دائم از واحد دانشگاهی میبد میگردد

کمیته انضباطی دانشگاه

رونوشت حراست جهت استحضار

والدین نامبرده جهت اطلاع   

در این گزارش آمده است : آقای صلاحی دانشجوی رشته حقوق  و  دارای چندین اجازه روایت واجتهاد از سوی علما و اساتید بوده و دارای تحصیلات حوزوی می باشد. وی چندی پیش در اعتراض به تخریب حسینیه های قم وبروجرد و ضرب و شتم  دراویش نامه ای به مراجع شیعه و خصوصا آیت الله مکارم شیرازی ارسال نمود که متعاقب آن  ماموران امنیتی شهرستان یزد به منزل وی یورش برده ،او را مجروح  ، بازداشت و زندانی مینمایند و نهایتا درشعبه 101جزایی دادگاه انقلاب  میبد ، محکوم به تحمل یک سال حبس تعزیری می گردد . 

 

+ نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه سی ام آبان 1387 و ساعت 5:25 |

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 29-8-87 صبح چهارشنبه ( تفسیر آیات آخر سوره حجرات -خانمها)   کیفیت بالاتر

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 26-8-87 صبح یکشنبه( نگاه دیگر به غذا داشتن -خانمها) کیفیت بالاتر

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 25-8-87 صبح شنبه ( شرح حال گاندی -خانمها )    کیفیت بالاتر

+ نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه سی ام آبان 1387 و ساعت 5:19 |

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 25-8-87 صبح شنبه ( شرح حال گاندی -خانمها )    کیفیت بالاتر

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 25-8-87 صبح شنبه (هل الدين الا الحب -آقایان)    کیفیت بالاتر

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 24-8-87 صبح جمعه( سوال كردن و پاسخ شنيدن-خانمها)   کیفیت بالاتر

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه  23-8-87 شب جمعه   ( تفسیر پند صالح -خدمت 5 )  کیفیت بالاتر

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه  16-8-87 شب جمعه   ( تفسیر پند صالح -خدمت 4 ) -   کیفیت بالاتر

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه  9-8-87 شب جمعه   ( تفسیر پند صالح -خدمت 3 )

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه  2-8-87 شب جمعه   ( تفسیر پند صالح -خدمت 2-مصافحه )

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه  25-7-87 شب جمعه   ( تفسیر پند صالح -خدمت 1 )

+ نوشته شده توسط .....خرسند در شنبه بیست و پنجم آبان 1387 و ساعت 15:41 |

مقدمه

عرفان از قديم الايام در طريقت همة اديان الهي وجود داشته. ادياني كه قديمي‌تر از ظهور حضرت محمّد (ص) تعليم اسلام مي‌دادند نيز از همين بُعد مربيان عرفان بوده‌اند و تربيت را از اسلام (به معني تسليم) به رب آغاز مي‌كردند. بررسي عرفان اديان باستاني از ديدگاه غربيان در زمان حاضر با اهميت تلقي مي‌شود و علّت اين امرتطبيق بيانات ارباب عرفان با يافته‌هاي علوم جديد بالاخص فيزيك نوين مي‌باشد. توجّه به آئين هندو يا مذهب برهما، مذهب بودا و آئينهاي كنفسيوس و لائوتسو در چين و بسياري از طريقتهاي ديگر كه در سرتاسر شرق زمين گسترده‌اند وقتي آغاز شد كه بارقه‌اي از فيزيك جديد امكان قبول نظريات شهودي عرفا را از ديدگاه عقل مادرزاد قابل بررسي دانست. لذا متون زيادي نگارش شد تا بيان نمايد كه آري گفته‌هاي عرفاي مشرق زمين از كنه ناپيدايي آمده كه پس از قرنها بررسي علم با چشم بسته و عصازنان به دنبال آن مي‌گردد. آئينها و مذاهب و طريقتهاي فوق حاوي همان پيامي هستند كه پس از حداقل ده قرن بعد از آنها توسط حضرت محمّد e  بي‌سواد گفته شد و همچنان در چهارده قرن بعد نيز به بيان و قلم اهل معرفت و عرفاي اسلام مطرح گرديد. گرچه همه وصف يكي نموده‌اند ولي شرح نامه‌ها به تفاوت ذوقها و سليقه‌ها بوده است. يكي از اين كلام كتاب بي‌نظير صالحيّه[2] تأليف حضرت نورعليشاه ثاني[3] است كه محتوي متجاوز از يكهزار مطلب است كه زواياي مختلف جهان‌بيني عرفان اسلامي را عرضه مي‌دارد. دو مطلب از آن كتاب شريف را باختصار فهم خود بررسي مي‌كنيم. در مباحث فيزيك معاصر «نظرية عمومي نسبيت» يا «نسبيت عام» را انتخاب كرديم و در مباحث رياضيات نظرية لايتناهي را براي تطبيق با نظريات آن جناب برگزيديم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط .....خرسند در شنبه بیست و پنجم آبان 1387 و ساعت 15:38 |

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 23-8-87 صبح پنجشنبه   ( لزوم خواندن قرآن و تدبر در آن -آقایان )  کیفیت بالاتر

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 22-8-87  صبح چهارشنبه (تشرف به فقر-خانمها )  کیفیت بالاتر

+ نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 و ساعت 15:45 |

دوستان عزیز و همراهان گرامی ؛

به منظور جلوگیری از بروز وقایعی که می تواند به کرامت آدمیزاد لطمه وارد سازد ، خواهشمند است مطالب موجود در خصوص رجم (سنگسار) را بطور پیوسته پیگیری نمائید و به اطلاع همگان برسانید. بیائید دست در دست هم مانع تداوم خطراتی شویم که نسلها با آن دست به گریبان بوده اند. دوست عزیز تفاوتی ندارد نحوۀ اطلاق هر یک از ما پیرامون مسائل چگونه باشد ، مهمّ آنست که همۀ ما در یک نقطه مشترکیم ، همۀ ما انسانیم و تاج کرامت الهی بر سر داریم ، نگذاریم با اعمال مقارن عهد دقیانوس و عصر حجربه کرامت انسانیمان خدشه وارد شود.

 

بنی آدم اعضــــــــاء یکدیگرنـــد                               که در آفرینش ز یک گوهــــرند

چو عضوی به درد آورد روزگار                             دگر عضوها را نمانـــــــــد قرار

تو کز محنت دیــــگران بی غمی                               نشـــــاید که نامت نهنـــــــد آدمی

www.rajm.org
www.rajm.blogfa.com

Adresse e-mail :
infos@rajm.org

+ نوشته شده توسط .....خرسند در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 و ساعت 16:23 |

بامداد یکشنبه بیستم آبان ماه 1386 نیروهای متحجر و متعصب ،به دستور کسانی که نامشان مخفی و اثر انگشتانشان در هر جنایتی علیه دراویش آشکار است ،با هجوم به حسینیه بروجرد ،خانه امام حسین (ع) را به آتش کشیده وبا بولدزر، تخریب نمودند .در این حادثه تلخ بیش از 180 تن از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی دستگیر ،بازداشت و مورد ضرب و شتم قرار گرفتند  و دهها تن دیگر راهی بیمارستانهای این شهر شدند.

این جنایت در ادامه  واقعه تخریب حسینیه شریعت در بهمن ماه 1384 در شهر قم، نشان داد که وقایع پیش آمده اتفاقی نبوده وبا برنامه ریزی انجام شده وعاملان این وقایع از پشتوانه قدرت برخوردار و از هیچ جنایتی رو گردان نبوده و نیستند .

بعد از تخریب حسینیه بروجرد ، همچون واقعه قم ، سیاست قدرت و قدرت سیاست صورت قضایا را دگرگون نمود و جای ظالم و مظلوم تغییر کرده ،دراویش راهی زندان شدند و مهاجمین ،طلبکار و شاکی دراویش گردیده و قانون ومجریان آن نیز به حمایت از آنها برخواستند و هنوز بعد از گذشت یکسال متهمان (دراویش) !!!احضارو بازجویی و تهدید می شوند و هر روز مشکلی برای  آنان بوجود می آورند .

یکی از روشهایی که در کشور ما مجرمین با نفوذ!! و جنایتکاران در این گونه حوادث ، از آن سود می برند آن است که وقتی جنایت مشمول مرور زمان می شود مردم حساسیت خود را از دست می دهند ودر غفلت وبیخبری جامعه، هر عملی ممکن می شود و دیگر نیازی نیست  که جانیان و حامیان آنها جوابگوی افکارعمومی باشد.

سایت مجذوبان نور سالروز حادثه تخریب حسینیه بروجرد را که یاد آور مقاومت و مظلومیت  دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی  می باشد ، گرامی داشته و امیدواریم از این به بعد ،شاهد اینگونه حوادث نباشیم .!!!!

مجذوبان نور

+ نوشته شده توسط .....خرسند در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 و ساعت 16:20 |

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه  20-8-87 عصر دوشنبه   (میلاد امام رضا (ع) -جشن مدد کاریی رضا ) کیفیت بالا

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 19-8-87 صبح یکشنبه(حرکت تدریجی تمام موجودات به سمت کمال -خانمها)  کیفیت بالا

 

 

+ نوشته شده توسط .....خرسند در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 و ساعت 11:2 |

رديف

روز ماه سال تصویری(Dial up) صوتی(mp3) تصویری(ADSL)
٨٣ ١٧ آبان ۸۷ دريافت فايل دريافت فايل دريافت فايل
٨٣ ١٠ آبان ۸۷ دريافت فايل دريافت فايل دريافت فايل
٨٢ ۳ آبان ۸۷ دريافت فايل دريافت فايل دريافت فايل
+ نوشته شده توسط .....خرسند در یکشنبه نوزدهم آبان 1387 و ساعت 4:37 |
http://manzeleleili.blogspot.com/2008/11/blog-post_6770.html

به آقاي خسرو پناه پيشنهاد مي شود قبل از زير سوال بردن صوفيه حقه كتب جناب سيد حيدر آملي راملاحظه و نظر ايشان در مورد تصوف مطالعه فرمايند آنجا كه مينويسد"هيچ صوفي به غير از شيعه نيست و هيچ شيعه اي غير از صوفي نيست"
گزارش خبر گزاری قرآنی ايران
«عبدالحسين خسروپناه»، استاديار پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی، در گفت‌وگو با سرويس انديشه، در مورد تفاوت ميان عرفان‌های اصيل و كاذب، با اشاره به مطلب فوق گفت: بحث در مورد فرقه‌های صوفيه از دو جهت دارای حساسيت و اهميت ويژه‌ است: نخست آن‌كه، اين فرقه‌ها در جوامع اسلامی، بسيار متنوع و تأثيرگذارند و به همين دليل، داوری يكسانی هم نمی‌توان در مورد ‌آن‌ها داشت و لازم است با دقت و بدون پيش‌داوری آن‌ها را گزارش و توصيف كرد و سپس به تجزيه و تحليل آن‌ها پرداخت.
وی افزود: جهت ديگر اهميت و حساسيت فرقه‌های صوفيه اين است كه فرقه‌های صوفيه موجود در جامعه معاصر ايران با پاره‌ای از مبانی فكری جمهوری اسلامی يعنی؛ عقلانيت اسلامی كه از اسلام ناب به دست می‌آيد، در تعارض هستند.؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مؤلف «جريان‌های فكری معاصر» در مورد جريان‌های فكری فعال در ايران گفت: به طور كلی، در كشور ما در حال حاضر 10 جريان فكری فعاليت می‌كنند كه هر 10 مورد از جريان‌های معاصر ـ با تنوع فراوان ميان آن‌ها ـ با عقل‌گرائی اسلامی و مبنای فكری جمهوری اسلامی چالش دارند. جريان عقل‌گرايی اسلامی با مؤلفه‌های معرفت‌شناسی رئاليستی (موجه دانستن چهار منبع شناخت؛ يعنی حس و تجربه، عقل، شهود و وحی‌ و اعتقاد به امكان و معيار معرفت و تأكيد بر رئاليسم)؛ انسان‌شناسی خدامحورانه (نفی اومانيسم و اعتقاد به كرامت انسان و رساندن او به مبدأ المبادی و غايةالغايات؛ يعنی خداوند سبحان، به وسيله دين الهی و پيامبران آسمانی)؛ هستی‌شناسی جامع‌نگرانه (اعتقاد به جهان مادی و مجرد و دنيا و آخرت و نظام علی و معلولی يا نظام تجليات) و ارزش‌شناسی سعادت‌مدارانه (حاكميت فقه و اخلاق اسلامی و حداكثری دانستن آن‌ها) استقرار يافته است.
وی با اشاره به قرار داشتن اين 10 جريان چالش‌برانگيز در مقابل جريان عقل‌گرايی اسلامی كه در چگونگی و گستره چالش‌های آن‌ها تفاوت فراوانی وجود دارد، اظهار كرد: برخی از اين جريان‌ها در انديشه و تفكر و دسته‌ای در بعد فرهنگ اسلامی با جريان مذكور چالش خود را آشكار می‌‌كنند. اين جريان‌های ده‌گانه عبارتند از: جريان خرده فرهنگ‌های موسيقی مدرن، شيطان‌پرستی، فمينيسم، هايدگری‌ها، روشنفكری تجددگرا، سنت‌گرايی، تجددستيزی افراطی، مكتب تفكيك، بهائيت و تصوف‌گرايی و عرفان‌های سكولار كه اين جريان اخير به دلايل پيشگفته، اهميت ويژه‌ای دارد.
خسروپناه در ادامه تصريح كرد: تصوف، يك نوع ايدئولوژى مخصوصى است كه از نظر تا عمل و از بينش تا كنش را در بر مى‌گيرد. تفسير خاص زندگى و نحوه تعامل با حيات دنيوى است. اين تفسير به ادعاى صوفيه با روش كشف و شهود تحصيل می‌شود. البته فرقه‌هاى صوفيه آن‌قدر متنوع و متلون‌اند كه به راحتى نمى‌توان پيرامون آن‌ها سخن گفت و بر همه آن‌ها حكم واحدى راند. ليكن با تأمل در ريشه‌هاى اوليه و بررسى وضعيت موجود آن‌ها مى‌توان به نتايج عالمانه‌اى دست يازيد. شايان ذكر است كه تصوف و عرفان در آغاز راه يكسان بودند و به عنوان يك جريان تلقى مى‌شدند تا اين‌كه جريان تصوف از توده مردم جدا شد و عالمان وارسته با استفاده از روش شهود و قرآن و سنت به تدوين عرفان اسلامى پرداختند. بنابراين،
عارفانى چون سيدحيدر آملى، سيدعلى شوشترى، سيداحمد كربلایى، ملا‌حسينقلى همدانى، سيدعلى قاضى طباطبایى، علامه طباطبایى و حضرت امام خمينى(ره) را نبايد با فرقه‌هاى صوفيه يكى پنداشت، بلكه از عرفان اين سلسله از عرفا می‌توان به عرفان اصيل بومی ياد كرد.
مؤلف«كلام جديد»، در بيان چيستی تصوف يادآور شد: تصوف دوگونه تصور می‌شود: الف) تصوف در مقام تعريف كه عبارت است از: اعراض از خلق، به خدا پيوستن، احكام شريعت را عمل كردن و ... ب) تصوف در مقام تحقق؛ يعنی فرقه‌های صوفيه‌ای كه تحقق يافته‌اند. توصيف‌ها و تحليل‌ها بايد به اين مقام؛ يعنی صوفيه تحقق‌يافته اختصاص يابد و نبايد اين دو مقام خلط شوند و لذا گاهی كه با مدعيان صوفيه و به اصطلاح اقطاب فرقه‌های تصوف بحث می‌كنيم آن‌ها به ‌اين تعاريف تمسك می‌كنند، اما همه اين تعاريف، تصوف در مقام تعريف را معرفی می‌كنند كه ما هم بسياری از اين تعاريف را تقريبا قبول داريم. اين تعاريف، همان عرفانی است كه بخشی از اسلام به شمار می‌آيد.
پيشينه تصوف و صوفى‌گرى به قرن دوم هجری بازمی‌گردد و اكثر فرق صوفيه قطب‌الاقطاب خود را حسن بصری می‌دانند، ولی واژه تصوف را حسن بصری به كار نبرده است، بلكه شاگرد وی، ابوهاشم كوفی متوفی 150 هجری اولين با از اين اصطلاح استفاده كرده و به اعتراف جامى در نفحات‌الانس از قرن دوم هجرى در ميان مسلمين ظاهر شد.
بزرگ‌ترين مظهر روح تصوف در اين دوره، تحقير دنيا، فرار از تمتعات و تمام شؤون مربوط به زندگى مادى و دنيوى و رياضت‌كشى و تحمل شكنجه‌هاست. به همين جهت، صوفيان در برابر ائمه اطهار(ع) ايستادند و به بينش و سيره زندگى آن‌ها متعرض شدند. براى نمونه، سفيان ثورى بر امام صادق(ع) در مدينه وارد شد، در حالی‌كه امام(ع) جامه‌اى سپيد و لطيف بر تن داشت.
خسروپناه افزود: سفيان بر امام(ع) اعتراض كرد كه چرا زهد نمی‌ورزى؟ امام فرمود: خوب گوش فرا ده تا براى دنيا و آخرت تو مفيد باشد، مگر اين‌كه بخواهى بدعتى در اسلام ايجاد كنى. وضع ساده و فقيرانه پيامبر و صحابه، تكليفى براى همه مسلمين تا روز قيامت نيست. رسول خدا(ص) در زمانى زندگى مى‌كرد كه عموم مردم از لوازم اوليه زندگى محروم بودند، اما اگر در عصر و روزگارى، وسايل زندگى فراهم شد؛ سزاوارترين مردم براى بهره بردن از نعمت‌ها صالحانند، نه فاسقان؛ مسلمانانند نه كافران. سفيان در برابر پاسخ امام(ع) عاجزانه بيرون رفت و سپس به همراه يارانش بر امام(ع) وارد شد تا دسته‌جمعى با امام(ع) مباحثه كنند.
وی ادامه داد: آن‌ها به آيه 9 سوره حشر و آيه 8 سوره دهر تمسك كردند تا بر دين‌شناسى امام خرده گيرند و روش او را با آيه «و يطعمون‌الطعام على حبه مسكينا و يتيماً و اسيراً» نقد كنند. در اين وضعيت، يك نفر بلند شد و به صوفيان اعتراض كرد كه چرا مردم را فريب مى‌دهيد؟ غذاهاى خوب مى‌خوريد و مردم را از آن نعمت‌ها پرهيز مى‌دهيد؟ امام(ع) فرمود: اين حرف‌ها را كنار بگذاريد و سپس توضيح داد كه اين آيات بر حرمت استفاده از نعمت‌هاى الهى دلالت ندارد، بلكه بخشش و ايثار را توصيه مى‌كند و آيه «ولا تجعل يدك مغلولة الى عنقك ولا تبسطها كل البسط فتقعد ملوماً محسوراً» (اسراء/29) را كه دلالت بر اعتدال دارد، را به آن‌ها فهماند. البته اين بيان گزارش به معنای اين نيست كه وی ناصبی بوده است، بلكه فقط از اهل بيت(ع) اعراض كرده است.
خسروپناه در ادامه برخی ديگر از احتجاج‌های صوفيه با ائمه معصومين(ع) را بيان كرد و گفت: صوفيه بر امام رضا(ع) هم تاختند كه چرا لباس درشت بر تن ندارى و غذاى خشن نمى‌خورى و امام(ع) فرمود: يوسف، پيامبر خدا، قباهاى ديباجى و لباس‌هاى زربافت بر تن داشت. اولين منتقدان صوفيه، امامان معصوم(ع) بودند كه در كتاب‌های روايی می‌توان آن‌ها را يافت. روايات صحيحه ائمه اطهار(ع) پيرامون تصوف در سفينة‌البحار وجود دارد كه به نقد اين فرقه‌های باطل پرداخته‌اند
+ نوشته شده توسط .....خرسند در یکشنبه نوزدهم آبان 1387 و ساعت 4:34 |
 
+ نوشته شده توسط .....خرسند در یکشنبه نوزدهم آبان 1387 و ساعت 4:28 |

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 18-8-87 صبح شنبه ( راز داری -خانمها )    کیفیت بالا

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 18-8-87 صبح شنبه (وفای به عهد و رازداری -آقایان)    کیفیت بالا

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 17-8-87 صبح جمعه( موفقیت در زندگی-تسلیم و رضاو شکر-خانمها)   کیفیت بالا

 

 

 

+ نوشته شده توسط .....خرسند در یکشنبه نوزدهم آبان 1387 و ساعت 4:25 |
 سفره است روي سر آنها مي‌تكانند تا "سفيدبخت" شوند. يا اينكه اگر مجلس سفره در يك مناسب شادي مثل ولادت يكي از ائمه و امامان برپا باشد مي گويند هر كسي كه برقصد حاجت مي گيرد و ....

برپايي سفره‌هاي مذهبي در ايران كه محفلي زنانه است و سابقه‌اي طولاني در كشورمان دارد و همواره مذين به نام‌هاي ائمه و معصومين " مثل سفره حضرت ابوالفضل (ع)، حضرت رقيه (س) "بوده است اين روزها بساطي براي خوشگذراني، خريد و فروش، بنگاه ازدواج، فالگيري، سحر و جادو و محفلي براي شوي لباس زنان در بستر جلسه دعاخواني شده است.

نویسنده وبلاگ یادداشت های یک خبرنگار زن می نویسد: در مراسم سفره‌هاي مذهبي در گذشته سوره‌هايي از قرآن و دعاهايي از مفاتيح‌الجنان قرائت مي‌شد و زنان همسايه و اقوام براي دعاكردن براي نيت باني كه همان صاحبخانه بود دور هم جمع مي‌شدند. سفره اي از نان و پنير و سبزي، عدس پلو، آش و كاچي پهن مي‌كردند و هر زني نيز به نيت تبرك، نان و پنيري از اين سفره را براي خانواده‌اش مي‌برد اما امروز...

امروز...

اين سفره ها رنگ و بوي تازه و جالبي گرفته است، سفره ها پر ملاط تر و رنگين تر شده است، زنان براي شركت در اين مراسم ها مثل مجالس عروسي ساعت‌ها در آرايشگاه به سر مي برند و بهترين لباس‌هاي خود را با آخرين مدهاي روز مي‌پوشند. صاحبخانه هم سفره‌اي را پهن مي‌كند كه هر چه بلند بالاتر و پر رونق‌تر باشد، پرستيژ و كلاس صاحبخانه را بيشتر مي‌رساند.

مجلس گرداني به نام "خانم جلسه اي" نيز به اين مجالس دعوت مي‌شود كه هم قرآن و دعا مي‌خواند، هم مداحي و مولودي خواني مي‌كند و هم احكام دين را تفسير مي كند. (البته در دهه ۵۰ اين مجلس گردان‌ها مرد بوده‌اند.) اين روزها خانم‌هاي جلسه‌اي حق‌الزحمه‌هايي بابت يك تا ۲ ساعت حضور در مجالس مي‌گيرند كه رقمي بين ۲۰ تا ۲۰۰ هزار تومان است و خانم جلسه‌اي هر محله‌اي نيز با كمك‌هاي مالي زناني كه در اين جلسات حاضر مي‌شوند سيستم‌هاي صوتي مي‌خرند تا حنجره شان خيلي آسيب نبيند.

در اين مجالس زنان براي مسائل خصوصي هر خانواده‌اي هم دعا مي‌كنند مثلاً خانم جلسه‌اي در ميكروفون اعلام مي‌كند " براي سبز شدن دامان فلان خانم همه يك صلوات بفرستيد" (كنايه از بچه دارشدن)

خرافه‌ها نيز به اين مجالس راه پيدا كرده‌اند به طوري كه دختران دم بخت حاضر در مجلس را دور هم مي‌نشانند و هر آنچه كه ته مانده سفره است روي سر آنها مي‌تكانند تا "سفيدبخت" شوند. يا اينكه "كاچي" سفره حضرت رقيه را اگر زنها به خانه مي برند هيچ مردي نبايد آن را بخورد براي مردها حرام است... يا اينكه اگر مجلس سفره در يك مناسب شادي مثل ولادت يكي از ائمه و امامان برپا باشد مي گويند هر كسي كه برقصد حاجت مي گيرد و ....

جالب‌تر اينكه تفاسير مدرني از احكام دين را از زبان خانم جلسه اي‌ها در اين مجالس مي‌توان شنيد به طور مثال اينكه " نماز خانم‌ها با لاك ناخن مشكلي ندارد مهم اين است كه دختران ما نماز بخوانند و بعداً خودشان به اين نتيجه مي‌رسند كه بايد بدون لاك، نماز بخوانند..."

در حاشيه اين مراسم، زنان، انواع لباس، لوازم خانه، لوازم آرايش و... را براي فروش مي‌آورند و با استقبال خوبي هم مواجه مي‌شوند.

البته در همه چيز استثنا وجود دارد اما عموم اين مجالس به سمت و سويي غير از هدف اصلي شان مي روند. اينها همه را گفتم تا اينكه بگويم اين مجالس مذهبي كه به اسم حضرت ابوالفضل و... شكل مي‌گيرد روزگاري فقط مجلس دعا بود اما امروز تنها بهانه‌اي براي جمع شدن زنان محله و خويشاوند دور همديگر است تا داشته هاي هم را به رخ يكديگر بكشند، به چشم و هم چشمي‌هايشان دامن بزنند، با سحر و جادوهايي كه مي‌خوانند زندگي‌ها را از هم بپاشانند و در پايان مراسم هم بزن و برقصي به راه بيندازند.

اين روزها همه چيز جور ديگري است...

+ نوشته شده توسط .....خرسند در یکشنبه نوزدهم آبان 1387 و ساعت 4:19 |
وي به محتواي ديدارهاي خود با مراجع تقليد نيز اشاره كرد و گفت: در اين جلسات رسمي، بحث‌هاي مختلفي مطرح شد كه بحث خطرات ترويج خرافه‌پرستي و انديشه هاي انحرافي از جمله مهمترين اين موارد بود.

وي تصريح كرد: در اين ديدارها علماي بزرگوار مواردي را در خصوص دغدغه‌هاي اجتماعي و فرهنگي و نيز پيشگيري و تدبير نسبت به جريانات انحرافي مطرح كردند كه توضيحات لازم ارائه و دستورات مقتضي صادر شد.

دري نجف‌آبادي با بيان اين‌كه مردم مسلمان كشورمان بايد در مقابله با مباحث وهابي‌گري و خرافه‌پرستي كاملا آگاه باشند، گفت: مردم بايد مراقب افراطيون و خشونت‌طلباني كه آمريكا، انگليس و صهيونيست‌ها نيز پشت سرشان قرار دارند، باشند.

وي با اشاره به فرا رسيدن مراسم حج، اظهار كرد: برخي آخوندهاي درباري و خودفروخته كه از هر فرصتي براي خدشه وارد‌كردن به وحدت مسلمانان استفاده مي‌كنند، حج را نيز فرصتي براي بيان عقايد خرافي خود مي‌دانند.

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام همچنين با بيان اينكه بايد در كشور خلأ‌هاي موجود را پر كنيم تا فضا براي خرافه‌پرستان فراهم نشود، اظهار كرد: متاسفانه معابر را براي ورود اين افكار باز گذاشته‌ايم.

دادستان كل كشور با طرح اين سؤال که آيا به اندازه كافي تربيت‌هاي ديني و معنوي را به فرزندان و جوانان كشورمان مي‌دهيم، از خانواده‌ها ـ نظام آموزشي و رسانه‌ها خواست در انتقال مسائل و مطالب ديني عنايت ويژه‌اي مبذول دارند.

وي با تاكيد بر اين‌كه رفع نياز فرهنگي و تربيتي جوانان وظيفه همه ارگان‌ها از جمله حوزه‌هاي علميه و دانشگاه‌ها است، افزود: طلاب و دانشجويان بايد خود را به علم روز مجهز كنند و بر‌اساس نيازهاي روز حركت كنند.

وي در پايان به مساله قوميت‌گرايي در كشور اشاره و اظهار كرد: خوشبختانه مردم بيدار و آگاه ايران اسلامي به ويژه مردم آذربايجان شرقي در مقابل توطئه‌هاي دشمنان آگاه و بيدار هستند و در برابر سياست‌هاي قوميت‌گرايي برخي كشورهاي جهان آگاهانه رفتار خواهند كرد. 
+ نوشته شده توسط .....خرسند در یکشنبه نوزدهم آبان 1387 و ساعت 4:16 |

الحمدلله‌الذی‌فضل‌انبیائه ‌و اولیائه‌علی‌جمیع‌ ‌الخلایق‌و الامم ‌و خصص‌سرائرهم‌ ‌بخصایص الحقایق و الحکم، و الصّلوﺓ و‌‌‌‌‌ السلام علی‌ ‌محمّد مفخرالعرب و‌ العجم و علی سید الولیاء علی الکریم الاکرم، و علی‌آله و اتباعه الهادین الی طریق الاقوم.

این آیات و روایات و احادیث از قرآن،کتاب الله(جل جلاله) و سخنان انبیاء و اولیاء و اوصیای الهی (علیهما جمیعا السلام والصلوات)و کسانی نقل شده که مورد قبول واعتقاد قاطبۀ علمای شیعه میباشند.با خواندن این آیات واحادیث مردی آزاده همچو حربن ریاحی از قلب کفر به آغوش ولی ِ مرشد  شتافت.

 

و اما بعد:

پیامبر(ص):الفقر فخریو انا افتخر به علی سائر الانبیا

درویشی افتخار من است و من به آن بر دیگر پیامبران افتخار می کنم

(سفینة البحار_ج2_ص378)

 

من یهدی الله فهوالمهتد ومن یضلل فلن تجد له ولیا مرشدا

آنکه خدا هدایتش کند پس هدایت شد وآنکه گمراه شد پس هرگز ولی مرشد را نیافت(کهف17)

 

واذکر ربک فی نفسک تضرعا و خفیة و دون الجهر من القول بالغدو والاصال و لا تکن من الغافلین

وپروردگار خود را ذکر کن در درون خود به زاری و ترس و پست تر از گفتار بلند صبحگاهان و شبانگاهان و از غافلین نباش.(اعراف205)

 

لکل قوم هاد

برای هر قومی(در هر زمان)یک هادی هست.(رعد7)

و در ادامه :

 

تشویق السالكین نوشته ملا محمد تقی مجلسی

(انتشارات نور فاطمه، ۱۳۷۵)

 

اما بعد چنین گوید محتاج غفران رب و فی و پرودگار علی محمد تقی مجلسی بر ضمایر صافیه ارباب دانش و بینش پوشیده نماناد که علت غائیه ایجاد جن و انس شناخت حضرت باریست عزو جل، چنانچه آیه وافی هدایه وما خلقت الجن و الانس الّا لیعبدون. ای لیعرفون  بر آن ناطق است.

و اقرب طرق بمعرفت الهی، طریقه حقه رضویه ذهبیه معروفه مرتضوی است که طریق تصوف و حقیقتش نیز خوانند و آن عبارت است از تحصیل قرب معرفت رب العامین بطریق زهد و ریاضت انقطاع از خلق و مواظبت بر طاعت و عبادت.

و بالجمله فضیلت اصحاب صفه محتاج به بیان نیست و هر یک از ایشان را صفی میگفتند یعنی منسوب بصفه، تا بکثرت استعمال صاد را اشباع وفاء را مخفّف ساخته اند صوفی شد. چنانکه شیخ ابو سعید سهروردی و غیره در وجه تسمیه این جماعت بصوفی گفته اند: ایشان بیشتری پشمینه پوش بودند، ایشان را صوفی میگفتند.

و مؤید این قول است کلام حضرت امیر علیه السلام که در میان این طایفه مشهور است. شیخ ابن جمهور لحساوی که از اکابر علمای شیعه است در کتاب غَوالی روایت کرده که آن حضرت فرموده اند: تصوف را از صوف گرفته اند و این سه حرف است، صاد از صبر و واو را از وفا و فاء را از فقر و فنا.

و همچنین اکابر علمای شیعه از متقدمین و متأخرین جمعی که واقف بوده اند بر طریقه اهل بیت و تتبع ایشان بیشتر بوده از علمای این زمان، همه این مسلک را داشته اند و درین فن تصنیفات نموده اند، چنانچه استاد البشروقدوﺓ المحققین، نصیر المله والدین که در میان علمای شیعه بلکه در بنی آدم بعد از انبیاء و اوصیاء مثل او بحر محیط بر جمیع علوم بهم نرسید و در این علم چند تصنیف دارد و در فصول عربی که در علم کلام نوشته، بعد از انبات ذات و صفات الهی میفرماید که: از دلایل عقلی  و برهانی آنچه من درین رساله در بیان ذات و صفات الهی نقل نمودم، کافی است. زیرا که بیش از این نمیتوان دانست و در علم کلام زیاده از این کسی را میسر نه.

پس اگر کسی ترقی کند از این مقام، باید ریاضیات شاقّه بکشد و نفس اماره را محبوس گرداند تا از تخیلات واهیه رسته، خدا در رحمت بروی او بگشاید و دل او را بنور هدایت منوّر گرداند تا از مجاهده نفس مشاهده نماید آثار ملکوتیه و اسرار جبروتیه را، ومكشوف گردد بر دل او حقیق غیبیه و دقیق فیضیه، اما این قبائی است، ندوخته اند بر قد و قامت هر صاحب قدی بلکه افضال خدایتعالی است، میدهد بهرکس که میخواهد. بعد از آن میگوید بگرداند خدای تعالی ما را و شما را از سالکین طریق و طالبان وجه مطلق کند. و ازین باب، گفتگوهای بسیار دارد و همچنین ورام کندی از اکابر علمای شیعه است، کتابی تالیف نموده تمام در بیان مجاهده نفس و زهد امت و ریاضت و بیان خصال حمیده و صفات رذیله و در علاج آن اوصاف احادیثی که در هر باب وارد است و تحریص و ترغیب او بزهد و ریاضت، محتاج بیان نیست.

و همچنین نقیب نقبای آل ابی طالب سید رضی علی بن طاووس قدس سره که از اکابر علماست و فضایل و مناقب او در کتاب رجال مذکور است، مسلک زهد و ریاضت داشته چنانکه شیخ شهید مکّی رحمه الله در کتاب اربعین حدیث، اوصاف او را می‌شمارد و می‌گوید ازهد زمان خود بود و صاحب‌کرامات و کمالات بود و اقوال و افعال او از ریاضات و خارق عادات و توجهاتی که حضرت صاحب الامر علیه السلام درباره او کرده اند از کثرت شهرت محتاج به بیان نیست.

و همچنین سید محمود آملی صاحب نفایس الفنون که معاصر علامه حلّی قدس سره و از افاضل علمای شیعه بود، در کتاب مذکور استقصای تمام کرده در بیان اصطلاحات صوفیه و آداب سلوک و اقسام مکاشفات و اطوار و مقامات.

و همچنین سید حیدر آملی صاحب تفسیر بحرالابحار کتابی بقرب هفتاد هزار بیت از دلایل و احادیث اهل بیت علیهم السلام تصنیف نموده در بیان آنکه شیعه ای که صوفی نباشد، شیعه نیست و صوفی که شیعه نباشد، صوفی نیست، و در سبب تصنیف کتاب گفته که چون دیدم منازعه در میان جهال طالبان علم شیعه و ناقصان صوفیه هست این کتاب را نوشتم تا بدانند که تصوف طریقه مرتضوی است و تصوف و تشیع یک معنی دارد و این مخالفت از عین نادانی و نقصان عقل طرفین است. و همچنین از قدوه المحدثین و جمال السالکین، شیخ ابن قهد الحلی علیه الرحمه در ریاضت و عزلت و انقطاع از خلق مثل تحصین و عدّﺓ الداعی  و غیر هما مشهور است.

و شیخ ابن جمهور لحساوی که از افاضل علمای شیعه است، بیان حقیقت تصوف و علو شأن این طبقه عظمی را و تحقیقات و تدقیقات آنرا بقدر آنکه در حیز بیان درآید در کتاب مجلی المراه که در علم کلام نوشته، نموده و در آنجا بیان نسبت فرقه و سلسله خود را با باقی مشایخ صوفیه بحضرات ائمه هدی علیهم السلام نموده و همچنین در غوالی اللئالی و غیره از تصنیفات خود سخنان و احادیث معتبره و تعریف تصوف را نقل کرده و همچنین شیح شهید مکی از رؤسا سلوک و مشهور است.

سید المحدثین و افضل المجتهدین زین المله والدین العاملی که سند حدیث علمای عصر اکثر، بلکه همه باو میرسد و همه به فتوای او عمل میکنند و درکتاب منڍﺔ المریدین میفرماید:  عالم را بعد از آنکه فرا گرفت، ظواهر شریعت و استعمال کرد آنچه علمای قدما درکتابهای خود تدوین کرده‌اند از نماز و روزه و دعا و تلاوت قرآن و غیرآن در عبادت، چیزهای دیگر هست که معرفت آن واجب و لازم است زیرا اعمالی که لازم است بر مکلف از افعال غیر واجبه، منحصر نیست در آن چه تدوین کرده‌اند بلکه خارج  از آن چیزهایی است که معرفت آن واجب‌تر و مطالب‌آن عظیم‌تر است وآن تطهیر نفس است از رذایل خلقیه از کبر و ریا و حسد و کینه و غیر آن از صفاتی که مبین شده است در علومی که مخصوص است بآن و این تکلیفاتی است که یافت نمی‌شود درکتب شرع و اخبارات و غیرآن از فقه، بلکه ناچار است مکلف را از رجوع کردن در آن بخدمت علمای حقیقت  وکتب ایشان که درین باب نوشته شده. و میفرماید که عجیب است، عالم فریفته شود بعلوم رسمی و راضی‌شود بآن‌ و غافل شود از اصلاح نفس‌خود و راضی‌کردن پروردگار. و نیز در كتاب مذكور می فرمید كه طالب علم بید اول باطن خود را پاک‌ کند از کدورات و هواجس نفسانی و صفات و مهلکات شیطانی تا از روی نیت خالص و اخلاصی تمام مشغول بطلب علم تواند شد و این بی مجاهده نفس صورت نمی‌بندد.

و در طریق مجاهده بر تو باد که رجوع کنی بخدمت صاحبان دل. و اگر ایشان را نیابی گوشه‌گیری و عزلت اختیار کنی. و نیز در کتاب مذکور می‌فرماید که عالم بعد از علوم رسمیه می باید که مشغول شود به تحصیل علوم حقیقت که نتیجه جمیع علوم است و مقصد اصلی از هر چه معلوم گردد. و تحریص و ترغیب شیخ علیه الرﺤﻤﺔ بر تصوف زیاده بر آن است که درین مختصر تواند گنجید.

و همچنین امیر نورالله که از افاضل علمای شیعه است و در اثبات مذهب شیعه تصنیفات او مشهور است، صوفی و از سلسله علیه نوربخشیه است و درکتاب مجالس المؤمنین بدلایل قویه اثبات میکند که جمیع مشایخ مشهور، شیعه بوده اند و طریقه ایشان طریقه اهل بیت علیهم السلام است.

و در کتاب مصائب النواصب که رد بر کتاب فواضح الروافض میر مخدوم شریفی نوشته و در جواب آن که طعن میزند بر شیعیان و می‌گوید دلیل بطلان شیعه همین بس است که اولیا را منکرند و هیچ کس از علمای ایشان صوفی و صاحب دل نبوده اند و از معارف کشفی و حالی خبر نداشته.

امیر نورالله علیه الرﺤﻤﺔ میفرمید که آنچه تو میگوئی عین کذب است و افتراست زیرا تصوف طریقه شیعه است، بلکه عین تشیع است. و استدلال میکند و به تفصیل بیان میکند که از علمای شیعه هیچ کس منکر این طریقه نبوده اند، بلكه همه صوفی بوده اند یا معتقد بصوفیان. و اکثر درین فن، تصنیفات معتبره دارند و شیخ بهاء اﻟﻤﻟﺔ والدین محمد عاملی علیه الرﺤﻤﺔ که سخنان او را در تصوف کسی ندارد و کسی نیست که نشنیده باشد و بخاطر نداشته باشد، و مبالغه او در تصوف بحدی است که در رساله نان و حلوا که در بحر مثنوی منظوم ساخته می گوید:

علم رسمی سر بسر قیل است و قال                نه ازو کیفیتی حاصل نه حال     

طبع را افسردگی بخشد مدام                         مولوی باور ندارد این کلام

در رساله شیر و شکری که برای پیش‌خوانی نظم کرده میگوید:

علم رسمی، همه خسران است                   در عشق آویز،که علم آن است

آن علم، زتفرقه برهاند                                آن علم، تو را ز تو بستاند

آن علم تو را برد برهی                          کز شرک خفی و جلی برهی

آن علم زچون و چرا خالی است                سرچشمه آن علی عالی است

و غزلیات و تصنیفات او در نزد اهل‌تصوف مشهور است. و در اکثر تصنیفات که در باقی علوم کرده مثل حاشیه تفسیر قاضی و اربعین و غیرهما بتقریب در تصوف گفتگوهای عالی دارد و این طایفه علیه همگی نسبت خرقه خود را بحضرت امیرالمؤمنین علیه السلام میرسانند و لهذا این طریقه را طریقه مرتضوی می‌گویند.

چنانکه قدوﺓ المجتهدین جمال اﻟﻤﻟﺔ والدین علامه حلّی علیه الرﺤﻤﺔ  در کتاب شرح تجرید در مبحث امامت می‌فرمید، كه از آن حضرت علیه السلام بتواتر منقول است كه آن حضرتعلیه السلام سید و سرور ابدال بوده‌اند، از همه اطراف عالم بخدمت آن حضرت علیه السلام می آمدند بجهت آموختن آداب سلوك و ریاضات و طریق زهد و ترتیب احوال و ذكر مقامات عارفین.

و در كتاب مذکور مسطور است در بیان فضیلت ائمه علیهم السلام که منتشر و فراوان کرده اند ائمه از علم و زهد و فضل و انقطاع و ترک دنیا را تا غایتی‌که فضلای مشایخ فخر می‌کرده اند به خدمت و بندگی ایشان، چنانچه شیخ ابویزید بسطامی فخر میکرد به آنکه سقا بود در خانه حضرت صادق علیه السلام و شیخ معروف کرخی قدس سره العزیز شیعه خالص و دربان حضرت رضا علیه السلام بود تا از دنیا رحلت کرد.

و هم علامه حلی علیه الرﺤﻤﺔ در کتاب منهج الکراﻤﺔ درجائی که مفاخرت حضرت امیر را می شمارد، میگوید که علم طریقت منسوب است بحضرت امیر المؤمنین علیه السلام و صوفیه کلهم نسبت فرقه خود را بآن حضرت علیه السلام میدهند.

تفصیل این سخن آنست که شیخ ابن جمهور لحساوی علیه الرﺤﻤﺔ، که از اکابر علمای شیعه است در کتاب مجلی المرآت روایت میکند از حضرت رسالت پناه صلی الله علیه و آله که آن حضرت فرمود مرا بمعراج بردند، داخل شدم به بهشت، دیدم در وسط بهشت قصری از یکدانه یاقوت سرخ، بگشود جبرئیل آنرا و داخل شدم در آن قصر. دیدم خانه ای از یکدانه مروارید سفید، پس داخل شدم در خانه. دیدم درمیان آن خانه، صندوقی از نور مقفل بقفلی از نور.

گفتم یا جبرئیل چه‌چیز است این صندوق و چه در آنست؟ پس گفت جبرئیل: یا حبیب الله در آن سرخداست، عطا نمیکند آنرا مگر بکسی که دوست میدارد. پس گفتم باز کن از برای من. پس گفت جبرئیل: من عبدی مأمورم، از خدا بخواه تا آنکه اذن دهد مرا در گشودن. پس سئوال کردم ازحق. ندا آمد از جانب خدایتعالی که ای جبرئیل بگشا در آنرا، پس در را گشود، پس دیدم در آن فقر و خرقه را، پس گفتم ای سید و مولای من چیست این مرقع و فقر؟ ندا آمد از جانب عرش که ای محمد صلی الله علیه و آله این دو چیز را اختیار کرده ام از برای تو و امت تو وقتیکه خلق کرده ام آنرا. و نمیدهم این دو چیز را الا بکسی که دوست میدارم او را و خلق نکرده ام چیزی را که دوست تر دارم ازین دو چیز.

پس حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود که برگزید خدای تعالی فقر و خرقه را از برای من، و اینها دوست‌ترین چیزها است نزد او. پس پوشید این خرقه را آن حضرت صلی الله علیه و آله، و متوجه مقام او ادنی شد. پس چون از معراج بازگشت پوشانید این فقر و خرقه را بامر الهی در حضرت امیرالمومنین علیه السلام وآن حضرت صلی الله علیه و آله و صله بر آن خرقه می دوخت تا گفت وصله برآن دوخته ام چندانکه از دوزنده آن شرم دارم.

و حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام پوشانید بحسن علیه السلام پسرخود، پس پوشانید آنرا به امام حسین علیه السلام پس هر یک از ائمه در یکدیگر میپوشانیدند تا بحضرت صاحب الامر علیه السلام الحال آنخرقه با میراث های انبیاء در نزد حضرت صاحب الامر علیه السلام است و دراعه نبی و سیفه و عصابته و دلدله و الجامعه و خاتم سلیمان و عصاء موسی و آدم و الطشت و التابوت و الجفر و الجامعه و مصحف فاطمه که طولش هفتاد زراع است و در آن است هر چیزی که جاری میشود تا روز قیامت بخط علی علیه السلام و املاء نبی صلی الله علیه و آله فهو الیوم قطب زمانه و ﺨﻟڍﻔﺔ عصره.

بعد از آن مصنف میگوید که بدانکه مراد از این خرقه که در میان مشایخ صوفیه است بعینه همان خرقه نیست بلکه مراد شرایط پوشیدن خرقه است بر وجهی که آن حضرت سلام الله علیه پوشید و پوشانیدن یعنی فرا گرفتن معانی و اسرار بقدر استعداد از صاحب مقام خرقه و پیر کامل، و متصف شدن به صفات و اخلاق او. پس خرقه نشان خرقه معنویه و انتساب است.

و شیخ مذکور در کتاب مسطور بیان نسبت این طایفه را بعضی به کمیل بن زیاد و بعضی به اویس قرنی و غیرهما از اصحاب امیرالمؤمنین علیه‌السلام و ایشان بآن حضرت میرسانند. و بعضی به ابراهیم ادهم و بعضی به بشرحافی وبعضی به سلطان بایزید بسطامی میرسانند و ایشان بحضرت صادق علیه السلام و بیشتری از سلسله هایی كه الحال موجود و مشهورند، به شیخ معروف كرخی میرسانند، مثل شیخ الاعظم المقام المعظم شیخ صفی الدین اردبیلی و مولانای رومی و غیرهما. و ایشان به حضرت رضا علیه السلام و نیست سلسله ای در میان این طایفه که بغیر از ائمه هدی سلام الله علیهم بدیگری منتهی شود. پس این طریقه نیست الا طریقه خاصه ایشان که خود در آن سلوک می نموده اند و بخاصان خود آموخته اند، چنانچه در میان خاصه و عامه شهرت دارد.

و شیخ مذکور در کتاب غوالی اللئالی روایت کرده از حضرت رسول صلی الله علیه و آله که: الشّرڍﻌﺔ اقوالی و الطرڍﻘﺔ افعالی و اﻟﺤﻘڍﻘﺔ احوالی و المعرﻔﺔ رأس ما لی والعقل اصل دینی و الحبّ اساسی و الشّوق موکبی و الخوف رفیقی و العلم سلاحی و الحکم صاحبی والتّوکل زادی و القناﻋﺔ کنزی و الصّدق منزلی و الیقین ماءوائی و الفقر فخری و به افتخرعلی سایر الانبیاء و المرسلین.

و همچنین شارح شرح کبیر در باب حادی عشر در مبحث امامت در بیان فضیلت ائمه علیهم السلام می‌فرماید که اکابر و مشایخ علما مشرف شده به خدمت ائمه، حتی آنکه سلطان بایزید سقائی خانه آن حضرت که امام صادق علیه السلام باشد میکرده، و شیخ معروف کرخی دربان حضرت امام رضا علیه السلام و همچنین شارح نهج المسترشدین در آن جا می فرماید که  علم تصفیه باطن که از اسرار و پنهانی های علوم است، بدرستی که مشایخ طریقت فرا گرفته اند این علم را از آن حضرت یا از اولاد و یا از شاگردان اولاد او.

و همچنین ابن طاووس قدس سره در کتاب طریق ذکر کرده انتساب خرقه مشایخ صوفیه را بائمه هدی علیهم السلام میرساند. سقائی سلطان بایزید را در خانه حضرت صادق علیه السلام و اسلام شیخ معروف کرخی را بتربیت حضرت رضا علیه السلام و دربانی آن حضرت را تا وقت وفات.

+ نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 و ساعت 13:55 |

حجت الاسلام محمد حسن نبوي ، معاون تبليغات حوزه علميه قم، در اجلاس اخير ائمه جمعه سراسر کشور تشکيل ‏اين کميته را تحت عنوان تشکيل "کميته اقليت" متشکل از "کارگروه هاي مقابله با اديان و فرق انحرافي" اعلام ‏کرد.‏

به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل از روزآنلاین، به گفته اين معاون حوزه علميه قم هدف از تشکيل "کميته اقليت" در حوزه قم، "مقابله فرهنگي" با اقليت هاي ديني ‏و جلوگيري از رشد و گسترش اقليت هاي مذهبي در ايران است.‏

بنابر اظهارات منتشر شده حجت الاسلام نبوي در سايت رسمي حوزه علميه قم: "در همين راستا کارگروه هايي در ‏زمينه زرتشتي گري، مسيحيت، بهائيت، صوفيه، اهل حق، وهابيت و عرفانهاي نو، راه اندازي شده و کار آنها اين ‏است که اگر توطئه اي در حال شکل گيري است با آن مقابله فرهنگي کنند."‏

وي همچنين ماموريت "کميته اقليت" در حوزه علميه قم را تحت نظر گرفتن فعاليت هاي اقليت هاي ديني به ويژه ‏تبليغ اديان يا فرقه هاي اقليت عنوان کرد و گفت "اگر اين اديان و فرق عليه شيعه تبليغ کردند و يا کاري انجام ‏دادند که باعث تخريب مباني اسلام و شيعه شود ما در مقابل آنها فعال مي شويم."‏

اين روحاني ارشد در حوزه عليه قم، توضيحي در مورد ماهيت توطئه هاي که به نظر "کميته اقليت حوزه علميه ‏قم" ممکن است دين رسمي کشور را مورد تهديد قرار دهد، ذکر نکرد، اما اقليت هاي ديني در کشور را به ارتباط ‏با خارج از کشور متهم نمود و خاطرنشان کرد: "با اديان و فرقه‌هايي که توسط عواملي از خارج کشور تحريک و ‏تقويت مي شوند تا مرکزيت نظام اسلامي را تضعيف کنند، مقابله فرهنگي مي شود."‏

محمد حسن نبوي در بيستمين گردهمايي ائمه جمعه سراسر کشور همچنين "تهي کردن مجالس مذهبي از محتواي ‏ديني"، "طرح شبهات و مباحث در شکل و قالب فلسفي" و "خارج کردن روحانيت و مرجعيت از محوريت امور ‏ديني" را، از جمله ديگر برنامه‌هاي دشمنان توصيف کرد و با هشدار در خصوص خارج شدن روحانيت از ‏مرجعيت اجتماعي در ايران گفت که اين وضعيت در سال‌هاي اخير شدت گرفته است‎.‎

وي در بخشي از سخنراني خود شهرت هنرمندان را نيز مورد انتقاد قرار داد، وآن را به دشمنان خارجي منتشب ‏کرد، و گفت "قديس‌سازي هنرمندان، تضييع فرصت‌هاي تبليغي روحانيون و هنجارسازي ناهنجاري‌ها از ديگر ‏فعاليت هاي دشمنان است."‏

‎‎کنترل جمعيت اقليت ها‎‎

جمعيت اقليت هاي مذهبي رسمي چون زرتشتي، مسيحي، يهودي و اقليت هايي چون بهائيان که در ايران غير ‏قانوني شمرده مي شوند ، تاکنون به طور رسمي اعلام نشده اما منابع غير رسمي آمار اهل تسنن که بزرگترين ‏اقليت ديني در ايران در ايران به شمار مي روند را ۱۵ ميليون اعلام کرده اند.‏

معاون حوزه علميه قم اما در جريان برگزاري سمينار اخير ائمه جمعه سراسر کشور طي سخناني از رشد جمعيتي ‏اقليت هاي ديني ابراز نگراني و ابراز تاسف کرد ، و گفت‎ ‎‏"متاسفانه در برخي از مناطق شيعي کشور ، دچار ‏رکود جمعيت شده‌ايم و اين يک خطر جدي است‎.‎‏"‏

حجت الاسلام نبوي همچنين نسبت به فعاليت بهائيان و افزايش جمعيت آن ها هشدار داد و گفت "اخيراً حتي بهائيت ‏که به هيچ وجه رسمي شناخته نمي‌شود، به شدت فعاليت مي‌کند‎.‎‏"‏

محمد حسن نبوي همچنين خطاب به ائمه جمعه کشور گفت‎ ‎‏"تمام فرقه‌هاي ايران به شدت فعال شده‌اند و حمايت‌هاي ‏چند جانبه از آنها سوال برانگيز است‎.‎‏"‏

معاون حوزه علميه قم همچنين خواستار شدت عمل بيشتر در مورد رهبران اقليت هاي ديني در کشور شد، و ‏نسبت به "وحدت ملي و مذهبي نيز انتقاد کرد.‏‎ ‎وي گفت‏‎ ‎‏"ما مخالف وحدت نيستيم ولي به واسطه وحدت، ‏سردمداران فرقه‌هاي توطئه‌گر در حاشيه امن قرار گرفته‌اند‎.‎‏"‏

‎‎اقدامات تبليغي جديد‎‎

همزمان حجت الاسلام مهدي شريفي يکي ديگر از مسئولان جديد حوزه علميه قم از تشکيل کميته تخصصي رسانه ‏آي در حوزه علميه قم خبر داده است.‏

شريفي که خبرگزاري رسمي رسا نيوز رسانه رسمي شوراي عالي حوزه از وي به عنوان‏‎ ‎‏"مسئول تشکيل کميته ‏رسانه در حوزه علميه قم" نام برده است به اين خبرگزاري گفته که آين کميته با هدف افزايش فعاليت‌هاي رسانه‌اي ‏حوزه عليمه قم تشکيل مي شود.‏

محمد حسن نبوي اما مي گويد که اين معاونت افرادي را به عنوان کارشناس استخدام کرده تا با ورود به سايت ‏هايي که وي آنان را "سايت هاي منحرف" ناميد از دين رسمي کشور دفاع کنند.‏

معاون تبليغاتي حوزه علميه قم در حضور ائمه جمعه کشور با تاکيد براينکه "امروزه اينترنت يکي از ابزارهاي ‏مهم تبليغ به حساب مي آيد و اگر از آن درست استفاده شود، براي رساندن پيام هاي ديني مناسب مي باشد" گفت" ‏‏"کارشناسان اين معاونت، در سايت هاي شبهه افکن و ضد دين و شيعه حضور پيدا کرده و با مناظره، طرف مقابل ‏را اقناع مي کنند."‏

حجت الاسلام نبوي دليل چنين اقدامي را عدم مراجعه منحرفان به سايت هاي مورد تائيد ذکر کرد، و اظهار داشت: ‏‏"مخاطبان منحرف، علاقه مند ورود به سايت هاي ديني نيستند، بلکه در سايتهاي انحرافي بيشتر پيدا مي شوند، لذا ‏کارشناسان معاونت تبليغاتي حوزه به آن سايت ها وارد مي شوند و اگر شبهه اي مطرح شود، با آنها به مناظره مي ‏پردازند."‏

حجت‌الاسلام زنگنه، يک روحاني در قم به خبرگزاري رسانيوز گفت مسئولان حوزه علميه قم مدعي هستند که اين ‏تغييرات با تفسيري از سخنان رهبر جمهوري اسلامي در خصوص ايجاد تحول در حوزه هاي علميه ايران ‏صورت مي گيرد. وي در عين حال تاکيد کرد "منظور رهبر جمهوري اسلامي از تحول و نوآوري، تغيير در ‏ساختار حوزه نبود، بلکه پالايش حوزه‌ها بود."‏

خبرتشکيل کميته اقليت در حوزه علميه قم در حالي منتشر مي شود که اقليت هاي ديني طي چند سال اخير با ‏فشارها و محدوديت هاي روزافزوني مواجه شده اند.‏

از زمستان گذشته تاکنون دو روحاني سني در زاهدان به اتهام همکاري با يک گروه مسلح در زاهدان اعدام شدند، ‏تعدادي از روحانيان اهل سنت از جمله مدير و چندتن از نويسندگان سايت سني آنلاين ارگان حوزه علميه ديني اهل ‏سنت در زاهدان نيز از ماه ها پيش بازداشت شده اند.‏

تعدادي از رهبران جامعه بهايي در ايران نيز از ابتداي سال جاري بازداشت شده اند، و برخي از مسيحيان در ‏شهرهاي مختلف بازداشت شده يا تحت بازجوئي قرار دارند.‏

+ نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 و ساعت 13:50 |
فَبَشِّرْ عِبادِ، الَّذینَ یسْتَمِعُونَ  الْقَوْلَ فَیتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ

دانشمند عالیقدر محمد بن مرتضی الکاشانی ملقب به مولانا محسن فیض از جملهء فقها و اکابر علمای دوران صفویه است، او در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانش های زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهء شاگردان علامهء عالیقدر ملا صدرا پیوست و سرانجام دختر وی را ازدواج نمود. تبحر مولانا  محسن فیض در تمامی علوم دینی بویژه تفسیر ، حدیث ، فقه ، عرفان، فلسفه و ادبیات عرب و عجم بحدی است که اگر در تمامی دوران سلطنت صفویه بی نظیر نباشد مسلما کم نظیر خواهد بود. همچنین آگاهی و احاطهء او در اصول و فروغ و معقول و منقول بپایه ای رسید که محسود برخی از بزرگان و صاحب منصبان دانش زمان خویش منجمله شیخ احمد احسایی واقع شد.

خاندان فیض عموما از علما و دانشمندان صاحب نام و ذیشرف کاشان بودند، بویژه جدش شاه محمود، پدرش شاه مرتضی و برادرانش مولی محمد معروف به نورالدین و مولی عبدالغفور و فرزندان آنها محمد هادی بن نورالدین و محمد مومن عبدالغفور و فرزند خود فیض مولی محمد ملقب بعلم الهدی همگی دارای مقام عالی و منصب صاحب جاهی بودند که تالیفات و تصنیفات نفیسی داشته اند.

‌آراء و اقوال‌ زیادی‌ از او نقل‌ می‌كنند، كه به زعم متشرعان‌ بیشتر فاسد و باطل‌ است‌ و به‌ اصطلاح‌ مترجمان‌ از آنها بوی‌ كفر می‌آید.
از جمله‌ كسانی‌ كه‌ بر او حمله‌ كرده‌ و او را به‌ كفر نسبت‌ داده‌اند، یكی‌ نواده‌ شهید ثانی، عاملی‌ معروف‌ است؛و دیگر شیخ‌ احمد احسائی‌ كه‌ او را به‌ جای‌ محسن، مسیء نام‌ داده‌ و بسیار می‌گوید «قال‌ المسیء القاسانی‌ تبعاً‌ لامامه‌ ممیت‌ الدین‌ ابن‌ العربی‌ = گفت‌ بدكردار كاشانی‌ به‌ پیروی‌ از پیشوای‌ دین‌ كش‌ خود ابن‌ العربی.» به‌ هر حال‌ هر كسی‌ كه‌ محیی‌الدین‌ را خوب‌ بداند و به‌ عقاید او معتقد شود البته‌ فقیهان‌ درباره‌ی‌ او نظر خوبی‌ نخواهند داشت.
‌از این‌ رو مردم‌ درباره‌ او به‌ چند فرقه‌ تقسیم‌ شده‌اند، گروهی‌ او را مدح‌ می‌كنند و گروهی‌ نكوهش. اما همین‌ دلیل‌ فضل‌ اوست‌ و تقدم‌ وی‌ بر اقرانش‌ و عرب‌ گوید: «كامل‌ كسی‌ است‌ كه‌ اشتباهات‌ او را برشمرند و خوشبخت‌ آنكه‌ لغزشهای‌ او را حساب‌ كنند.
‌میرزا محمد تنكابنی‌ گوید: فیض‌ كاشانی‌ را مقالاتی‌ است‌بسیار بر مذاق‌ صوفیان‌ و فیلسوفان‌ كه‌ مایه‌ كفر است. او به‌ عقاید محیی‌الدین‌ بن‌ عربی‌ اعتقاد داشته، مثل‌ وحدت‌ وجود و نحو آن‌ و از تلامذه‌ ملاصدرا است‌ و دختر او را به‌ نكاح‌ آورد و ملاصدرا او را به‌ فیض‌ لقب‌ داده‌ و ملا عبدالرزاق‌ صاحب‌ شوراق‌ را فیاض‌ لقب‌ داده‌ است. ولیكن‌ صاحب‌ روضات‌ از او به‌ شدت‌ دفاع‌ كرده‌ و همه‌ این‌ اتهامات‌ را از او نفی‌ و برخی‌ از سخنان‌ او را كه‌ در ذم‌ صوفیان‌ است،
بیان‌ كرده‌ كه، در آن‌ سخنان، فیض‌ بر آنها تاخته‌ و بیشتر آنها را به‌ شعبده‌ و بدعت‌ آوری‌ و دروغگویی‌ و افترأ نسبت‌ داده‌ است.
‌اگر چه‌ صاحب‌ قصص‌ العلمأ گفته: «به‌ سبب‌ آنكه‌ ملامحسن‌ فیض‌ مسلم‌ زمان‌ بود لهذا قواعد صوفیه‌ در آن‌ اعصار در نهایت‌ اشتهار گردید.» ولیكن‌ از نظر دور نباید داشت‌ كه‌ ملامحسن‌ فیض‌ از رجال‌ فلسفه‌ و اخلاق‌ و علم‌ بود و تمام‌ هم‌ خویش‌ را مصروف راه‌ علم‌ و معرفت‌ می‌كرد .
و از او و امثال‌ او بعید به‌ نظر می‌رسد كه‌ به‌ خرافات‌ دروغین‌ دل‌ داده‌ باشد. از این‌ رو تصوف‌ او از انواع‌ تصوف‌ جلال‌الدین‌ مولوی‌ و خواجه‌ شیرازی‌ بوده‌ كه‌ همیشه‌ با گروهی‌ كه‌ خود را به‌ دروغ‌ صوفی‌ قلمداد می‌كنند و هیچ‌ صفا ندارند سر نزاع‌ داشتند.
بهانه‌های‌ تكفیر فیض‌ كاشانی‌
آن‌ آرأ و افكاری‌ كه‌ موجبات‌ تشنیع‌ و تكفیر فیض‌ را فراهم‌ كرد، مطالب‌ زیر بود:
1- قول‌ به‌ وحدت‌ وجود، كه‌ در این‌ باره‌ رساله‌ای‌ نوشت‌ و صریحاً‌ قول‌ به‌ وحدت‌ را ابراز داشت، چون‌ «شیخ‌ یوسف‌ بحرانی» فقیه‌ نامی‌ زمان، آن‌ رساله‌ را دید، بر آشفت‌ و «فیض» را تشنیع‌ كرد و به‌ كفر نسبت‌ داد، شیخ‌ احمد احسایی‌ (در گذشته‌ 1243 ه'.ق) كه‌ خود در دین‌ متهم‌ بود خطاب‌ به‌ او نوشت: «قل‌ اناالله‌ و لاتخف‌ فانك‌ بالتصریح‌ تستریح‌ و تریح!»
2- قول‌ به‌ عدم‌ خلود كافران‌ در عذاب‌ دوزخ، این‌ مخالف‌ اعتقاد بسیاری‌ از معتزله‌ و شیعه‌ است‌ كه‌ كافران‌ را مخلد در ناردانند و عذاب‌ را جاودانه.
3-قول‌ به‌ عدم‌ نجات‌ اهل‌ اجتهاد، اگر چه‌ از بزرگ‌ترین‌فاضلان‌ و دانشمندان‌ باشند چه‌ فیض‌ از اخباریان‌ بود، كه‌ به‌ هر تقدیر اجتهاد را جایز نمی‌دانند و با آن‌ مخالف‌اند.
4- قول‌ به‌ اینكه‌ شیء نجس‌ شده، چیز دیگر را نجس‌ نتواند كرد.
5- قول‌ به‌ اینكه‌ آب‌ اگر به‌ نجاست‌ برسد منفعل‌ و دگرگون‌ نمی‌شود.
6- قول‌ به‌ حلال‌ بودن‌ غنأ و شنیدن‌ موسیقی‌ و آرأ دیگری‌كه‌ در فقه‌ غیر از او كسی‌ بدانها نرفته‌ و فتوی‌ نداده‌ است. شك‌ نیست‌ كه: فیض‌ در بیان‌ این‌ فتوی‌ به‌ ویژه‌ از عقیده‌ امام‌ غزالی‌ در «فصل‌ سماع» از احیأالعلوم‌ متأثر بوده‌ و از آن‌ استفاده‌ كرده‌ است.
‌باید دانست‌ كه‌ اگر چه‌ این‌ افكار و عقاید خلاف‌ رأی‌ جمهور فقیهان‌ وعالمان‌ شیعه‌ است، با وجود این‌ بیان‌ كننده‌ روح‌ آزاد و شجاعت‌ علمی‌ فیض‌ است.

مولانا فیض کاشانی پس از اتمام تحصیلات و فراگرفتن مبانی علوم در قم بمنظور استفاضه از محضر سید ماجدین سید هاشم بحرانی به شیراز رفت و به فراگرفتن علوم نقلی پرداخت همچنین بمنظور کسب فیض و استفادهء بیشتر در زمرهء تلامیذ دانشمند گرانقدر ملا صدرا درآمد و به فراگرفتن فلسفه و علم معقول پرداخت و نیز از محضر علمایی چون شیخ سلیمان ماحوزی، ملا محمد طاهر قمی مولی صالح مازندرانی، شیخ بهایی و مولی خلیل قزوینی و شیخ محمد فرزند صاحب معالم خوشه چینی کرد و سر انجام با کسب اجازهء روایت از این بزرگواران صاحب کسوت شد.

 شاگردان فیض :

فیض در طول زندگی خود شاگردان متعددی داشته که گروهی از آنان ، خود از علما و دانشمندان بزرگ محسوب میشوند و از آن دست میتوان مولی ابوالحسن شریف فتونی عاملی اصفهانی مولف تفسیر مرات الانوار و علامه مجلسی صاحب بحارالانوار و سید نعمت الله جزایری مولف انوارالنعمانیه را نامبرد که از او اجازهء روایت داشته اند.

آثار فیض :

آثار فیض گنجینه ایست که کتابخانهء ادب فارسی و علوم اسلامی را تا حد قابل توجهی بارور کرده است و بنا به قول محدث جزایری و صاحب قصص العلما آثار فیض تا حدود بیشتر از دوصد جلد برآورد گردیده است . اهم تالیفات فیض عبارتند از : ابواب الجنان ، تفسیر صافی، تفسیر اصفی، کتاب وافی ( در شرح کافی) ، شافی، مفا تیح ، محجته البیضا( در رسالهء اسرارالصلوه، علم الیقین در اصول دین، تشریح ( در هییت) سفینته النجاه، شرح صحیفهء سجادیه، ترجمته الصلوه (بفارسی) ترجمهء طهارت ( بفارسی) ترجمهء عقاید ( بفارسی) ، فهرست علوم و دیوان اشعار.

تعداد اشعار فیض به سیزده هزار بیت بالغ میشود.

وفات فیض به سال 1090 هجری قمری اتفاق افتاده و مدفن او در کاشان در مقبرهء بنام کرامت یا کرامات واقع است.

 نگاهی به اشعار فیض :

مرتبه واستادی مولانا محسن فیض کاشانی در علوم دینی و کلام و فلسفه به پایه ایست که اشعار او را تحت الشعاع قرار داده و در جامعهء ادب بیشتر ازاو بعنوان دانشمند و فیلسوف و فقیه و مولف نامبرده میشود تا شاعر و سخن پرداز ، اگر چه مقام شعر در پهنهء ادب فارسی تا آنجاست که پس از کلام خدا به گفتار بزرگانی چون حافظ و مولوی و سعدی و نظامی توسل می جوییم و گفتار این بزرگان را چون وحی منزل و حکمی ابدی و لایزال در سر لوحهء دفتر زندگانی جایگزین میکنیم. بهمین لحاظ توجه خاص مولانا محسن کاشانی به اشعار این بزرگان بویژه حافظ و مولانا تا حدی است که آشکارا میتوان بر سلطنت و غلبهء افکار این بزرگواران بر شعر فیض وقوف یافت.

حافظ :

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

وندران ظلمت شب آب حیاتم دادند

فیض :

خنک آن روز که از عقل نجاتم دادند

سوی آرامگهء عشق براتم دادند

حافظ :

دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را

دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا 

فیض  :

از دل که برد آرام حسن بتان خدا را

ترسم دهد به غارت رندی صلاح ما را

حافظ :

حال دل با تو گفتنم هوس است

خبر دل شنفتنم هوس است

فیض :

قصهء عشق گفتنم هوس است

در سر اسرار سفتنم هوس است

مولانا :

ای پاک از آب و از گل پایی بر این دلم نه

از دست و دل شدستم دستی برین دلم نه

فیض :

از دست شد شوقت، دستی بر این دلم نه

برباد رفت خاکم، پایی بر این دلم نه

مولانا :

آمده ام که سر نهم عشق ترا بسر برم

ور تو بگوییم که نی، نی شکنم، شکر برم

فیض :

آمده ام بدین جهان تا کی زنی شکر برم

نامده ام که از شکر قصه برم، خبر برم

از نمونه هایی که آورده شده بخوبی میتوان به میزان ذوق و هنر فیض پی برد و نگرش خاص او را به سخنان بزرگانی چون مولانا و حافظ شناخت.

از خلال اشعار فیض چنین بر می آید که میان او با شاعران هم عصرش بویژه کسانیکه در کاشان روزگار میگذراندند و احتمالا مجامع و محافل شعر خوانی و عرصه هنرنمایی  داشته اند رابطهء دوستانه و علقهء همکاری و همفکری نبوده، زیرا جای  جای به شاعران و سخنوران زمان حمله میکند و گفتار و اقوال آنان را بی مغز و لاطائل قلمداد مبنماید.

تا توانی همچو فیض از مغز گو بگذر ز پوست

همچو شعر شاعران بی مغز و لاطائل مباش

...........................................................

اشعار خشک آرند با وصف بت نگارند

چون(فیض) در حقیقت کس شعر تر نبندد

و گاهی هم شعر خود را نیز مورد انتقاد قرار میدهد و صریحا میگوید: 

درد چو در تو نیست هیچ ، بیهوده در سخن مپیچ

گرم سخن شدی تو (فیض) هست سخن ولیک سرد

مولانا فیض با زهاد و عابدان ریایی نیز ستیزه دارد و در کمتر شعر این گوینده به کنایه و اشارتی در این زمینه بر نمی خوریم.

زاهد در انتظار نعیم بهشت ماند

عابد نماز را به تکلف دراز کرد

..................................................

عارف خدای دید در اصنام و حال کرد

زاهد ز حق به بست دو چشم و جدال کرد

 نگاهی به سیر و سلوک عرفانی مولانا فیض :

خوانندگان  ارجمند : بنده استنباط ا یکه از مطالعهء آثار مولانا فیض کاشانی در ارتباط با سیر و سلوک عرفانی این عالم و فیلسوف  نموده ام، به این نتیجه رسیدم که مولانا فیض بیشتر در آثار خود به سه مرحلهء در زندگانی خود که مربوط به اعتقادات و تجارب  او بوده ، اشاره نموده است.  علم ، عقل و عشق .

زمانی است که مولانا فیض دسترسی به علوم پیدا کرده و به آن فخر میکند و میبالد و سخت معتقد به علم است، چنین میگوید:

حق را نمیگویم به عام، علم این تقـــاضا میکند  ..  آرم برای خام خام ، عــــــلم این تقاضا میکند

عامی اگر پرسد زمن، عامی شوم من در سخن  ..  گویم چرایی ناتمام ، عــــــلم این تقاضا میکند

برهان چو آرد پیش من، برهان بُود هم کیش من  ..  حق را باو گویم تمـام، علم این تقاضا مبکند

آید چو از راه جدل، باشد مـــرا هـم این عمل  ..  برهــــان نیارم در کلام، علم این تقاضا میکند

از نــور مصـــباح یقـــــین تا ره نبینم مستبین  ..  حاشا نهم در راه گام، عـــــلم این تقاضا میکند

حرفی نیارم بر زبان از روی تخمین و گمـــان  ..  مجزوم را ســـــازم امام، علم این تقاضا میکند

از عمر تا دارم نفس از ره نخواهــــم کرد بس  ..  تا در جنان گیرم مقــام ، علم این تقاضا میکند

سایل شوم بر هر دری ، پرسم ز هـــر واپستری  ..  شاید شوم از فیض عام، علم این تقاضا میکند

(فیض) و رهء افتادگی تحصیل علم و سـادگی  ..  بر ساده نقش آید تمام، علم این تقاضا میگند

 بعدا که  که فیض سخت پیرو و مطیع عقل و عالم دین و فرد مطلق مذهبی است ، این حالت را چنین شرح میدهد: 

در کار دینم مرد مرد، عقل این تقاضــا میکند  ..  وز شغل دنیا فرد فرد، عقل این تقاضـــــا میکند

تقواست زاد ره مرا، علم است چشم و زهـد و پا  ..  ره، شاهــراه مصطفی، عقل این تقاضـا میکند

دنیا نمیخــواهم ، مگـــــــر باشد تنم را ماحضر  ..  تن مرکبستم در سفر، عقل این تقاضــا میکند

حرفی نخواهــم زد جز آه، اســرار میدارم نگاه  ..  دارم ز کتمان صد پناه، عقل این تقاضـا میکند

صد گون مدارا میکنم، تا در دلی جــــا میکنم  ..  دشمن ز سر وا میکنم، عقل این تقاضــا میکند

احـــــــکام دین را چاکـرم، راه مبین را یاورم  ..  برخویشتن، خود داورم، عقل این تقاضـا میکند

با اهــل علمم گفتگوست و ز سـرکارم جستجوست      ..      با جاهلانم خلق وخوست، عقل این تقاضا میکند

چون غایت هرره خداست، هرره که میپویم رواست    ..       لیکن من و این راه راست، عقل این تقاضا میکند

من بعد (فیض) و عاقلی ، ترک هوا و جاهلی  ..      فرمانبری بی کاهلی ، عقل این تقاضــا میکند

 ولی زمانی فرامیرسد که فیض این مرز ها را میشکند و بسوی عشق و عرفان میشتابد. عارف و صوفی معتقد است که از راه کشف مستقیما به معرفت خدا واصل خواهد شد. این علم نتیجهء عقل و منطق و درس و بحث مدرسه و علوم رسمی سر بسر قال و قیل نیست، بلکه بسته به اراده و فضل و توفیق خداوند است که این معرفت را به آنهاییکه خود مستعد اخذ معرفت و وصول بحقیقت کرده است، عطا میفرماید. معرفت نور رحمت الهی است که به قلب سالک مستعد و قابل میتابد، و جمیع تعیّنات  و قوای او را در اشعهء نورانی خود محو و مضمحل میسازد و از کار باز میدارد.

حاصل آنکه آنهایی که در طلب خدا هستند برسه گونه اند:

1 ـ اهل زهد و عبادت که به امید بهشت و پاداش اخروی روحانی یا پاداش دیگری از قبیل کرامات، خدا را پرستش میکنند و خداوند از راه فضل خود را به آنها میشناساند.

2 ـ حکمای حکمت الهی که خداوند ، از راه جلال و جبروت خود خود را به آنها میشناساند، اما با استدلال و منطق هیچوقت نمی توانند جلال و جبروت را ادراک کنند.

اندرین ره گر خّرد رهبر بُدی  ..  فخر رازی راز دار دین بُدی

بلکه در ادراک صفات و آثار خداوندی سرگردان و از ادراک ذات الهی بکلی عاجزند، و ماحصل مقالشان این است که ذات الوهیّت ( لایُدرک) است و نتیجهء علم ما این است که ( میدانیم که از ادراک او عاجزیم).

3 ـ عرفا که خداوند بوسیلهء اشراق خود را به آنها میشناساند، یعنی عارف بحالی میرسد که از ماسوی الله منقطع گشته از حدود تعیّنات شخصی خارج میشود و فانی محض میگردد و در خدا باقی میشود.

خلاصه و ماحصل عقیدهء عارف در موضوع محبت و عشق این است که عشق غریزهء الهی و الهام آسمانی است که بمدد آن انسان میتواند خود را بشناسد و بسر نوشت خود واقف شود و وقتی این توفیق برای مولانا فیض دست میدهد ، چنین میگوید : 

عاقل نمی باشـم دمی ، عشق این تقاضـا میکند  ..  غافل نمی باشـــم دمی، عشق این تقاضا میکند

در فکر اویم صبح و شـام ، در ذکر خیر او مدام  ..  کاهل نمی باشـم دمی، عشق این تقاضا میکند

حقم سراپا حق پرســـت، برمن ندارد دیو دست  ..  باطل نمی باشــم دمی، عشق این تقاضا میکند

میلم همیشه سوی اوست، سویی بغیرازسوی دوسـت  ..  مایل نمیباشم دمی، عشق این تقاضا میکند

در کار آن خورشیدوش، چشمم، چو تیر غمزه اش  ..  کاهل نمیباشم دمی، عشق این تقاضا میکند

برداشتم خود را زپیش، دیگر میان او و خــویش  ..  حایل نمی باشـم دمی، عشق این تقاضا میکند

در عشق تا گشـــــتم عَلم، علمم فـــزاید دم بدم  ..  جاهل نمی باشم دمی ، عشق این تقاضا میکند

هرچه او کند من راضیم، هـرچه او دهد من قانعم  ..  سایل نمی باشم دمی، عشق این تقاضا میکند

عشقش بود در جان چو تن، جزعشق اورا (فیض) من  ..  قابل نمیباشم دمی، عشق این تقاضا میکند 

عشق و محبت یکی از عالیترین و مهمترین مبانی و اصول تصوف است.

 با عرض ادب .  سمیع (رفیع)   ....   جرمنی

+ نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 و ساعت 13:45 |

کتب  تازه منتشر شده در سایت تصوف ایران

 

هفت اورنگ

اربعين

شواهد النبوة

نفحات الانس في حضرات القدس - ترجمة العربية     10mb

نقد النصوص في شرح الفصوص عربي      13mb

الفوائد الوافيه - عربي   37mb

الدرة الفاخرة - عربي

+ نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 و ساعت 13:26 |

واعظ  به منبر آمد و  بیهوده  ساز  کرد           در حق  هر گروه  سر حرف  باز  کرد

ملا  به  مدرس آمد و درس  دقیق  گفت        حق را زغیر  حق  بگمان  امتیاز  کرد

خالی  ز معرفت چو  ریاست پناه   شد        انکار   بر  معارف   ارباب راز   کرد

زاهد   در  انتظار   نعیم   بهشت  ماند           عابد   نماز را  به   تکلف  دراز   کرد

مغرور  شد  بعزت  تقدیم   د ر نماز               آن   جاه دوست  کو به امامت نماز کرد

صوفی  به خانقاه درآمد  بوجد  و شور         جمع مرید  را به  لقا  سر  فراز  کرد

بر مسند  محاکمه  قاضی  چو  پا نهاد          دست  نهفته گیر   بهر سو  دراز  کرد

آنکو میان قاضی و خصمین واسطه است       بنهاد  دام  مکرو  سر  حیله  باز  کرد

فتوی پناه   هیچ  مدان   عمامه کوه            بر وفق مدعای کسان مکر ساز کرد

حاکم چو برسریر حکومت قرار یافت             بر بیکسان  شهر   در ، ظلم باز کرد

رشوت گرفت محتسب و نرخ را فزود              از لقمه  حرام  ،  در عیش باز کرد

کوتاه  کرد دست فقیران زمال  وقف              آن میرزا که دست تصدی دراز کرد

مستوفی از زبان قلم  حرف می زند            خود داند وخدا سر دفتر چو باز کرد

دانا چو دید روی زمین را گرفت ظلم            کنجی خزید و در برخ  خود فراز کرد

فیض از فریب شعبده ی اهل روزگار               با حق پناه برد و زخلق  احتراز کرد

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!                         !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

زاهدا  گر ترا  ریاست   لذیذ           من  دلداه  را  خداست   لذیذ

گر ترا  عافیت   بود مطلوب            من  دیوانه  را  بلاست   لذیذ

گر ترا جوی  شیر خوش  آید           نزد من اشک بی بهاست  لذیذ

گرتو با جوی خمرخوش داری        مر مرا  خون دیده هاست  لذیذ

گر  ترا   انگبین   دهد    لذت          حرف شیرین او مراست  لذیذ

گر تو حور و قصور می خواهی          عاشقانرا   ازو   لقاست   لذیذ    

فیض  با  زاهدان  جدال  مکن            عشق نزد خسان کجاست لذیذ؟؟!!

+ نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 و ساعت 13:19 |

خبرنگار سایت مجذوبان نور در شهرستان قم  گزارش داد :ساعت 3 بعداز ظهر امروز سه شنبه 14 آبان ماه 1387 آقای مهندس امیرعلی محمدی لباف مجاز نماز دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی  شهرستان قم ، توسط نیروهای انتظامی و امنیتی ، به دستور شعبه اول دادیاری اجرای احکام  کیفری دادسرای عمومی قم ،  جهت اجرای حکم دادگاه ، دستگیر و روانه زندان شد .

  آقای لباف پس از آنکه  با گزارش و شکایت اداره اطلاعات قم به دستور دادستان تحت پیگرد  قرار گرفت ،در روز 1387/5/23  احضاررواز سوی شعبه 101  دادگاه عمومی جزایی قم به ریاست قاضی پور موسوی محاکمه و به اتهام تشویش اذهان عمومی  و تشویش اذهان مراجع و مقامات رسمی و توهین به مقدسات اسلام از سوی دادگاه جزایی قم ، به تحمل74 ضربه شلاق ، 5  سال زندان و 10 سال تبعید به شهر بابک محکوم گردید  و حکم صادره در دادگاه تجدید نظرشهرستان قم مورد تایید قرار گرفت .

 در ادامه این گزارش آمده است :چون، علیرغم  تخریب حسینیه شریعت قم  و ضرب و شتم دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی ،مجالس  درویشی در این شهر تعطیل نگردید و تهدیدها و تضیع حقوق دراویش مانع از انعقاد مجالس نشد ،مخالفین تصوف از طرق به اصطلاح قانونی اقدام نموده وآقای مهندس لباف را  به دلیل اقامه نماز جماعت در مجالس درویشی،روحانی نبودن (نداشتن عمامه)و نداشتن تحصیلات حوزوی،تظلم خواهی از مسئولین مملکتی و سئوال از مراجع دینی به وسیله نامه ،در دادگاه بدوی و تجدید نظرمحکوم نمودند

+ نوشته شده توسط .....خرسند در سه شنبه چهاردهم آبان 1387 و ساعت 16:43 |

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور،ساعت یک بامداد 14 آبان ماه  1387 جناب آقای فرهان پور (کرمعلی )از مشایخ سلسله نعمت اللهی گنابادی  و چند تن از همراهان ایشان در فرودگاه بندر عباس، بازداشت شدند.

آقای فرهان پور که از سوی دراویش بندر عباس به  این شهر دعوت شده بودند، در ساعت یک بامداد سه شنبه به فرودگاه  بندرعباس وارد می شوند. چند تن از نیروهای امنیتی با یک دستگاه خودرو "ون"  از ورود ایشان به سالن انتظار فرودگاه جلوگیری کرده ،خود را از مامورین ستاد خبری اطلاعات معرفی می نمایندو ازایشان خواسته می شود که به همراه آنان به اداره اطلاعات رفته، اما آقای فرهان پور قبول ننموده ودر یکی از اتاقهای فرودگاه  بیش از یک ساعت مورد بازجویی فرار گرفته  و نهایتا  باپرواز ساعت3  بامداد مجبور به ترک  شهرو مراجعت به تهران می شوند. آقای قلندری مجاز نماز بندرعباس  نیز بازداشت شده  و پس از بازجویی آزاد می گردد.

در این گزارش آمده است نیروهای انتظامی و یگان های ویژه ، فرودگاه بندر عباس را از شب گذشته محاصره ،درب های ورود و خروج را کنترل  و از ورود دراویش که برای استقبال از آقای فرهان پور به  فرودگاه آمده بودند شدیدا ممانعت وحتی از ورود همراهان مسافران به سالن انتظار، جلوگیری می شود .  

این گزارش می افزاید : پرواز ساعت 8 شب ، دوشنبه از تهران به بندرعباس با سه ساعت تاخیر در ساعت 11 شب  انجام می گیرد و هواپیمای  حامل ایشان در ساعت یک بامداد وارد فرودگاه بندرعباس می شود !!

+ نوشته شده توسط .....خرسند در سه شنبه چهاردهم آبان 1387 و ساعت 11:33 |

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور، بامداد امروز سه شنبه 14 آبان ماه  1387 ساعت ۱ بامداد جناب آقای فرهان پور (کرمعلی )از مشایخ سلسله نعمت اللهی گنابادی در فرودگاه بندر عباس بازداشت شدند.

آقای فرهان پور که به دعوت دراویش بندر عباس به این شهر مسافرت می نمایند در بدو ،ورود توسط نیروهای امنیتی و یگان ویژه ، بازداشت و پس از ساعتی  بازجویی  ایشان را مجبور به ترک این شهر می نمایند

در این گزارش آمده است یگان های ویژه ،فرودگاه بندر عباس را محاصره و از ورود دراویش به محوطه فرودگاه ممانعت نموده و آقای قلندری مجاز نماز بندرعباس را نیز بازداشت نموده اند .و بعذ از  باز جویی ایشان نیز آزاد می گردند .

اخبار تکمیلی در خصوص این موضوع متعاقبا  منتشر خواهد شد

+ نوشته شده توسط .....خرسند در سه شنبه چهاردهم آبان 1387 و ساعت 4:59 |

خبرنگار سایت مجذوبان نور از کرج در گزارش امروز خود می نویسد : صبح امروزشنبه11آبان ماه 1387 ،جلسه بازپرسی اخذ آخرین دفاع مرتضی سپندار از دراویش  سلسله نعمت اللهی گنابادی به اتهام توهین به رهبری در شعبه 4 بازپرسی دادسرای انقلاب این شهرستان برگزار شد و بازپرس پرونده کماکان از پذیرش وثیقه بیست میلیون تومانی برای آزادی این درویش خودداری نمود .

این گزارش در ادامه می افزاید : مرتضی سپندار با دستبند و پابند و تحت الحفظ مأمورین زندان در محل دادسرا حاضر شد .وی هم اکنون در قرنظینه زندان رجایی شهر نگهداری می شود و حال جسمانی وی نامناسب گزارش شده و این موضوع  باعث نگرانی شدید خانواده وی گردیده است.
گفتنی است مرتضی سپندار جانباز نیروی دریایی ارتش ایران است و روز 11 مهرماه نیز به دستور اداره اطلاعات کرج ، دستگیر و مدت 4 روز در بند 6 زندان رجایی  بازداشت گردید.

+ نوشته شده توسط .....خرسند در یکشنبه دوازدهم آبان 1387 و ساعت 11:29 |

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 11-8-87 صبح شنبه (  دشمني با تصوف و اسلام با تفرقه افكندن -خانمها )**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 11-8-87 صبح شنبه (استفاده از محققين در ايجاد مخالفت با عرفان اسلامی -آقایان)

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 9-8-87 صبح پنجشنبه   ( عدم انتشار اخبار- -آقایان )**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 11-8-87 صبح شنبه (  دشمني با تصوف و اسلام با تفرقه افكندن -خانمها )**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 11-8-87 صبح شنبه (استفاده از محققين در ايجاد مخالفت با عرفان اسلامی -آقایان)

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 9-8-87 صبح پنجشنبه   ( عدم انتشار اخبار- -آقایان )**

 

+ نوشته شده توسط .....خرسند در یکشنبه دوازدهم آبان 1387 و ساعت 11:4 |
 

خبرنگار سایت مجذوبان نور گزارش داد : روز جمعه 10 آبان ماه 1387 ،در نماز جمعه اصفهان  عده ای با پخش اعلامیه علیه دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی خواستارتخریب مقبره جناب آقای  اسدالله ایزد گشسب (درویش ناصرعلی )در تخت فولاد اصفهان به روش تخریب حسینیه شریعت قم در بهمن ماه 1384 شدند .

در این گزارش آمده است در یکی از روزنامه های محلی اصفهان باتحریک و تشویق امت حزب الله !!به حمله و هجوم به دراویش گنابادی، مقاله ای درج و منتشر گردیده که این مقاله به صورت اعلامیه در سطح وسیعی از جمله در نماز جمعه ،توزیع و پخش شده است .

خبرنگار سایت مجذوبان نور در مصاحبه با اقای کریمی از دراویش گنابادی اصفهان ، با طرح این سئوال که آیا مطرح نمودن  تخریب مقبره ، زمینه وسابقه ای از قبل داشته و دراویش اصفهان چه اقداماتی را  انجام  خواهند داد ؟ پاسخ داد :  در پاییز سال 1379 عده ای از مخالفین تصوف در ارگان های اجرایی و امنیتی  تحت عنوان حزب الله قصد داشتند که مقبره آقای درویش ناصر علی در تخت فولاد اصفهان  را تخریب نمایند که با اجتماع دراویش در مقبره ،از این عمل ممانعت به عمل آمد . اما در ادامه برخوردها، حسینیه دراویش گنابادی اصفهان پلمپ و شیخ بزرگوار سلسله جناب آقای مهندس جذبی (ثابتعلی )را مجبور به خروج از موطن خود نمودند . دراویش در مقابله با این برخوردهای غیر قانونی و ظیفه خود می دانند که  به صورت فردی و جمعی با نوشتن نامه و شکایت به مقامات عالی رتبه کشور آنان را در جریان امور گذاشته و اقدامات جماعتی که به صورت سیار،هر روز در گوشه ای از  کشوربرخلاف قانون و شرع ، مو جبات ستم و تعدی به حقوق دراویش را فراهم می نمایند به گوش مسئولین برسانند.

 

+ نوشته شده توسط .....خرسند در یکشنبه دوازدهم آبان 1387 و ساعت 11:1 |
 

با تشکر از  سایت مجذوبان نور

مجددا یاد اوری می شود جهت  اطلاع از اخبار سایت فیلتر شده مجذوبان نور می توانید از  وبلاگ همین سایت با نام  

  وبلاگ مجذوبان نوراستفاده نموده  و پی گیر مطالب باشید

 

+ نوشته شده توسط .....خرسند در جمعه دهم آبان 1387 و ساعت 11:40 |

به اطلاع یاران ایمانی می رساند :

 

جهت دسترسی به مطالب سایت مجذوبان نور می توانید  از

 

  وبلاگ مجذوبان نوراستفاده نموده  و پی گیر مطالب باشید


مطالب فیلتر شده مجذوبان نور را در اینجا پی گیری کنید

+ نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه نهم آبان 1387 و ساعت 23:0 |

خبرنگار سایت مجذوبان نور گزارش داد: مرتضی سپندار از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی درشهرستان کرج، صبح روز سه شنبه به صورت تلفنی از سوی  بازپرس شعبه دوم دادسرای این شهرستان احضارکه پس از حضور، اتهام توهین به رهبری نظام به وی تفهیم و قرار وثیقه  20 میلیون تومانی صادر شد . علیرغم امکان تودیع وثیقه از سوی خانواده آقای سپندار ، بازپرس صمدی از قبول آن خودداری کرد و مرتضی سپندار بار دیگر تحویل زندان رجایی شهر شد .

این گزارش در ادامه به نقل از یک مقام آگاه در دادسرای کرج که خواست نامش فاش نشود ،  می افزاید : صبح روز سه شنبه 3 تن از مقامات ارشد نظامی کرج !! با حضور در شعبه دوم بازپرسی خواستار رسیدگی فوری و صدور دستور بازداشت این درویش گنابادی شده اند .

بازپرس صمدی پس از صدور قرار وثیقه بیست میلیون تومانی برای این درویش ،‌ پرونده را با قرار عدم صلاحیت به دادسرای انقلاب این شهرستان ارجاع داد که پرونده وی هم اکنون در شعبه 4 بازپرسی دادگاه انقلاب تحت رسیدگی قرار دارد . 

گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور حکایت از آن دارد که دستور بازداشت موقت مرتضی سپندار از سوی بازپرس شعبه 4 دادسرای انقلاب کرج به اتهام توهین به رهبری صادر و وی هم اکنون در سلول انفرادی بند 6 زندان رجایی شهر نگهداری می شود .

گفتنی است مرتضی سپندار جانباز نیروی دریایی ارتش ایران است که روز 11 مهرماه نیز به دستور اداره اطلاعات کرج ، دستگیر و مدت 4 روز درسلول انفرادی بند 6 زندان رجایی شهرکه تحت نظارت اداره کل اطلاعات غرب استان تهران می باشد ، نگهداری شد .

این درویش نعمت اللهی گنابادی پس از آزادی از زندان ، در نامه ای به آیت الله خامنه ای ، ضمن اعتراض به اقدامات غیرانسانی و شکنجه های مأمورین زندان و اطلاعات ، این برخوردها را ناشی از نفوذ عده ای نااهل و نامحرم در نظام اطلاعاتی ایران دانست و خواستار رسیدگی فوری به نامه اعتراضیه خود شد .   

+ نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه نهم آبان 1387 و ساعت 22:51 |

 

 

 

Freegate 6[1].77.zip

نظر به اينكه كميته فيلترينگ به دستور غيرقانوني وزارت اطلاعات اقدام به فيلتر نمودن سايتهاي دراويش نموده بدينوسيله نرم افزار فريگيت را ارسال مينمايد تا توسط آن به راحتي بتوان از  فيلترينگ عبور كرد
 
اين نرم افزار كم حجم بوده و بر روي سيستم شما نصب نميشود 
 
فايل زيپ شده را باز نموده و داخل يك فولدر قرار دهيد
هرگاه خواستيد فيلترشكن را فعال كنيد روي آن كليك نماييد
 
+ نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه نهم آبان 1387 و ساعت 16:19 |

 

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 9-8-87 صبح پنجشنبه   ( عدم انتشار اخبار- -آقایان )**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 8-8-87  صبح چهارشنبه (بیماری و در مان -خانمها )**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 5-8-87 صبح یکشنبه ( لزوم رعایت کامل مجموعه قواعد و قوانین -عشریه -خانمها )**

+ نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه نهم آبان 1387 و ساعت 15:34 |

خبرنگار سایت مجذوبان نور در شهرستان قم  گزارش داد:دادگاه تجدید نظر قم  حکم مجازات 

جناب آقای امیرعلی لباف (ماذون نماز دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در شهرستان قم ) را مورد تایید قرارداد.

 آقای لباف در تاریخ 13/6/1387  به اتهام تشویش اذهان عمومی  و تشویش اذهان مراجع و مقامات رسمی و توهین به مقدسات اسلام از سوی دادگاه جزایی قم ، به تحمل74 ضربه شلاق ،5 سال زندان و 10 سال تبعید به شهر بابک محکوم  شده بود .

آقای لباف پس از آنکه  با گزارش و شکایت اداره اطلاعات قم به دستور دادستان تحت پیگرد  قرار گرفت در روز 1387/5/23  احضاررواز سوی شعبه 101  دادگاه عمومی جزایی قم به ریاست قاضی پور موسوی محاکمه و  محکوم شد.

این گزارش می افزاید : محکومیت آقای لباف به مجازات های سنگین زندان و تبعید به دلیل اقامه نماز جماعت توسط ایشان در مجالس دراویش نعمت اللهی گنابادی در شهر قم ،روحانی نبودن (نداشتن عمامه)و نداشتن تحصیلات حوزوی،تظلم خواهی از مسئولین مملکتی و سئوال از مراجع دینی به وسیله نامه  می باشد

 علیرغم  تخریب حسینیه شریعت قم  و ضرب و شتم دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی ،مجالس  درویشی در این شهر تعطیل نشده و تهدیدها و تضیع حقوق دراویش مانع از انعقاد مجالس نگردید

درادامه این گزارش آمده است آقای لباف در اردیبهشت ماه 1386 نیز به دلیل محکومیت در پرونده تخریب حسینیه شریعت در سال 1384 و امتناع از پرداخت جزای نفدی به مدت 2 ماه در زندان قم بازداشت بوده است .  
+ نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه نهم آبان 1387 و ساعت 15:33 |

به دنبال دستور شورای عالي امنیت ملی ایران برای بایکوت خبری دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی ، موج جدیدی از فیلترینگ سایتها و وبلاگها و پایگاههای اطلاع رسانی مربوط به این طریقت درویشی در ایران ، صبح روز سه شنبه 7 آبان ماه 87 آغاز شد.

مصطفی دانشجو ، کارشناس حقوقی در گفتگو با خبرنگار حقوقی وبلاگ بولتن ضمن اعتراض به این اقدام غیر فرهنگی نهادهای امنیتی ایران گفت : قانون گذار در اصل  24  قانون اساسی آزادی نشر را به رسمیت شناخته است بنابراین نمی توان با استناد به مصوبه داخلی یک نهاد ، حقوق ملت را تضییع کرد. حق دسترسی آزاد به اطلاعات یکی از حقوق اساسی است که در قانون اساسی ایران به رسمیت شناخته شده امّا معلوم نیست چطور یک نهاد غیر قانون گذار که صرفاً مسئله سیاست فرهنگی و امنيتي نظام را تبیین می کند حق این کار را دارد ؟

اشاره مستقیم آقای دانشجو به مصوبه چند سال قبل شورای عالی انقلاب فرهنگی مبنی بر تعیین خطوط قرمز شبکه های اطلاع رسانی رایانه ای و تشکیل کمیته تعیین مصادیق پایگاههای اطلاع رسانی اینترنتی غیر مجاز و مصوبه شورای عالی امنیت ملّی برای بایکوت خبری دراویش نعمت اللهی گنابادی در ایران است که نهادهای قضایی و اطّلاعاتی با استناد به آن نسبت به فیلترینگ و منع ادامه فعالیت سایتها و وبلاگها تصمیم گیری می کنند .

مصطفي دانشجو در ادامه با اعلام اینکه جهان كنوني دهكده ايست كه اقوام و ملل در كوتاهترين زمان ممكن از حال هم باخبرند ، مسدودسازي سایتهای خبری دراویش را كاري عبث برشمرد و افزود : امروزه مرزهای فرهنگي کشورها بسيار به هم نزديك شده است و دسترسی به فضای مجازی اینترنت زمينه را فراهم کرده تا تمام مردم جهان با فرهنگها و مذاهب متفاوت ، بتوانند با هم در تعامل بوده و از حال یکدیگر با خبر باشند و این موضوع ، امروزه یک شاخص قابل توجه توسعه یافتگی کشورها  تلقی می شود.

اين كارشناس حقوقي با غیر قانونی دانستن فیلترینگ سایتهای اینترنتی دراویش ، آن را محاكمه اينترنت به عنوان مظلومي بي دفاع  در روزگار کنونی و زاده اندیشه های متحجرانه و صاحب نفوذ دانست و افزود : متأسفانه هرچه از تخلفات قانوني و صراحت قانون اساسي صحبت مي شود از سرعت آنچه كه در سيستم مخابراتي ايران با هماهنگي برخي نهادها پيش مي رود كم  نمي شود .

دانشجو در پايان با ابراز تأسف مجدد ، گفت : مسدود شدن سایتهای خبری دراویش تأثیری بر روند انعکاس و انتشار اخبار این طریقت درویشی در جهان ندارد و با این برخورد سلیقه ای نهاد های امنیتی و دخالت غیر کارشناسانه در حوزه فرهنگی ، شکسته شدن بایکوت خبری دراویش سرعت فزاینده تری به خود می گیرد و باعث رشد وشکوفائی و بالندگی شبکه ها و پایگاهای اطلاع رسانی این طریقت مذهبی خواهد بود چراکه تجربه مسدود سازی سایر پایگاه های اطلاع رسانی و برخوردهای سلیقه ای با دراویش و پیروان سلسله نعمت اللهی گنابادی و افزایش فشار برآنها چنین موضوعی رابه اثبات رسانده است

+ نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه نهم آبان 1387 و ساعت 5:11 |
به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور  ساعت 10 صبح امروز سه شنبه 7 آبان ماه 1387 ،نماینده سه ارگان  دادستانی ، اداره اطلاعات و نیروی انتظامی وارد منزل شخصی آقای جلال خرمروز از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی شده و اتاق پذیرایی محل سکونت وی را پلمپ نمودند.

 درادامه این گزارش آمده است،چون آقای خرمروز  در بدو مراجعه مامورین و ورود آنان به منزل ، حضور نداشته به اعتراض از مامورین  تقاضای مجوز قضایی  می  نماید .مامورین بدون ابلاغ کتبی ، حکمی را  نشان داده اند که در بخشی از آن چنین آمده است :" طی نامه اداره اطلاعات شهرستان پارسیان (عسلویه )... و بنا به دستور شورای تامین این شهرستان نسبت به پلمپ نمودن خانقاه مجالس دراویش گنابادی در کوشک کنار اقدام گردد."

به آقای خرمروزنیز  اعلام  گردیده است که فردا ساعت 8 صبح باید  به دایره اطلاعات نیروی انتظامی جهت معرفی به دادستانی شهرستان پارسیان ، مراجعه نماید .

+ نوشته شده توسط .....خرسند در چهارشنبه هشتم آبان 1387 و ساعت 5:20 |

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور،صبح امروز سه شنبه 7 آبان ماه 1387 آقای مرتضی سپندار از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و جانباز نیروی دریایی ارتش به اتهام توهین به مقام رهبری ،با قرار 20 ملیون تومانی از سوی شعبه دوم بازپرسی شهرستان کرج بازداشت شد.

وی چندی پیش با ارسال  نامه ای به رهبری نظام، ضمن اعتراض به ظلمهای رفته برخویش و شرح برخوردهای غیر قانونی از سوی نیروهای امنیتی ، از ایشان تقاضای رسیدگی  نمود  که متن این نامه از طریق  سایت مجذوبان نور جهت تنویر افکار عمومی  انتشار یافت

+ نوشته شده توسط .....خرسند در چهارشنبه هشتم آبان 1387 و ساعت 5:17 |
حضرت زینب (س) خطاب به یزید بن معاویه خلیفه وقت حکومت اسلامی گفت :

یا یَزید!! کِد کَیدَک وَاسعِ سَعیَک، ناصِب جَهدَک، فَوَاللهِ لا تَمحَو ذِکرَنا وَ لا تَمیتُ وَحیَنا...

ای یزید!! هر نیرنگى خواهى بزن، و هر اقدامى كه توانى بكن، و از هر كوششى دریغ منما، كه سوگند به خدا نه مى‌توانى نام ما را محو كنى، و نه مى‌توانى وحى ما را خاموش كنى… (بحار الانوار، جلد 45، صفحه 135 و اللهوف، صفحه 77)

خبرهای رسیده  حاکی از آن است که در بعضی از نقاط کشور سایت مجذوبان نور فیلتر شده است ودر روزهای آینده این اقدام که زاده اندیشه و سیاستی پوشالی و متحجر است سراسری خواهد شد ودر ادامه این سیاست  احتمال دارد سایتها و وبلاگهای بیشتری از دراویش رامسدود نمایند. یک سال  پیش برای اولین بار سایت مجذوبان نور را فیلتر نمودند  و امروز برای دومین بار است که شاهد  هنر نمایی!!. آقایان!! هستیم ،اگر در این مدت به نتیجه ای رسیده اند !! از این به بعد هم خواهند رسید !!

برنامه ریزان بایکوت خبری دراویش و سیاست مدارانی که دستور به این گونه اقدامات غیر انسانی  می دهند وبا آزادی های مشروع و قانونی شهروندان مملکت ،مخالفت می کنند چه اهدافی را دنبال می نمایند ؟

آیا با فیلترینگ مراکز خبری دراویش ،  معاندین تصوف و عرفان، به کدام یک از اهداف خود نزدیک می شوند ؟ آیا در این زمانه تصور این موضوع که می توان مردم را در بیخبری به بند خرافات کشید ،خیالی عبث نیست ؟ ؟ آیا هر کس نظری غیر از حزب موتلفه و انجمن حجتیه داشت ، دشمن اسلام، دشمن تشیع، دشمن نظام ، دشمن انقلاب و متهم به بر اندازی خواهد بود؟ ؟ آیا کسی نیست که تاریخ ظلم و جور را به یاد آقایان آورده تا تذکری باشد که این روزها در گذر است و روزگاری خواهد آمد که اینچنین نخواهد بود ؟!! کسی برایشان نگفته است که قیامتی در پیش است که پرده ها کنار میرود ، نقابها خواهد افتاد ،حقیقت آشکار می شود ، بی عدالتی  به زنجیر کشیده می شود و خدا خدایی خواهد کرد !!

 

وقتی قانون و نظارت قانونی بر مراکز دولتی و خصوصاً امنیتی حاکم نباشد و بعضی از مجریان امور در اتخاذ روشها و موضع گیری ها دست خود را باز ببینند و اجتهاد شخصی افراد میزان و ملاک  قرار بگیرد و هر حزب!! و انجمنی!! به راحتی بتواند در آن نفوذ کند، شرایط بهتر از این نخواهد بود!! .

اساس سیاست را بر حذف و برخورد فیزیکی گذاشته اند و با قوانین خود ساخته و برداشتهای عجیب و غریب از قانون اساسی و تفسیرعجیبتر از متون دینی، هر کاری را انجام می دهند و به احدی نیز پاسخگو نمی باشند  با افزودن پسوند اسلامی به افعال و افکار خویش خط قرمزهایی ترسیم می کنند که گذشتن از آن به معنی نابودی و ارتکاب بزرگترین جرایم است .

کمتر کسی هم جرأت دارد که بگوید این اعمال، زدن چوب حراج به مقدسات و خیانت به ارزشهای اعتقادی و بدعت در دین و زیر پا گذاشتن آزادی و عدالت و حقوق انسانها آن هم به نام دفاع از اسلام و دیانت است . .اما تا کی !! تیغ تزویر برش خواهد داشت !!؟؟

آقایان !! اطمینان داشته باشید ،با اتخاذ این روشها به جایی نخواهید رسید .زمستان خواهد گذشت و ......؟؟!!!!!!!

+ نوشته شده توسط .....خرسند در چهارشنبه هشتم آبان 1387 و ساعت 5:16 |
مطلع شديم كه  سايت مجذوبان نور  مجدد‍‍ا به دست تيغ بي قانوني فيلترينگ سپرده شد و عده اي از هم وطنان و ياران ايماني نمي توانند به اين  سايت  دسترسي د اشته باشند .

وبلاگ هاي دراويش  سلسله گنابادي كه هر كدام با توجه  به تشخيص خود  دست به  ايجاد وبلاگ نموده اند بر خود لازم مي دانند به منظور ايجاد پل ارتباطي با  هم وطنان و عزيزاني كه پي گير وقايع و برخورد هاي غير قانوني با دراويش گنابادي هستند ،ضمن درج مطالب سايت مجذوبان نور   نام وبلاگ خود را تغيير داده و از عنوان مجذوبان نور براي وبلاگ خود استفاده نمايند  تا هم دسترسي به مطالب  ميسر شود و هم اعتراضي باشد بر اقدامات افراد خود سر و لجام گسيخته اي كه فكر مي كنند با  فيلتر نمودن و بايكوت خبري دراويش گنابادي مي توانند بر ظلم هايي كه نسبت به  فقراي نعمت اللهي وارد ميشود سر پوش گذاشته و به اعمال خلاف شرع و قانون خود ادامه دهند

در همين  راستا وبلاگ بایاران (فیلتر شده) و  عرفان 121و  یاران مجذوبان نور  با ادرس قبلي ولي با عنوان مجذوبان نور فعاليت خود را ادامه خواهد داد.

 

+ نوشته شده توسط .....خرسند در سه شنبه هفتم آبان 1387 و ساعت 10:6 |
سایت مجذوبان نور : یکی از مخاطبین مجذوبان   به نام آ قای سیاوش حمیدی ،بعد از صدور حکم آقای امیر علی محمدی لباف ، در خصوص  نماز جماعت و امامت آن  توسط  شخصی غیر روحانی ،قداست لباس  روحانیت و محل اقامه نماز ، از مراجع مختلف استفتاء و برای  سایت مجذوبان نور ارسال نموده است که متن این استفتاعات  به تدریج جهت تنویر افکار عمومی منتشر خواهد شد

 

+ نوشته شده توسط .....خرسند در سه شنبه هفتم آبان 1387 و ساعت 8:22 |
 

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 5-8-87 صبح یکشنبه ( لزوم رعایت کامل مجموعه قواعد و قوانین -عشریه -خانمها )**
 
+ نوشته شده توسط .....خرسند در سه شنبه هفتم آبان 1387 و ساعت 8:20 |
 
+ نوشته شده توسط .....خرسند در یکشنبه پنجم آبان 1387 و ساعت 10:29 |
پریسپری 3

دکترسیدمصطفی آزمایش

 
+ نوشته شده توسط .....خرسند در یکشنبه پنجم آبان 1387 و ساعت 10:26 |
+ نوشته شده توسط .....خرسند در یکشنبه پنجم آبان 1387 و ساعت 9:44 |

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه  2-8-87 شب جمعه   ( تفسیر پند صالح -خدمت-مصافحه )

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه  25-7-87 شب جمعه   ( تفسیر پند صالح -خدمت )

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 3-8-87  صبح جمعه( حق و وظیفه پدر و مادر وفرزند-بیداری سحر-خانمها )**

+ نوشته شده توسط .....خرسند در یکشنبه پنجم آبان 1387 و ساعت 9:38 |